نسخه Pdf

یك كتاب‌كشی اسمی

یك كتاب‌كشی اسمی

حسام آبنوس / دبیر قفسه


 احتمالا همه ما تجربه اثاث‌كشی و بالا و پایین كردن اسباب و اثاثیه خانه داریم و از سختی‌های آن می‌توانیم مثنوی هفتاد مَن بنویسیم. اصلا كافی است اسم اثاث‌كشی و باربری و كارتن‌كردن وسایل برده شود تا رگ كمرمان بگیرد و یك هفته بخوابیم. برای همین گفتن و نوشتن از سختی‌های اثاث‌كشی نه‌تنها دردی را دوا نمی‌كند و حس هم‌دردی برنمی‌انگیزد، بلكه یادآور رنج‌ها و مشكلاتی است كه در روند خانه به دوشی متحمل شده‌ایم و پشت سر گذاشته‌ایم. ولی همین چند روز قبل اتفاقی افتاد كه در نوع خود نه‌تنها عجیب بود بلكه جالب نیز محسوب می‌شد.
از چند روز قبل در فضای مجازی «بنری» با عبارت نسبتا نامانوسی تحت عنوان «كتاب‌برون» دست به دست می‌شد و كاربران فضای مجازی كه اندكی در فضای كتاب بودند با انتشار این پوستر 
در واقع فراخوانی را منتشر می‌كردند برای دعوت از علاقه‌مندان به منظور شركت در یك 
حركت فرهنگی!
ماجرا به این ترتیب بود كه قرار بود یك اثاث‌كشی فرهنگی صورت بگیرد. در واقع یك كتابفروشی داشت از محل قبلی خود به محل جدیدش نقل مكان می‌كرد و می‌خواست از مشتری‌ها و مخاطبانش دعوت كند تا در حركتی نمادین كتاب‌ها را از فروشگاه قدیمی به فروشگاه جدید دست به دست كنند تا هم آغاز به كار فروشگاه را اعلام كرده باشد و هم این‌كه مشتری‌ها را در این جابه‌جایی و گذاشتن سنگ بنای این كتابفروشی جدید سهیم كند تا همیشه یك خاطره متفاوت از آنجا داشته باشند.
وقتی خبردار شدیم كه قرار است چنین اتفاقی بیفتد گفتیم «مگه داریم؟ مگه میشه؟» ما كسانی هستیم كه حاضر نیستیم یك نخود داخل دیگ خودمان (اثاث‌كشی خودمان) بیندازیم حالا بیاییم در یك عصر تابستانی در جابه‌جایی كتاب‌های 
یك كتابفروشی شركت كنیم؟ (آن هم كتاب كه باربران شركت‌های خدمات حمل و نقل به سختی آنها را جابه‌جا می‌كنند و همواره این پرسش كه «این همه كتاب را برای چه جمع كرده‌ای؟» ورد زبان‌شان 
است.) 
ولی عصر پنجشنبه وقتی صف افراد را كه مشغول دست به دست كردن كتاب‌ها بودند را دیدیم حرف‌مان را پس گرفتیم. صفی كه كتاب‌های بسته‌بندی شده را از «ترنجستان سروش» به «كتاب اسم» منتقل كردند و به صورت رسمی «كتاب اسم» را افتتاح كردند. 
در واقع با نگاهی به چهره افراد می‌شد خواند كه بیش از ۵۰ درصد آنها از طیف و طایفه همان كسانی هستند كه وقتی حرف از جابه‌جایی اوغول منقل و كارتن كردن آنها می‌شود فریاد مهره‌های كمرشان به هوا می‌رود ولی پنجشنبه یك روز گرم تابستانی در تیرماه «یك كتاب‌كشی اسمی» را رقم زدند. 
ضمیمه ویژه نامه