مبانی غلط، نتایج غلط
شنیدم وقتی امام خمینی بزرگوار ماجرای سکوتناپذیری در برابر طرح هولناک شیاطین و خصوصا شیطان بزرگ و در برابر پادویی محمدرضا، شاه مفلوک را مطرح کردند و امر قیامش را با سیداحمد خوانساری در میان نهادند و آن مرد صالح پرسیدند چهل نفر چون خود دارید؟ امام (ره) فرمودند: چهار نفر هم در این حدوحدود ندارم، من تنها مکلفم کار را آغاز کنم و مامور به نتیجه نیستم. البته آقاسیداحمد به نتیجه میاندیشید و منتظرِ منتظَر بود. شاید چنین گفتوگویی را هم با حضرت بهجت (قده) جایی خوانده باشم یا شنیدم که ضمنا آقای بهجت فرموده بودند من قادرم و کس دارم در کاخش شر شاه را کم کند و تا جانشینش به حد تجری و گستاخی و استبدادش برسد، سالها مردم مصون از سختی خواهند بود. امام فرمود تکلیفم بیداری و حرکت و قیام خود مردم است نه این برود و آن بیاید.
احمد میراحسان - نویسنده و پژوهشگر
پس اول این که هر صبحوشام مکرر به قلب سلیم و به عقل دلیل، خویشتن را دلالت کنیم: خدا هست! و تکلیف توحیدی که جز خدا از هیچ شیطانی حساب نمیبرد کدام است، امر مبرمی است. آری بیشک خدا هست، نه به عادت و در کلمات تهی و باد هوا، بلکه حقیقتی احد و واحد، مطلق، حی و متعال، عالم، شاهد، قادر و قیوم و رحمان و رحیم و قاضی و.... و با هزار و یک نام! و خدا هست.
دوم آنکه ایران، امروز آینه شفاف عالم غیب و جاریبودن آن در دنیاست. یک هستی نهان که با شدت انکارنکردنی هردم و دمبهدم خود را عیان میکند و نشان، سیطره و حضور خدا در دمادم لحظات جلوهگر است.




