همسرکشی با طعم چای
مشاجرهای ساده بر سر سرد بودن یک فنجان چای، به جنایتی هولناک در حیاط خانهای در شرق تهران ختم شد. مرد خشمگین در لحظهای از کنترل خارج شد، بنزین را روی همسرش ریخت و شعلهای برافروخت که نهتنها جان زن ۴۲ ساله را گرفت، بلکه زندگی دخترشان را نیز برای همیشه در سایه این تراژدی فرو برد؛ جنایتی که از اعتراف تا صدور حکم قصاص و در نهایت بخشش، مسیر پرفراز و نشیبی را طی کرد.
به گزارش خبرنگار جامجم، مرداد سال۱۴۰۰، انتقال پیکر سوخته زن ۴۲ سالهای به نام لیلا به بیمارستانی در شرق تهران، آغازگر پروندهای شد که ریشه در خشونت خانگی داشت. این زن با ۷۵ درصد سوختگی و در حالی که میان مرگ و زندگی دستوپا میزد، در جملاتی کوتاه و بریده، همسرش را عامل این حادثه معرفی کرد. تلاش تیم درمان برای نجات او بینتیجه ماند و یک هفته بعد، عفونت شدید ناشی از سوختگیها، به زندگیاش پایان داد.
با مرگ لیلا، پرونده وارد مرحله جنایی شد و همسرش، شاپور ۵۰ ساله، بازداشت شد. او ابتدا تلاش کرد با روایتهایی متناقض، مسیر تحقیقات را منحرف کند. او در بازجوییهای اولیه مدعی شد؛ روز حادثه چهار لیتر بنزین برای موتورم گرفته بودم اما ظرف سوراخ بود و بنزین روی زمین ریخته بود. در گوشه حیاط برای قلیان زغال گذاشته بودم که بنزین به آتش قلیان رسید و شعلهور شد. همسرم قصد داشت آتش را خاموش کند که آتش به جانش افتاد. سریع لیلا را به بیمارستانی در تهران رساندیم اما بر اثر شدت جراحات فوت کرد.
دختر مقتول هم در تحقیقات گفت: ساعت 8 شب پدرم در حال تعمیر موتورش در حیاط بود. مثل هر شب زغال روی گاز گذاشته بود تا قلیان بکشد. مادرم را صدا کرد تا کمکش کند. بعد سر و صدایشان آمد و وقتی به حیاط رفتم مادرم آتش گرفته بود.
شکست سکوت
در ادامه متهم وقتی در برابر شواهد قرار گرفت، سکوتش را شکست و به آتش زدن همسرش اعتراف کرد و گفت: من و لیلا ۲۵ سال زندگی کردیم اما هر کاری میگفتم انجام نمیداد و اختلاف داشتیم. روز حادثه از اوچای و غذا خواستم که گفت به خانه خواهرت برو و بخور. گوشه حیاط ظرف بنزین داشتیم که آن را روی پایش ریختم تا بیرون نرود. بعد فندک زدم و او آتش گرفت. متهم حتی صحنه جنایت را بازسازی کرد و با تکمیل تحقیقات، پرونده برای رسیدگی به شعبه دهم دادگاه کیفری یک استان تهران ارسال شد.
رویارویی تلخ در دادگاه
در جلسه محاکمه، مادر مقتول با صدایی بغضآلود خواستار قصاص دامادش شد اما وقتی نوبت به دختر نوجوان قربانی رسید، فضای دادگاه رنگ دیگری گرفت. او در حالی که اشک میریخت، گفت نمیتواند حکم مرگ پدرش را بخواهد اما در عین حال خواستار بیمجازات ماندن او هم نیست. دختر نوجوان از فشار روحی سنگینی گفت که پس از مرگ مادرش بر دوشش مانده و تصمیمگیری را برایش دشوار کرده است.
اعتراف به جنایت در یک لحظه خشم
شاپور وقتی در جایگاه ایستاد، در دفاع از خود، زندگی مشترکش را سرشار از اختلاف توصیف کرد و در روایت جدیدی از شب حادثه گفت مشاجرههای مداوم، رابطهشان را به مرز فروپاشی رسانده بود. او گفت روز حادثه نیز مشاجرهای ساده بر سر سرد بودن چای، به درگیری شدید تبدیل شد. متهم توضیح داد بطری بنزینی که برای موتور خود تهیه کرده بود، در اوج عصبانیت به ابزاری مرگبار تبدیل شد.
او با صدایی آرام به قضات گفت در یک لحظه کنترلش را از دست داده، بنزین را روی همسرش ریخته و آتش زده است؛ اقدامی که به گفته خودش، بلافاصله از آن پشیمان شده اما دیگر راه بازگشتی وجود نداشته است. او افزود که همسر نیمهجانش را خودش به بیمارستان رسانده اما تلاشش بینتیجه مانده است.
از قصاص تا بخشش
در پایان جلسه، قضات برای تصمیمگیری درباره سرنوشت مرد میانسال وارد شور شده و با توجه به درخواست مادر مقتول، او را به قصاص محکوم کردند. این رأی در شعبه ۳۲ دیوان عالی کشور مهر تأیید خورد. در حالی که متهم در یک قدمی مرگ قرار داشت، از سوی خانواده همسرش بخشیده شد. به این ترتیب او از جنبه عمومی جرم پای میز محاکمه ایستاد و گفت: سالهاست در زندان هستم. آن شب ناخواسته باعث مرگ همسرم شدم و از قضات درخواست بخشش دارم.
در پایان قضات حکم به سه سال حبس او دادند که در دیوان عالی کشور تأیید شد.
با مرگ لیلا، پرونده وارد مرحله جنایی شد و همسرش، شاپور ۵۰ ساله، بازداشت شد. او ابتدا تلاش کرد با روایتهایی متناقض، مسیر تحقیقات را منحرف کند. او در بازجوییهای اولیه مدعی شد؛ روز حادثه چهار لیتر بنزین برای موتورم گرفته بودم اما ظرف سوراخ بود و بنزین روی زمین ریخته بود. در گوشه حیاط برای قلیان زغال گذاشته بودم که بنزین به آتش قلیان رسید و شعلهور شد. همسرم قصد داشت آتش را خاموش کند که آتش به جانش افتاد. سریع لیلا را به بیمارستانی در تهران رساندیم اما بر اثر شدت جراحات فوت کرد.
دختر مقتول هم در تحقیقات گفت: ساعت 8 شب پدرم در حال تعمیر موتورش در حیاط بود. مثل هر شب زغال روی گاز گذاشته بود تا قلیان بکشد. مادرم را صدا کرد تا کمکش کند. بعد سر و صدایشان آمد و وقتی به حیاط رفتم مادرم آتش گرفته بود.
شکست سکوت
در ادامه متهم وقتی در برابر شواهد قرار گرفت، سکوتش را شکست و به آتش زدن همسرش اعتراف کرد و گفت: من و لیلا ۲۵ سال زندگی کردیم اما هر کاری میگفتم انجام نمیداد و اختلاف داشتیم. روز حادثه از اوچای و غذا خواستم که گفت به خانه خواهرت برو و بخور. گوشه حیاط ظرف بنزین داشتیم که آن را روی پایش ریختم تا بیرون نرود. بعد فندک زدم و او آتش گرفت. متهم حتی صحنه جنایت را بازسازی کرد و با تکمیل تحقیقات، پرونده برای رسیدگی به شعبه دهم دادگاه کیفری یک استان تهران ارسال شد.
رویارویی تلخ در دادگاه
در جلسه محاکمه، مادر مقتول با صدایی بغضآلود خواستار قصاص دامادش شد اما وقتی نوبت به دختر نوجوان قربانی رسید، فضای دادگاه رنگ دیگری گرفت. او در حالی که اشک میریخت، گفت نمیتواند حکم مرگ پدرش را بخواهد اما در عین حال خواستار بیمجازات ماندن او هم نیست. دختر نوجوان از فشار روحی سنگینی گفت که پس از مرگ مادرش بر دوشش مانده و تصمیمگیری را برایش دشوار کرده است.
اعتراف به جنایت در یک لحظه خشم
شاپور وقتی در جایگاه ایستاد، در دفاع از خود، زندگی مشترکش را سرشار از اختلاف توصیف کرد و در روایت جدیدی از شب حادثه گفت مشاجرههای مداوم، رابطهشان را به مرز فروپاشی رسانده بود. او گفت روز حادثه نیز مشاجرهای ساده بر سر سرد بودن چای، به درگیری شدید تبدیل شد. متهم توضیح داد بطری بنزینی که برای موتور خود تهیه کرده بود، در اوج عصبانیت به ابزاری مرگبار تبدیل شد.
او با صدایی آرام به قضات گفت در یک لحظه کنترلش را از دست داده، بنزین را روی همسرش ریخته و آتش زده است؛ اقدامی که به گفته خودش، بلافاصله از آن پشیمان شده اما دیگر راه بازگشتی وجود نداشته است. او افزود که همسر نیمهجانش را خودش به بیمارستان رسانده اما تلاشش بینتیجه مانده است.
از قصاص تا بخشش
در پایان جلسه، قضات برای تصمیمگیری درباره سرنوشت مرد میانسال وارد شور شده و با توجه به درخواست مادر مقتول، او را به قصاص محکوم کردند. این رأی در شعبه ۳۲ دیوان عالی کشور مهر تأیید خورد. در حالی که متهم در یک قدمی مرگ قرار داشت، از سوی خانواده همسرش بخشیده شد. به این ترتیب او از جنبه عمومی جرم پای میز محاکمه ایستاد و گفت: سالهاست در زندان هستم. آن شب ناخواسته باعث مرگ همسرم شدم و از قضات درخواست بخشش دارم.
در پایان قضات حکم به سه سال حبس او دادند که در دیوان عالی کشور تأیید شد.
تیتر خبرها




