2 جنگ تحمیلی، حقانیت «لباسشخصی» را ثابت کرد
مهیار شاپوری، بازیگر سینما و تلویزیون، در آثاری همچون فیلمهای مشت آخر، خانه کاغذی، دلتنگیهای عاشقانه، باغ قرمز، ضد و سریالهای راز یک پرونده، شرم، تاریکی شب و روشنایی روز، دزد و پلیس و پژمان حضور داشته و در فیلم لباسشخصی نیز نقش حسام، یک بازجوی خبره و تعلیمدیده را بازی کرده است.
شاپوری در رابطه با اینکه چطور نقش یک بازجو را به عهده گرفته، به جامجم گفت: قبل از همکاری با آقای ربیعی، من تجربه بازی در شش فیلم سینمایی را داشتم که متأسفانه هرگز دیده نشد. من برای نقش دیگری به لباسشخصی آمدم که آن شخصیت حذف و این کاراکتر به من پیشنهاد شد. او در پاسخ به این پرسش که چقدر درباره حزب توده اطلاعات داشته، عنوان کرد: بهطورکلی به تاریخ علاقهمندم و سوژههای سیاسی خیلی مطلوب نظرم است. سالها پیش نیز کتاب «بت شکسته» کیانوری را خوانده بودم. حزب توده یکی از قدیمیترین احزاب سیاسی است که در گذشته بسیاری از کسانی که زمینه فرهنگی و هنری داشتند و تحصیلکرده بودند، افکارشان به چپها نزدیک بود. من پسزمینهای نسبت به این نقش دارم؛ چون تحصیلاتم در زمینه حقوق است و وکیل دادگستری هستم به کلانتری و دادگاهها تردد داشتم و این فضا برایم علمی و ملموس است. شاپوری در پاسخ به این پرسش که آیا بنا به شغل وکالت با اصول بازجویی آشنا بودید یا در فرآیند کار لحظات فیلم خلق شد نیز بیان کرد: بهطور طبیعی در فیلمنامه این شکل بازجویی را از من میخواستند. مبنای بازجو بودن شککردن است و در فیلم هم میشنویم که میگوید: «ما نون شک کردنمان را میخوریم.» این بازیگر در رابطه با حس و حالش از اکران دیرهنگام فیلم نیز گفت: دلخوری بزرگ بچههای بازیگر از اکران دیرهنگام فیلم بود اما از طرفی هم خوشحالی بزرگی از این موضوع دارم که خدا را شکر میکنم آنچه آقای ربیعی نوشت، واقعی درآمد. انگار جنگهایی که پیش آمد و جاسوسهای بسیاری در خلال آنها پیدا شد، حقانیت فیلم را اثبات کرد که نفوذ وجود دارد و مبنای فیلم ما براساس توهم نیست. از سوی دیگر کاش در جهت واکسینهکردن جامعه این فیلم زودتر اکران میشد. شاپوری در پاسخ به اینکه برای ایفای نقش در شمایل بازجوی دهه 60 چه شناختی از آن فضا و رفتار افراد در آن بازه زمانی داشتید، گفت: همانگونه که گفتم، زمینه مورد علاقه من در مطالعه تاریخ و چگونگی رشد احزاب سیاسی است. بنابراین، بخشی از این موضوع در ذهن من ساخته میشود و بخشی دیگر نیز وابسته به طراحی صحنه و لباس است که به خوبی انجام شد. نوع دیالوگها نیز بسیار دقیق و برگرفته از تفکر غالب در دهه 60 بود. او با بیان خاطره و اتفاقی که در رابطه با پذیرش این نقش پیشآمد نیز عنوان کرد: قبل از این، نقش دیگری داشتم که حذف شد. من آنجا کاری بیسابقه انجام دادم؛ اینکه یک جعبه شیرینی خریدم و از یوسفآباد به خیابان سی تیر رفتم تا بابت حذفشدن نقشم تشکر کنم! در آنجا دکور سازمان اطلاعات دهه 60 را دیدم که خیلی دقیق بود و به خاطر علاقه گفتم چند دقیقهای در این دکور میمانم و داخل آن میگردم. وقتی بیرون آمدم، علی غیاثوند بهعنوان یکی از دوستان و عوامل پروژه خواست که نقش فعلی را تست کنم.




