دریاها میتوانند جهان را روشن کنند
طبق یک مطالعه تازه، اگر تنها۱درصد ازآبهای ساحلی مناسب جهان رابرای نیروگاههای بادی وخورشیدی بهکار بگیریم، ظرفیت تولید و تامین یکسوم برق مصرفی جهان تا سال ۲۰۵۰ را خواهد داشت. این رقم معادل بیش از 6 هزار تراواتساعت از انرژی بادی دریایی و 14 هزار تراواتساعت از انرژی خورشیدی دریایی در سال است. علاوه بر آن، چنین سطح تولیدی میتواند جلوی انتشار سالانه تقریبا ۹ میلیارد تن دیاکسید کربن را بگیرد.
با توجه به محدودشدن زمینهای مناسب برای انرژی بادی و خورشیدی روی خشکی (بهدلیل رقابت با کشاورزی، محیط زیست و کاربریهای دیگر)، حرکت به سمت انرژی دریایی (با فضای وسیعتر دریا و ساحل) بسیار وسوسهانگیز است.
چرا یک درصد ساحل؟
محققان برای این برآورد، مناطقی از دریا را در نظر گرفتهاند که شرایط زیر را داشته باشند: عمق کمتر از ۲۰۰ متر (تا امکان نصب تجهیزات وجود داشته باشد)، فاصله کمتر از ۲۰۰ کیلومتری از جمعیت انسانی (برای انتقال برق به خشکی) و سطح مناسبی از وزش باد یا تابش خورشیدی. این همان بخش «قابل استفاده» از ساحلهاست که بر پایه دادههای جهانی شناسایی شدهاند. از همین بخش، تنها ۱ درصد هم برای رسیدن به هدف ذکرشده کافی است.
شکاف بزرگ بین پتانسیل و واقعیت فعلی
در حال حاضر، برق دریایی سهم بسیار ناچیزی از تولید جهانی دارد؛ کمتر از0.3درصد. براساس روند رشد کنونی، تولید از نیروگاههای دریایی تا سال ۲۰۳۰ ممکن است به حدود ۹۰۰ تراواتساعت برسد، یعنی هنوز خیلی پایینتر از 6000 تراواتساعت هدفگذاری شده است. برای دستیابی به آن هدف بزرگ تا ۲۰۵۰، باید سرعت نصب و توسعه سالانه تقریبا هفت برابر مقدار فعلی باشد.برای انرژی خورشیدی دریایی شرایط حتی دشوارتر است. این فناوری هنوز در مرحله آزمایشی است و فعلا سهم قابلتوجهی در تولید برق ندارد. تحقق 14 هزار تراواتساعت برق خورشیدی دریایی تا ۲۰۵۰ نیازمند رشد سالانه مداوم و بیسابقه (بیش از ۴۰ درصد در سال) برای دو دهه متوالی است؛ رشدی که تاکنون هیچ منبع انرژی در تاریخ تجربه نکرده است.
چه چیزی سد راه است؟
بسیاری از مناطق با پتانسیل بالا در آبهای عمیق هستند؛ استفاده از توربینهای ثابت در بستر کف دریا ممکن نیست و در نتیجه باید به توربینهای شناور متوسل شویم. اما این فناوری هنوز سهمی بسیار کوچک (حدود 3/0 درصد) در ظرفیت بادی دریایی دارد. از سوی دیگر توربینهای شناور، کابلکشی زیردریایی، لنگراندازی در عمق و نگهداری در شرایط سخت دریا؛ همه اینها هزینه و پیچیدگی زیادی دارند.اکنون این روش بهشدت گرانتر از توربینهای ثابت است و برای تجاری شدن نیاز به یارانه یا کاهش هزینه بسیار دارد و اینکه تولید برق در دریا باید به خشکی منتقل شده و به شبکه برق وصل شود . این فرآیند نیازمند زیرساختهای انتقال و ذخیرهسازی است که پیچیدگی و هزینه خود را دارد.
سیاست و زمان چالشهای دشوار
همانطور که گفته شدحتی اگرفناوری پیشرفت کند،سه عامل بزرگ دیگرمانع این رویاست؛ اولین عامل اینکه برای رسیدن به هدف تا ۲۰۵۰ باید هر سال حجم نصبها بسیار بیشترشود، رشدی که برای هیچ تکنولوژی انرژی پایدار تابهحال دیده نشده است.
دومین عامل اینکه بسیاری از پروژهها نیاز به سرمایهگذاری فراوان، تضمین قیمت برق، یارانه، مجوز و تعامل با جوامع ساحلی و محیطزیستی دارد. در بسیاری از کشورها، روند مجوز وپذیرش چنین پروژههایی ممکن است سالهاطول بکشد.
و مورد آخر اینکه کشورهای مختلف اکنون روی انرژی خورشیدی و بادی زمینی تمرکز دارند؛زیرانصب راحتتر، هزینه کمتروفناوری بالغتری دارند.انتقال به دریا بهعنوان یک گزینه بلندمدت دیده میشوداماآیا تا سال۲۰۵۰ فرصت کافی هست؟
نقش انرژی دریایی در گذار به انرژی پاک
باوجود این چالشها،نویسندگان مقاله تأکیدمیکنندکه انرژی دریایی ــ بهویژه باد دریایی ــ احتمالا بخشی مهم وحیاتی از شبکه برق پاک جهانی خواهد بود؛بهویژه درمناطقی که خشکی محدود است،یا کشورهای ساحلی باجمعیت زیاد،انرژی بادی و خورشیدی ــ دریایی میتواندجایگزینی مطمئنتروکمتعارضتر نسبت به انرژیهای فسیلی یاحتی نیروگاههای زمینی باشد.
رویای بزرگ با «اگر» کوچک
پتانسیل تئوری استفاده از تنها یک درصد از آبهای ساحلی برای تولید یکسوم برق جهان، چشمگیر و الهامبخش است. اما برای اینکه این تصور به واقعیت بدل شود، باید موانع فنی، اقتصادی، سیاسی وزمانی بزرگ را پشتسر گذاشت.اگر جهان بتواند سرمایهگذاری، تحقیق و توسعه گسترده و سریع انجام دهد و با عزم و همکاری بینالمللی مسیر را هموار کند، انرژی دریایی ممکن است نقش مرکزی در تأمین انرژی پاک آینده داشته باشد اما اگر همین کندی و موانع ادامه یابد، تحقق این رویا تا ۲۰۵۰ بعید به نظر میرسد.
چرا یک درصد ساحل؟
محققان برای این برآورد، مناطقی از دریا را در نظر گرفتهاند که شرایط زیر را داشته باشند: عمق کمتر از ۲۰۰ متر (تا امکان نصب تجهیزات وجود داشته باشد)، فاصله کمتر از ۲۰۰ کیلومتری از جمعیت انسانی (برای انتقال برق به خشکی) و سطح مناسبی از وزش باد یا تابش خورشیدی. این همان بخش «قابل استفاده» از ساحلهاست که بر پایه دادههای جهانی شناسایی شدهاند. از همین بخش، تنها ۱ درصد هم برای رسیدن به هدف ذکرشده کافی است.
شکاف بزرگ بین پتانسیل و واقعیت فعلی
در حال حاضر، برق دریایی سهم بسیار ناچیزی از تولید جهانی دارد؛ کمتر از0.3درصد. براساس روند رشد کنونی، تولید از نیروگاههای دریایی تا سال ۲۰۳۰ ممکن است به حدود ۹۰۰ تراواتساعت برسد، یعنی هنوز خیلی پایینتر از 6000 تراواتساعت هدفگذاری شده است. برای دستیابی به آن هدف بزرگ تا ۲۰۵۰، باید سرعت نصب و توسعه سالانه تقریبا هفت برابر مقدار فعلی باشد.برای انرژی خورشیدی دریایی شرایط حتی دشوارتر است. این فناوری هنوز در مرحله آزمایشی است و فعلا سهم قابلتوجهی در تولید برق ندارد. تحقق 14 هزار تراواتساعت برق خورشیدی دریایی تا ۲۰۵۰ نیازمند رشد سالانه مداوم و بیسابقه (بیش از ۴۰ درصد در سال) برای دو دهه متوالی است؛ رشدی که تاکنون هیچ منبع انرژی در تاریخ تجربه نکرده است.
چه چیزی سد راه است؟
بسیاری از مناطق با پتانسیل بالا در آبهای عمیق هستند؛ استفاده از توربینهای ثابت در بستر کف دریا ممکن نیست و در نتیجه باید به توربینهای شناور متوسل شویم. اما این فناوری هنوز سهمی بسیار کوچک (حدود 3/0 درصد) در ظرفیت بادی دریایی دارد. از سوی دیگر توربینهای شناور، کابلکشی زیردریایی، لنگراندازی در عمق و نگهداری در شرایط سخت دریا؛ همه اینها هزینه و پیچیدگی زیادی دارند.اکنون این روش بهشدت گرانتر از توربینهای ثابت است و برای تجاری شدن نیاز به یارانه یا کاهش هزینه بسیار دارد و اینکه تولید برق در دریا باید به خشکی منتقل شده و به شبکه برق وصل شود . این فرآیند نیازمند زیرساختهای انتقال و ذخیرهسازی است که پیچیدگی و هزینه خود را دارد.
سیاست و زمان چالشهای دشوار
همانطور که گفته شدحتی اگرفناوری پیشرفت کند،سه عامل بزرگ دیگرمانع این رویاست؛ اولین عامل اینکه برای رسیدن به هدف تا ۲۰۵۰ باید هر سال حجم نصبها بسیار بیشترشود، رشدی که برای هیچ تکنولوژی انرژی پایدار تابهحال دیده نشده است.
دومین عامل اینکه بسیاری از پروژهها نیاز به سرمایهگذاری فراوان، تضمین قیمت برق، یارانه، مجوز و تعامل با جوامع ساحلی و محیطزیستی دارد. در بسیاری از کشورها، روند مجوز وپذیرش چنین پروژههایی ممکن است سالهاطول بکشد.
و مورد آخر اینکه کشورهای مختلف اکنون روی انرژی خورشیدی و بادی زمینی تمرکز دارند؛زیرانصب راحتتر، هزینه کمتروفناوری بالغتری دارند.انتقال به دریا بهعنوان یک گزینه بلندمدت دیده میشوداماآیا تا سال۲۰۵۰ فرصت کافی هست؟
نقش انرژی دریایی در گذار به انرژی پاک
باوجود این چالشها،نویسندگان مقاله تأکیدمیکنندکه انرژی دریایی ــ بهویژه باد دریایی ــ احتمالا بخشی مهم وحیاتی از شبکه برق پاک جهانی خواهد بود؛بهویژه درمناطقی که خشکی محدود است،یا کشورهای ساحلی باجمعیت زیاد،انرژی بادی و خورشیدی ــ دریایی میتواندجایگزینی مطمئنتروکمتعارضتر نسبت به انرژیهای فسیلی یاحتی نیروگاههای زمینی باشد.
رویای بزرگ با «اگر» کوچک
پتانسیل تئوری استفاده از تنها یک درصد از آبهای ساحلی برای تولید یکسوم برق جهان، چشمگیر و الهامبخش است. اما برای اینکه این تصور به واقعیت بدل شود، باید موانع فنی، اقتصادی، سیاسی وزمانی بزرگ را پشتسر گذاشت.اگر جهان بتواند سرمایهگذاری، تحقیق و توسعه گسترده و سریع انجام دهد و با عزم و همکاری بینالمللی مسیر را هموار کند، انرژی دریایی ممکن است نقش مرکزی در تأمین انرژی پاک آینده داشته باشد اما اگر همین کندی و موانع ادامه یابد، تحقق این رویا تا ۲۰۵۰ بعید به نظر میرسد.
تیتر خبرها




