«اسباب زحمت» و «ساهره»؛ 2رنگ متفاوت از رمضان

«اسباب زحمت» و «ساهره»؛ 2رنگ متفاوت از رمضان

ماه رمضان برای بسیاری از خانواده‌های ایرانی فقط ماه روزه‌داری و نیایش نیست؛ ماه خاطره‌های مشترک است. خاطره سفره‌های افطار، بوی آش و شعله زرد، جمع‌شدن دور تلویزیون بعد از نماز مغرب و انتظار برای شروع سریال شبانه. سال‌هاست که سریال‌های رمضانی، بخشی از آیین جمعی این ماه شده‌اند؛آیینی که نسل‌ها را کنار هم نشانده و قصه را به بهانه‌ای برای گفت‌وگو،خنده یاحتی اشک تبدیل کرده است.

افشین سلیمانی‌سالار - گروه قاب‌کوچک

همین پیوند نوستالژیک میان رمضان و سریال، مسئولیت سازندگان را دوچندان می‌کند؛ چراکه مخاطب نه‌ فقط سرگرمی که کیفیت و احترام به شعور خود را مطالبه می‌کند.امسال سیمافیلم با دو اثر متفاوت وارد میدان شده است؛ دو سریال که از حیث ژانر، روایت و لحن، دو مسیر جداگانه را طی می‌کنند اما در یک هدف مشترکند؛ حفظ مخاطب در شب‌های معنوی رمضان. «اسباب زحمت» در قالب طنز اجتماعی و «ساهره» با روایتی رازآلود و ساختاری غیرخطی، نشان می‌دهد که سیاست تولید، بر تنوع و تجربه‌گرایی استوار شده است.
   
لبخند در دل واقعیت    
اسباب زحمت در نگاه نخست یک کمدی موقعیت است. کارگردانی این اثر را سعید آقاخانی برعهده دارد؛ فیلمساز و بازیگری که در کارنامه‌اش تجربه‌های موفقی در طنز اجتماعی دیده می‌شود. آقاخانی در این سریال نیز همان مسیر آشنا را با پختگی بیشتری ادامه داده و آن هم نزدیک‌شدن به زندگی واقعی مردم و استخراج موقعیت‌های کمیک از دل مسائل ملموس.تهیه‌کنندگی اثر برعهده حسام آقابابایی‌پور است؛ مدیریتی که به نظر می‌رسد در هماهنگی میان گروه تولید، انتخاب بازیگران و حفظ ریتم سریال نقش مؤثری داشته است. اسباب زحمت از آشفتگی روایی که گاه گریبانگیر آثار طنز می‌شود فاصله گرفته و انسجام قابل‌قبولی در خط داستانی دارد.در حوزه بازیگری، ترکیب بازیگران اصلی و مکمل به‌گونه‌ای انتخاب شده که توازن میان تجربه و طراوت حفظ شود. بازی‌ها اغلب کنترل‌شده و در خدمت موقعیتند؛ اغراق‌های مرسوم در برخی طنزها کمتر دیده می‌شود و همین مسأله به باورپذیری شخصیت‌ها کمک کرده است. مخاطب با کاراکترها احساس نزدیکی می‌کند، چراکه آنها را شبیه خود و اطرافیانش می‌بیند.فیلمنامه اسباب زحمت بر موضوعاتی متمرکز است که جامعه امروز با آنها روبه‌روست و آن هم چالش‌های اقتصادی، سوءتفاهم‌های خانوادگی، فاصله نسل‌ها و دغدغه‌های معیشتی. اما رویکرد نویسندگان، سیاه‌نمایی نیست. طنز به‌عنوان ابزاری برای نقد مهربانانه به‌کار گرفته شده است؛ نقدی که می‌خنداند اما تحقیر نمی‌کند. در ماهی که فضای عمومی جامعه معنوی‌تر است، این نگاه متعادل می‌تواند لبخند را بدون خدشه‌دار کردن حرمت‌ها به خانه‌ها بیاورد.از نظر کارگردانی، ریتم اثر قابل توجه است. صحنه‌های دیالوگ‌محور با میزانسن‌های پویا همراه شده‌ و تدوین، ضرباهنگ مناسبی ایجاد کرده است. طراحی صحنه نیز با تأکید بر واقع‌گرایی، به نزدیکی فضای داستان با زیست روزمره مردم کمک می‌کند. اسباب زحمت  تلاش کرده از قالب صرفا سرگرم‌کننده فراتر رود و در عین ایجاد نشاط، تصویری صادقانه از جامعه ارائه دهد.

روایت در هزارتوی زمان
در نقطه مقابل، ساهره ایستاده است؛ سریالی که جسارت خود را در ساختار روایی‌اش نشان می‌دهد. برخلاف بسیاری از مجموعه‌های تلویزیونی که قصه را به‌صورت خطی و ساده روایت می‌کنند، ساهره ساختاری غیرخطی دارد. گذشته و حال در هم تنیده‌اند و مخاطب باید با کنارهم‌گذاشتن قطعات پراکنده، به تصویر کامل‌تری از ماجرا برسد.انتخاب این فرم نشان می‌دهد که سازندگان برنامه به‌دنبال تجربه‌های نو هستند. هرچند روایت‌های غیرخطی ممکن است باعث سردرگمی شوند اما در ساهره گره‌های داستانی طوری طراحی شده‌اند که به‌جای ابهام بی‌دلیل، حس تعلیق و کنجکاوی را در مخاطب زنده نگه‌دارند. هر قسمت پرسشی تازه مطرح می‌کند و پاسخ‌ها به‌تدریج و حساب‌شده ارائه می‌شوند.در حوزه کارگردانی، قاب‌بندی‌ها و نورپردازی نقش مهمی در القای فضای رازآلود دارند. استفاده از سایه‌ها، رنگ‌های سرد و سکوت‌های معنا‌دار به خلق اتمسفری کمک کرده که با مضمون داستان همخوانی دارد. موسیقی نیزدرخدمت تعلیق است و با تم‌های تکرارشونده، هویت صوتی مشخصی برای سریال ایجاد کرده است.
بازیگری در ساهره مبتنی بر ظرافت و چندلایگی است. شخصیت‌ها اغلب در موقعیت‌های خاکستری قرار دارند؛ نه کاملا مثبت و نه کاملا منفی. همین پیچیدگی، فرصت مناسبی برای بازیگران فراهم کرده تا از کلیشه فاصله بگیرند و لایه‌های درونی کاراکترها را آشکار کنند. مخاطب در مواجهه با این شخصیت‌ها، ناچار به تحلیل و قضاوت می‌شود؛ فرآیندی که او را فعالانه درگیر روایت می‌کند.از منظر مضمونی، ساهره به موضوع رازهای پنهان، گذشته‌های ناگفته و تأثیر تصمیم‌های انسانی بر سرنوشت دیگران می‌پردازد. این مضمون در بستر ماه رمضان، معنایی دوچندان می‌یابد؛ ماهی که زمان بازنگری و محاسبه نفس است. سریال بدون آن‌که به شعار مستقیم متوسل شود، مخاطب را به تأمل درباره انتخاب‌ها و پیامدهای آنها دعوت می‌کند.
   
تنوع ژانری؛ استراتژی هوشمندانه
قرارگرفتن اسباب زحمت و ساهره در کنار هم، ازیک سیاست روشن حکایت دارد و این‌که پاسخگویی به سلیقه‌های متفاوت است. همه مخاطبان در شب‌های رمضان به‌دنبال یک نوع روایت نیستند.برخی ترجیح می‌دهند پس از یک روز روزه‌داری، با طنزی اجتماعی و موقعیت‌محور خستگی روزانه  را از تن به‌در کنند و گروهی دیگر جذب روایت‌های معمایی و پرتعلیق می‌شوند که ذهن‌شان را به چالش بکشد.سیمافیلم با تولید این دو اثر نشان داده است که به تک‌صدایی قانع نیست و می‌کوشد دامنه انتخاب مخاطب را گسترش دهد. این رویکرد می‌تواند به بازسازی اعتماد مخاطب به تولیدات مناسبتی کمک کند؛ اعتمادی که درسال‌های اخیرگاه دچار فرازوفرود شده است.از منظرفنی نیز هردوسریال ازاستاندارد قابل قبولی برخوردارند؛ چه در کیفیت تصویربرداری و صدا، چه در طراحی صحنه و چه در مدیریت تولید. توجه به جزئیات نشان می‌دهد رمضان همچنان یکی از مهم‌ترین ویترین‌های تولید تلویزیونی به شمار می‌آید و سرمایه‌گذاری روی آن، به معنای تقویت پیوند رسانه و خانواده است.درنهایت، اسباب زحمت و ساهره دو تجربه متفاوتند که هریک به ‌شیوه خود با حال‌وهوای رمضان پیوند خورده‌اند؛ یکی با لبخند و نقد اجتماعی و دیگری با تعلیق و بازخوانی گذشته. این دوگانگی نه نشان‌دهنده پراکندگی، که نمایانگر بلوغ در برنامه‌ریزی تولید است.رمضان، ماه روایت‌های انسانی است و امسال، سیمافیلم کوشیده این روایت‌ها را در دو قالب متمایز اما مکمل به خانه‌های مردم بیاورد؛ تلاشی که اگر استمرار یابد، می‌تواند به تثبیت جایگاه سریال‌های رمضانی در حافظه جمعی نسل امروز بینجامد.