ماهیت عصر پهلوی و نفوذ نرم غرب
کسانی که اجنبیستیزی انقلاب اسلامی را علت همه مشکلات میدانند، شاید با خواندن تاریخ مشروطه بفهمند که دیگ پلوی سفارت انگلیس در جریان بستنشینی، با خورشت کودتای سوم اسفند پهلوی در دهه بعد، هاضمه غذایی افرادی را فراهم آورد که استقلال و آزادی ایران را یکجا بلعیدند.
دکتر موسی نجفی | استاد دانشگاه
کودتای سوم اسفند پایان دورهای است که پازل ایجادشده در دوره مشروطه تمام شد؛ ما صورتمسألهای در تاریخ ایران داریم که هم در دوره مشروطه دیده شد و هم در انقلاب اسلامی. در جریان مشروطیت دو جریان دینی و سکولاریسم به هم رسیدند. به نظر من مشروطه یک بیداری اسلامی است که در این دوره خود را نشان داده. از سوی دیگر هم جریان مدرنیزاسیون ناقص است که به صد سال قبل هم باز میگردد. این دو جریان در مشروطیت باهم تلاقی پیدا کردند وهرکدام مثلثی را شکل دادند. یک ضلع مثلث بیداری اسلامی، بیداری و اندیشه دینی، ضلع دوم هویت و ضلع سوم هم تجدد دینی است که امروز هم با آن مواجه هستیم. ازسوی دیگر، سه پایه اصلی حکومت پهلوی، سکولاریسم، مدرنیزاسیون وبحران هویت است که میلیتاریسم راهم باید به آنها اضافه کرد.همچنین آن کسانی که نظام اسلامی رادرحمله به اوکراین متهم به شرقگرایی و روسیه ستایی میکنند،اگر مبانی سیاسی عمیقی ندارند بایسته است که بینش تاریخی خود را بامطالعه حمله هلاکو خان مغول به بغداد تقویت کرده و توسعه دهند.
در حمله مغولان به بغداد، یک طرف ماجرا خان فاتح وخونخوار مغول بود وطرف دیگر خلیفه مفلوک و ضعیف سلسله عباسی اما در این موقعیت، متفکر برجسته شیعی خواجه نصیرالدین طوسی با استفاده بجا ازفرصت پیش آمده،نهتنها ایران را از نیروی ویرانگر مغولی تا حدودی زیادی حفظ کرد، بلکه با تاسیس رصد خانه مراغه و سیاست بیطرفی فعال، عزت و استقلال و احیای هویت شیعی ایران رابه جای نوحهسرایی برای خلیفه بخت برگشته وسرنگون شده،مدنظر ووجههمت خودقرار داد؛ سیاستی که بعدها پس از او سرمشق شیخ صفیالدین اردبیلی شد که به تاسیس سلسله صفویه انجامید.صرفنظر از برخی مغرضان، هیچ مورخ ایرانی منصف و دانشدوستی نیست که در طول این هشت سده از سیاست و درایت این خواجه سیاستمدار و با تدبیر تمجید نکرده باشد.
تاریخ آزمایشگاه سیاست است. برای بصیرت بیشتری داشتن، باید «درست» تاریخ خواند البته با این شرط که «تاریخ درست خوانده شود».
در حمله مغولان به بغداد، یک طرف ماجرا خان فاتح وخونخوار مغول بود وطرف دیگر خلیفه مفلوک و ضعیف سلسله عباسی اما در این موقعیت، متفکر برجسته شیعی خواجه نصیرالدین طوسی با استفاده بجا ازفرصت پیش آمده،نهتنها ایران را از نیروی ویرانگر مغولی تا حدودی زیادی حفظ کرد، بلکه با تاسیس رصد خانه مراغه و سیاست بیطرفی فعال، عزت و استقلال و احیای هویت شیعی ایران رابه جای نوحهسرایی برای خلیفه بخت برگشته وسرنگون شده،مدنظر ووجههمت خودقرار داد؛ سیاستی که بعدها پس از او سرمشق شیخ صفیالدین اردبیلی شد که به تاسیس سلسله صفویه انجامید.صرفنظر از برخی مغرضان، هیچ مورخ ایرانی منصف و دانشدوستی نیست که در طول این هشت سده از سیاست و درایت این خواجه سیاستمدار و با تدبیر تمجید نکرده باشد.
تاریخ آزمایشگاه سیاست است. برای بصیرت بیشتری داشتن، باید «درست» تاریخ خواند البته با این شرط که «تاریخ درست خوانده شود».
تیتر خبرها




