موشکها تسبیح میگویند
قلبی گلی پژمرده در حیاط مسجدی بمباران شده. قلبی مطمئن و قاضیالحاجات، بعد از باب الحوائج، مملو از عشقی فقط و عشقی فقط.
احمد میراحسان | نویسنده و پژوهشگر
قلبهای مردمی شکسته، قلبهای مردمی سرفراز از موشکهایی که دستان خدای عزیزند و مکر دو شیطانک خبیث را سوراخ سوراخ میکنند.
موشکها رهسپار پایگاههای ظلماتند.
و مردگان ما از گورها بر میخیزند و فرشتگان بالهایشان را به آنان میبخشند. کودکان شجره طیبه برایشان دست تکان میدهند و گیسوان عاشق در باد برایشان آواز میخوانند.
باید به بقعه کوهستان دور بروم. به زیارتگاه گلهای شقایق و به درختان تناور افرا در قلبم بگویم نزد خدا برایم شفاعت کنند. من توبه میکنم ازشرک عریان، از اندوه قلبی که از میزهای مذاکره ترس برش داشته بود ـ چنان که گویی خدایی نیست و نه آنکه برگ از درخت نمیافتد اگر او نخواهد. قلبت را به او بسپار. قلبت را به او بسپار و شک نکن. کور شوم اگر دروغ بگویم. من خود آخرین برگ درختی بینام را دیدم در باد دیوانه خزان، برگی خشکیده و قهوهای، بیکس، باد تازیانه میزد و برگ از شاخه رها نمیشد.
توبه میکنم که اندیشیدم مذاکرهکنندگان زیر ورقه تسلیم پرندگان هوایی و مرغان دریایی به شکارچی را امضا خواهند کرد و مردم خیانت شده دیگر در پاسخ پرتابههای شیطان موشک نقطه زن سید مجید را نخواهند دید. چرا از یاد بردم که تنها اراده یکتا فرمان میراند و شکست از گناهان سر بر میآورد و ما خدا داریم و خدا با ماستـ
بر پشت همه موشکها بنویسید خدا هست و ما منتظریم. بنویسید و قلب را به خدا بسپارید و باور کنید خدا پیروز جاودانه است و از قلوب باخبر است و نهجالبلاغه کتاب مذاکرات تسلیم نبود.
میدانی وحدت ساحات یعنی چه؟
خواستند بگویند خدا مرده است، قلب بی قلب، ما ماشین محاسبات بده بستانیم، برادران شغاد باشند و قابیل و به نفع ما نیست از ۱۲ میلیارد ولو ۶ میلیارد چشمپوشی کنیم. نقشه دو شیطان کامل بود، مو لای درزش نمیرفت: ایرانی پیمانشکن اسلامی معاملهچی و نصرتی افسانه! چرا که از ابلیس جز سیاهی زاده نمیشود.
موشکها رهسپار پایگاههای ظلماتند.
و مردگان ما از گورها بر میخیزند و فرشتگان بالهایشان را به آنان میبخشند. کودکان شجره طیبه برایشان دست تکان میدهند و گیسوان عاشق در باد برایشان آواز میخوانند.
باید به بقعه کوهستان دور بروم. به زیارتگاه گلهای شقایق و به درختان تناور افرا در قلبم بگویم نزد خدا برایم شفاعت کنند. من توبه میکنم ازشرک عریان، از اندوه قلبی که از میزهای مذاکره ترس برش داشته بود ـ چنان که گویی خدایی نیست و نه آنکه برگ از درخت نمیافتد اگر او نخواهد. قلبت را به او بسپار. قلبت را به او بسپار و شک نکن. کور شوم اگر دروغ بگویم. من خود آخرین برگ درختی بینام را دیدم در باد دیوانه خزان، برگی خشکیده و قهوهای، بیکس، باد تازیانه میزد و برگ از شاخه رها نمیشد.
توبه میکنم که اندیشیدم مذاکرهکنندگان زیر ورقه تسلیم پرندگان هوایی و مرغان دریایی به شکارچی را امضا خواهند کرد و مردم خیانت شده دیگر در پاسخ پرتابههای شیطان موشک نقطه زن سید مجید را نخواهند دید. چرا از یاد بردم که تنها اراده یکتا فرمان میراند و شکست از گناهان سر بر میآورد و ما خدا داریم و خدا با ماستـ
بر پشت همه موشکها بنویسید خدا هست و ما منتظریم. بنویسید و قلب را به خدا بسپارید و باور کنید خدا پیروز جاودانه است و از قلوب باخبر است و نهجالبلاغه کتاب مذاکرات تسلیم نبود.
میدانی وحدت ساحات یعنی چه؟
خواستند بگویند خدا مرده است، قلب بی قلب، ما ماشین محاسبات بده بستانیم، برادران شغاد باشند و قابیل و به نفع ما نیست از ۱۲ میلیارد ولو ۶ میلیارد چشمپوشی کنیم. نقشه دو شیطان کامل بود، مو لای درزش نمیرفت: ایرانی پیمانشکن اسلامی معاملهچی و نصرتی افسانه! چرا که از ابلیس جز سیاهی زاده نمیشود.
تیتر خبرها
-
رئیسجمهور: دانشگاه،شریک دولت در حل مسائل کشور است
-
تهران، مسکو،پکن علیه سیاسی کاری آژانس
-
رئیس مجلس:هر تجاوزی با قاطعیت پاسخ داده میشود
-
عادیسازی تهاجم؛ راهبرد جدید آمریکا
-
جهاد خیابان؛ پدیدهای نوظهور در تاریخ معاصر
-
چرا بازسازی قدرت اطلاعاتی ایران یک ضرورت ملی است؟
-
موشکها تسبیح میگویند
-
گوشمالی آمریکا در هرمز




