امیری که میز ریاست نداشت
نماهنگ «جهانپهلوان» جهانی شورانگیز را با تلاقی قهرمانان ملی و امتداد آنان در طول زمان خلق میکند. جهانی که برای نوجوانان، تعریفی از هویت ملی ارائه میدهد و این گروه سنی را با دلاوران ایرانزمین مأنوس میسازد. این اثر در بنیاد مکتب حاجقاسم تهیه شده است. قسمت جدید، امسال همزمان با سالگرد شهادت مرد میدان از شبکههای مختلف سیما پخش شد. در گفتوگو با اسماعیل معنوی، نویسنده و کارگردان جهانپهلوان از چندوچون آفرینش دنیای خیالی این اثر و ملاقات نوجوانان با مشاهیر و پهلوانان ایران پرسیدیم.
نوشین مجلسی - روزنامهنگار
نماهنگ جهانپهلوان به تهیهکنندگی علی گلشاهی در قسمت اول، روایتی منظوم و منثور را از ملاقات تعدادی نوجوان با آرش کمانگیر به تصویر کشید و از این قهرمان تاریخی که پاسدار مرزهای ایران بود، به قهرمان امروز ایران، شهید سلیمانی رسید. قسمت دوم که امسال روی آنتن رفت، این گروه از نوجوانان را به دیدار فردوسی میکشاند تا در محضر او، درباره حاجقاسم حماسهسرایی کنند.اسماعیل معنوی،نویسنده وکارگردان نماهنگ درگفتوگو باجامجم درخصوص شکلگیری ایده پیوند قهرمانان دیروز و امروز کشورمان به جامجم بیان کرد: دوستان از بنیاد مکتب حاجقاسم پیشنهاد دادند کاری برگرفته از کتاب «سربازنامه» بسازم. سربازنامه یک منظومه از افشین علا است که روایت قهرمانان ایرانی را از آرش کمانگیر شروع میکند، به حاجقاسم میرسد و به تفصیل قهرمانی شهید سلیمانی را بیان میکند. این کتاب روایت اساطیری، ملی و انقلابی از این قهرمان دارد. برای همین، حالوهوای ایدهپردازی ما به سمت هویت ملی رفت.ایده مابرای دو سال قبل بود امابعد ازجنگ، باب این موضوع بیشتر بازشد وخیلی از دوستان دارند به هویت ملی و میراث تاریخی ما توجه میکنند.
تقویت هویت ملی نوجوانان
صحبت از قهرمانان ملی برای نوجوانان و آشنا ساختن آنها با اثری فاخر همچون شاهنامه، محور جهانپهلوان است. معنوی درباره لزوم پرداختن به چنین موضوعی گفت:همانطور که نیاز به پرداخت هویت دینی وانقلابی است، باید به تقویت هویت ملی نوجوانان هم توجه شود. گاه به نظر میرسد اتمسفری که ما در آن تنفس میکنیم،همانی است که نسل جدید هم در آن حضور دارد. خیال میکنیم مسأله هویت ملی برای این گروه سنی حل شده و باید سراغ مسائل دیگر برویم اما به نظرم با یک خلأ جدی در این زمینه مواجه هستیم که همچنان باید رویش کار شود.
مخرج مشترک کتاب، تصویر و موسیقی
جهانپهلوان، برداشتی آزاد از کتاب منظوم سربازنامه است؛ اما اشعاری که در نماهنگ از زبان شخصیتهای مختلف شنیده میشود، سروده محمدحسین ملکیان است. کارگردان این نماهنگ تلویزیونی درخصوص دشواری برداشت از کتاب عنوان کرد: سوژه ما سربازنامه بود ولی خیلی سخت است با محوریت یک کتاب، نماهنگی برای نوجوانان بسازی. نماهنگ، اثری پویاست که حسهای مختلف را درگیر میکند؛ هم موسیقی و هم قصه دارد. کتاب، اثری متمرکز و اندیشهای است. مخرج مشترک گرفتن میان این دو، خیلی سخت بود؛ چون باید اثری پویا و هیجانی از آن تولید میشد. وی ادامه داد: از طرفی نوجوانان خیلی سختپسند هستند و دریافتن سلیقه آنان واقعا دشوار است. این گروه سنی هم میخواهد بگوید دیگر بچه نیست ولی آنقدرها هم رشد نکرده که بتوان مثل بزرگسالان با او حرف زد.
از آرش کمانگیر تا شهید سلیمانی
در «جهانپهلوان1» تناسب شخصیتی میان آرش کمانگیر و شهید سپهبد حاجقاسم سلیمانی ایجاد میشود که با زبان تصویر، نشانهها و شعر بروز پیدا میکند. معنوی دراینباره توضیح داد: شخصیت آرش را از این جهت انتخاب کردم که نماد حساسیت روی مرزهای ماست. حاجقاسم سلیمانی هم در عصر حاضر، نماد حساسیت روی مرزهای ایران است. ایشان مسئول حفظ تمامیت ارضی بودند و از بیرون، کشور را مراقبت میکردند. این کارگردان ادامه داد: در سربازنامه نیز قصه حاجقاسم، با آرش کمانگیر شروع میشود. در «جهانپهلوان2» هم قصه ما اینگونه شروع میشود که شاهنامه میافتد و فضا دگرگون میشود. شاهنامه در حماسهسرایی و روایت زندگی قهرمانان، گل سرسبد است. کتابهای دیگری هم داریم اما شاهنامه معروفترین آنهاست. پس ما هم برای روایت قهرمانی سراغ این اثر رفتیم.
نویسنده نماهنگ ازبیان مسائل روز درقسمت دوم گفت و ادامه داد: آشنایی وانس گرفتن بچههابا فردوسی وشاهنامه، پنجرهای است که آنان را وارد فضای هویت ملی میکند. پس پخش آن نباید محدود به سالگرد حاجقاسم باشد. بچهها به شنیدن این قصه نیاز دارند. دردنیای داستان، کاشت،داشت وبرداشت داریم. درقسمت اول،رویکردی درباره شاهنامه فردوسی داشتیم. در نسخه دوم، خیلی روی این موضوع گفتوگو کردیم که چگونه میتوانیم آن را ادامه دهیم و خودمان را محدود نکنیم. درنهایت هم میبینیم که در این قسمت به وجوه مختلف پرداختیم و حتی از جنگ 12روزه هم گفتیم. همچنین توجه بچهها را به فردوسی نشان دادیم و این شخصیت را تکریم کردیم؛ شخصیتی که متاسفانه اخیرا شاهد توهین به مقام او بودیم.
معنوی بیان کرد: همیشه میگویم فردوسی قهرمانباز است و به همین خاطر در قصه عنوان میکند: «بگویید از این جهانپهلوان، که یک شاهنامه بسازم از آن» همانطور که آرش روی مرزهای کشور حساس بود، فردوسی روی قهرمانان ایران حساسیت داشت. پس طبیعتا برایش جذاب است که درباره قهرمان جدید ایران بداند.
احتمال ساخت سریال یا فیلم سینمایی
باتوجه به تعدد قهرمانان ملی و بیانقضا بودن روایت از حاجقاسم، میتوان گفت جهانپهلوان ظرفیت ساخت قسمتهای بیشتری را دارد و حتی میتواند به مجموعهای نمایشی برای نوجوانان بدل شود. از کارگردان در این مورد پرسیدیم که پاسخ داد: جهانپهلوان ظرفیت ادامه داشتن را دارد و به همین خاطر عبارت «ادامه دارد» را در پایان آن گذاشتم. فردوسی، نامهای به دست بچهها میدهد که روایت آن را در «جهانپهلوان3» خواهیم دید. در قسمت قبل هم آرش بازوبندی را به بازوی نوجوان بست و وقتی ماجرا تمام شد، همچنان بازوبند روی بازوی نوجوان باقی ماند. در این قسمت همان پسری که بازوبند بر بازوی اوست، لباس آرش کمانگیر را بر تن دارد. بازوبند او نورانی میشود و بعد بچهها وارد فضای سورئال میشوند. روایت قهرمانی در جنگ 12روزه را همین پسر بیان میکند. فردوسی میگوید: «وطن بیسلیمانی آسوده است؟» او پاسخ میدهد: «کی از شیر بیشه تهی بوده است؟ / همین جنگ آخر چه کردیم ما؟ / جهان دید مرد نبردیم ما» تمام این جزئیات تصویری و تلفیق آن با اتفاقات روز، ظرفیت عظیم این قصه را نشان میدهد. معنوی ادامه داد: به اینکه مجموعه تلویزیونی یا فیلم سینمایی بسازیم، فکر کردم و مذاکراتی هم دراینخصوص انجام دادیم اما باید حمایتهای لازم انجام شود. معمولا مجموعهها و سازمانها برای سرمایهگذاری روی یک ایده، دست و دلشان میلرزد ولی ایدهای که چند گام موفق برداشته است، ریسک ندارد. من از این اثر بازخوردهای فراوانی گرفتم. برای کارهای دیگر به استانهای مختلف سفر میکنم و دیدم بچهها ارتباط خوبی با این نماهنگها برقرار کردند. به روستای «سوختهکوه» در لاهیجان رفتم. بچههای آنجا که متوجه شدند من کارگردان جهانپهلوان و «بچههای خلیجفارس» هستم، بعضی از قسمتهای شعرها را میخواندند.
همکاری با 2 گروه سرود
از معنوی درباره اشعار و همچنین جزئیات اجرای آنها پرسیدیم. او پاسخ داد: قسمت سرود خواندن، لبخوانی است و گروههای سرود آن را اجرا کردند. البته در جهان پهلوان2 یکی از بچهها (تکخوان اصلی) با صدای خود میخواند. در این اثر از گروههای سرود «آوای احسان» و «راحیل» استفاده کردیم. درباره اشعار هم باید تاکید کنم با آقای ملکیان (شاعر) کارهای مختلفی داشتیم؛ میداند من چه میخواهم و من هم میدانم او چه نگاهی دارد. معمولا رویکرد را به شاعر میگویم و متن را مینویسم و از او میخواهم به زبان شعر تبدیلش کند. بخشی از قصه را تصویر به دوش میکشد و بخش دیگر آن که به حماسه ارتباط دارد، بر پایه شعر است. همین باعث میشود سطح کار بالا برود. آهنگین بودن اثر به جذب نوجوانان هم کمک میکند. این کارگردان در پایان درباره انتخاب بازیگران نوجوان گفت: برای گزینش بچهها در هر کاری معمولا از 70تا 80 نفر تست میگیرم و از میان آنها انتخاب میکنم.
تقویت هویت ملی نوجوانان
صحبت از قهرمانان ملی برای نوجوانان و آشنا ساختن آنها با اثری فاخر همچون شاهنامه، محور جهانپهلوان است. معنوی درباره لزوم پرداختن به چنین موضوعی گفت:همانطور که نیاز به پرداخت هویت دینی وانقلابی است، باید به تقویت هویت ملی نوجوانان هم توجه شود. گاه به نظر میرسد اتمسفری که ما در آن تنفس میکنیم،همانی است که نسل جدید هم در آن حضور دارد. خیال میکنیم مسأله هویت ملی برای این گروه سنی حل شده و باید سراغ مسائل دیگر برویم اما به نظرم با یک خلأ جدی در این زمینه مواجه هستیم که همچنان باید رویش کار شود.
مخرج مشترک کتاب، تصویر و موسیقی
جهانپهلوان، برداشتی آزاد از کتاب منظوم سربازنامه است؛ اما اشعاری که در نماهنگ از زبان شخصیتهای مختلف شنیده میشود، سروده محمدحسین ملکیان است. کارگردان این نماهنگ تلویزیونی درخصوص دشواری برداشت از کتاب عنوان کرد: سوژه ما سربازنامه بود ولی خیلی سخت است با محوریت یک کتاب، نماهنگی برای نوجوانان بسازی. نماهنگ، اثری پویاست که حسهای مختلف را درگیر میکند؛ هم موسیقی و هم قصه دارد. کتاب، اثری متمرکز و اندیشهای است. مخرج مشترک گرفتن میان این دو، خیلی سخت بود؛ چون باید اثری پویا و هیجانی از آن تولید میشد. وی ادامه داد: از طرفی نوجوانان خیلی سختپسند هستند و دریافتن سلیقه آنان واقعا دشوار است. این گروه سنی هم میخواهد بگوید دیگر بچه نیست ولی آنقدرها هم رشد نکرده که بتوان مثل بزرگسالان با او حرف زد.
از آرش کمانگیر تا شهید سلیمانی
در «جهانپهلوان1» تناسب شخصیتی میان آرش کمانگیر و شهید سپهبد حاجقاسم سلیمانی ایجاد میشود که با زبان تصویر، نشانهها و شعر بروز پیدا میکند. معنوی دراینباره توضیح داد: شخصیت آرش را از این جهت انتخاب کردم که نماد حساسیت روی مرزهای ماست. حاجقاسم سلیمانی هم در عصر حاضر، نماد حساسیت روی مرزهای ایران است. ایشان مسئول حفظ تمامیت ارضی بودند و از بیرون، کشور را مراقبت میکردند. این کارگردان ادامه داد: در سربازنامه نیز قصه حاجقاسم، با آرش کمانگیر شروع میشود. در «جهانپهلوان2» هم قصه ما اینگونه شروع میشود که شاهنامه میافتد و فضا دگرگون میشود. شاهنامه در حماسهسرایی و روایت زندگی قهرمانان، گل سرسبد است. کتابهای دیگری هم داریم اما شاهنامه معروفترین آنهاست. پس ما هم برای روایت قهرمانی سراغ این اثر رفتیم.
نویسنده نماهنگ ازبیان مسائل روز درقسمت دوم گفت و ادامه داد: آشنایی وانس گرفتن بچههابا فردوسی وشاهنامه، پنجرهای است که آنان را وارد فضای هویت ملی میکند. پس پخش آن نباید محدود به سالگرد حاجقاسم باشد. بچهها به شنیدن این قصه نیاز دارند. دردنیای داستان، کاشت،داشت وبرداشت داریم. درقسمت اول،رویکردی درباره شاهنامه فردوسی داشتیم. در نسخه دوم، خیلی روی این موضوع گفتوگو کردیم که چگونه میتوانیم آن را ادامه دهیم و خودمان را محدود نکنیم. درنهایت هم میبینیم که در این قسمت به وجوه مختلف پرداختیم و حتی از جنگ 12روزه هم گفتیم. همچنین توجه بچهها را به فردوسی نشان دادیم و این شخصیت را تکریم کردیم؛ شخصیتی که متاسفانه اخیرا شاهد توهین به مقام او بودیم.
معنوی بیان کرد: همیشه میگویم فردوسی قهرمانباز است و به همین خاطر در قصه عنوان میکند: «بگویید از این جهانپهلوان، که یک شاهنامه بسازم از آن» همانطور که آرش روی مرزهای کشور حساس بود، فردوسی روی قهرمانان ایران حساسیت داشت. پس طبیعتا برایش جذاب است که درباره قهرمان جدید ایران بداند.
احتمال ساخت سریال یا فیلم سینمایی
باتوجه به تعدد قهرمانان ملی و بیانقضا بودن روایت از حاجقاسم، میتوان گفت جهانپهلوان ظرفیت ساخت قسمتهای بیشتری را دارد و حتی میتواند به مجموعهای نمایشی برای نوجوانان بدل شود. از کارگردان در این مورد پرسیدیم که پاسخ داد: جهانپهلوان ظرفیت ادامه داشتن را دارد و به همین خاطر عبارت «ادامه دارد» را در پایان آن گذاشتم. فردوسی، نامهای به دست بچهها میدهد که روایت آن را در «جهانپهلوان3» خواهیم دید. در قسمت قبل هم آرش بازوبندی را به بازوی نوجوان بست و وقتی ماجرا تمام شد، همچنان بازوبند روی بازوی نوجوان باقی ماند. در این قسمت همان پسری که بازوبند بر بازوی اوست، لباس آرش کمانگیر را بر تن دارد. بازوبند او نورانی میشود و بعد بچهها وارد فضای سورئال میشوند. روایت قهرمانی در جنگ 12روزه را همین پسر بیان میکند. فردوسی میگوید: «وطن بیسلیمانی آسوده است؟» او پاسخ میدهد: «کی از شیر بیشه تهی بوده است؟ / همین جنگ آخر چه کردیم ما؟ / جهان دید مرد نبردیم ما» تمام این جزئیات تصویری و تلفیق آن با اتفاقات روز، ظرفیت عظیم این قصه را نشان میدهد. معنوی ادامه داد: به اینکه مجموعه تلویزیونی یا فیلم سینمایی بسازیم، فکر کردم و مذاکراتی هم دراینخصوص انجام دادیم اما باید حمایتهای لازم انجام شود. معمولا مجموعهها و سازمانها برای سرمایهگذاری روی یک ایده، دست و دلشان میلرزد ولی ایدهای که چند گام موفق برداشته است، ریسک ندارد. من از این اثر بازخوردهای فراوانی گرفتم. برای کارهای دیگر به استانهای مختلف سفر میکنم و دیدم بچهها ارتباط خوبی با این نماهنگها برقرار کردند. به روستای «سوختهکوه» در لاهیجان رفتم. بچههای آنجا که متوجه شدند من کارگردان جهانپهلوان و «بچههای خلیجفارس» هستم، بعضی از قسمتهای شعرها را میخواندند.
همکاری با 2 گروه سرود
از معنوی درباره اشعار و همچنین جزئیات اجرای آنها پرسیدیم. او پاسخ داد: قسمت سرود خواندن، لبخوانی است و گروههای سرود آن را اجرا کردند. البته در جهان پهلوان2 یکی از بچهها (تکخوان اصلی) با صدای خود میخواند. در این اثر از گروههای سرود «آوای احسان» و «راحیل» استفاده کردیم. درباره اشعار هم باید تاکید کنم با آقای ملکیان (شاعر) کارهای مختلفی داشتیم؛ میداند من چه میخواهم و من هم میدانم او چه نگاهی دارد. معمولا رویکرد را به شاعر میگویم و متن را مینویسم و از او میخواهم به زبان شعر تبدیلش کند. بخشی از قصه را تصویر به دوش میکشد و بخش دیگر آن که به حماسه ارتباط دارد، بر پایه شعر است. همین باعث میشود سطح کار بالا برود. آهنگین بودن اثر به جذب نوجوانان هم کمک میکند. این کارگردان در پایان درباره انتخاب بازیگران نوجوان گفت: برای گزینش بچهها در هر کاری معمولا از 70تا 80 نفر تست میگیرم و از میان آنها انتخاب میکنم.
تیتر خبرها




