مصباح الهدی باقری؛ فروتن و ممتاز
آقای دکتر باقری را تقریبا بیش از ۳۰ سال بود که میشناختم؛ یعنی از دوران دانشجویی ایشان که در خدمتشان بودیم تا زمانی که عضو هیأت علمی شدند. اگر بخواهم در این حوزه قضاوتی داشته باشم، علاوه بر جنبه علمی ایشان، چند ویژگی مهم در شخصیت دکتر وجود داشت که هرچه جلوتر میرویم، این ویژگیها پررنگتر میشود.
دکتر غلامرضا گودرزی | عضو هیأت علمی دانشگاه
بحث صفا و صمیمیتشان را در این ایام همه بیان کردهاند و احتمالا شما نیز میدانید. انسانی به معنای واقعی کلمه افتاده، خاکی و مردمی بودند و دغدغه حل مشکلات مردم را داشتند. از دوران دانشجویی تا اواخر عمر شریفشان، این ویژگی در ایشان وجود داشت و هرچه زمان میگذشت، بیشتر نمایان میشد.
در حوزه علمی، یکی از ویژگیهای برجسته ایشان، اهل مطالعه بودنشان بود؛ بهگونهای که بخش زیادی از زمان خود را صرف مطالعه میکردند و برخلاف برخی متخصصان، خود را به حوزه تخصصیشان محدود نمیساختند. از آنجا که ذهنی خلاق و فکری پویا داشتند، هر کتابی را که میخواندند، بهدقت و بهصورت عمیق بررسی میکردند؛ ازاینرو، دانش ایشان به دانشی عمیق و ریشهدار تبدیل شده بود. به دلیل فعالیت در مرکز رشد و مجالست با استادان، میکوشیدند از هر فردی، چه استاد دانشگاه و چه حتی یک فرد عادی، نکتهای بیاموزند. قدرت یادگیری ایشان بسیار بالا بود. این ویژگی از دوران دانشجویی همراهشان بود و برخلاف رویه رایج، حتی با افزایش سن و بالاتر رفتن جایگاه علمی، نهتنها کاهش نیافته بود، بلکه بیشتر نیز شده بود. از این نظر، در حوزه تخصصی خود در زمره استادان ممتاز قرار داشتند، اما در عین حال کمتر شناخته شده بودند و این ناشناخته ماندن دلایل متعددی داشت.
اول اینکه مبنای شخصیتیشان بر تواضع و فروتنی استوار بود. روحیه ایشان بسیار به روحیه پدر بزرگوارشان، آیتالله مهدوی کنی نزدیک بود. از آن دسته افرادی نبودند که چیزی بیاموزند و آن را در هر مجلسی مطرح کنند یا به تعبیر من، برای خود تبلیغی به راه بیندازند. در این زمینه بسیار متواضع، کمادعا و به اصطلاح کتوم بودند. به بیان دیگر، شخصیتی داشتند که تواناییها و دانش خود را به نمایش نمیگذاشت. فروتنیشان بهگونهای بود که نه گرفتار غرور علمی میشدند و نه علم موجب فاصله گرفتنشان از دیگران میشد.
در حوزه علمی، یکی از ویژگیهای برجسته ایشان، اهل مطالعه بودنشان بود؛ بهگونهای که بخش زیادی از زمان خود را صرف مطالعه میکردند و برخلاف برخی متخصصان، خود را به حوزه تخصصیشان محدود نمیساختند. از آنجا که ذهنی خلاق و فکری پویا داشتند، هر کتابی را که میخواندند، بهدقت و بهصورت عمیق بررسی میکردند؛ ازاینرو، دانش ایشان به دانشی عمیق و ریشهدار تبدیل شده بود. به دلیل فعالیت در مرکز رشد و مجالست با استادان، میکوشیدند از هر فردی، چه استاد دانشگاه و چه حتی یک فرد عادی، نکتهای بیاموزند. قدرت یادگیری ایشان بسیار بالا بود. این ویژگی از دوران دانشجویی همراهشان بود و برخلاف رویه رایج، حتی با افزایش سن و بالاتر رفتن جایگاه علمی، نهتنها کاهش نیافته بود، بلکه بیشتر نیز شده بود. از این نظر، در حوزه تخصصی خود در زمره استادان ممتاز قرار داشتند، اما در عین حال کمتر شناخته شده بودند و این ناشناخته ماندن دلایل متعددی داشت.
اول اینکه مبنای شخصیتیشان بر تواضع و فروتنی استوار بود. روحیه ایشان بسیار به روحیه پدر بزرگوارشان، آیتالله مهدوی کنی نزدیک بود. از آن دسته افرادی نبودند که چیزی بیاموزند و آن را در هر مجلسی مطرح کنند یا به تعبیر من، برای خود تبلیغی به راه بیندازند. در این زمینه بسیار متواضع، کمادعا و به اصطلاح کتوم بودند. به بیان دیگر، شخصیتی داشتند که تواناییها و دانش خود را به نمایش نمیگذاشت. فروتنیشان بهگونهای بود که نه گرفتار غرور علمی میشدند و نه علم موجب فاصله گرفتنشان از دیگران میشد.
تیتر خبرها




