فقر روایت!
یونس فردوس / روزنامهنگار
عبارت «كشكول» خیلی مورد پسند افراد نیست از این حیث كه یعنی از هرچیزی در آن پیدا میشود و نظم و نسق درستی ندارد، ولی با این اوصاف باید بگویم در این شماره از «قفسه» برایتان كشكول آماده كردهایم چون اتفاقاتی كه طی این هفته پشت سرگذاشتیم یا پیش رو داشتیم به قدری اهمیت داشت كه سعی كردیم «قدر رفع تشنگی، بچشیم» و كشیدن آب از آنها را به عهده خودتان بگذاریم.
جای خالی روایت از اتفاقات گوناگون زمانی به چشم میآید كه بخواهیم اندكی درباره آن بخوانیم یا ببینیم. این را بگذارید كنار بینظمی در توزیع و ناشناس ماندن آثار كه سبب میشود در بسیاری از موارد با «هیچ» روبهرو باشیم. حمله شیمیایی عراق به سردشت، انفجار دفتر حزب جمهوری اسلامی و شهادت آیتا... دكتر بهشتی، ولادت حضرت معصومه (س) و ... برخی از اتفاقاتی است كه در فاصله این یك هفته آنها را یا
پشت سر گذاشتیم یا پیش رو داریم، كه وقتی در آنها دقیق میشویم میبینیم كه در آنها فقیریم. فقیر از این حیث كه روایتهای متعدد نداریم و همیشه به روایتهای مشهور و تكراری بسنده كردهایم و زوایای مختلف در روایات ما از یك موضوع معنا ندارد و زاویهای رسمی و كلیشهای منظری است كه جهت دید ما را تعیین میكند. شاید قرار گرفتن این چند اتفاق در یك هفته بهانه خوبی بود تا به عمق این فقر پی ببریم.
این فقر آنقدر شدید است كه رهبر انقلاب در ماجرای شهید بهشتی و دیگر شهدای انقلاب آشكارا تذكر دادهاند و توجه را به سوی آن جلب كردهاند.
«ما البته كمكاریم. حالا آقای شهیدی فرمودند كه ما در بنیاد شهید داریم كار میكنیم لكن كار فقط این نیست كه ما به خانوادههای اینها اظهار احترام كنیم، تعظیم كنیم، تجلیل كنیم؛ نه، حادثه را باید احیاء كنید، زنده نگه دارید. باز هم مردم و روحیه انقلابی خود مردم است كه این حوادث را زنده نگهداشته است، والا ما یك فیلم درباره این حادثه بزرگ نداریم؛ یك اثر هنری درباره حادثه هفتم تیر نداریم كه حقایق را روشن كند، معلوم بشود اینها چه كسانی بودند؟ چه بودند؟ آنهایی كه شهید شدند چه كسانی بودند؟ شهید بهشتی چه كسی بود؟ آن وزرای مخلص مؤمن پاكباختهای كه با همه وجود وارد میدان بودند و ما با اینها زندگی كرده بودیم، با اینها كار كرده بودیم، اینها را از نزدیك میشناختیم، چه كسانی بودند؟ چه بودند؟ هنوز ما یك اثر هنری نداریم، یك فیلم سینمایی نداریم، یك نمایش تجسمی نداریم، یك رُمان خوب نداریم؛ اینها كارهایی است كه ما نكردیم و
باید بكنیم.»۱
نمیتوان بیتفاوت بود كه شاید نفتی بودن یكی از علتهایی است كه روی این شخصیتهای مهم كار نكردهایم، كه شاید اگر یكی از آنها را غرب در اختیار داشت از او قهرمانی ساخته بود كه دنیا به داشتن آن حسرت میبردند. در حالی كه در كشور ما بیش از ۱۷ هزار شهید ترور وجود دارد كه این میتواند به تنهایی دستمایه خلق آثاری با محوریت ترور باشد. چهرههای مطرح و موثر انقلاب كه دیگر امری ضروری است. رهبری انقلاب بار دیگر نیز تاكید كردهاند كه در معرفی این چهرهها كمكاری كردهایم.
«ما روی مسأله شهدایمان انصافا كمكاری كردیم. این حادثه شهدای هفتم تیر ظرفیت عجیبی دارد برای معرفی شدن؛ هم معرفی شدن این چهرههایی كه آماج این جنایت قرار گرفتند؛ هم معرفی ملت ایران كه چگونه در یك چنین حادثه تكاندهندهای خودش را نگه میدارد، حفظ میكند و نه فقط از میدان در نمیرود، بلكه روحیه مضاعف پیدا میكند؛ هم معرفی دشمنان كه چه موجودات پست و چه سیاستهای خبیثی پشت سر این حوادث قرار دارد... ما كمكاری داشتیم؛ اینها را معرفی نكردیم. خیلی كار میشد كرد و باید كرد؛ دستگاههای مسؤول و همه ما دچار كمكاری هستیم... با زبان هنر، با زبان تصویر، با استفاده از ابزارهای جدید باید بتوانند این حادثه را، این شخصیتها را [معرفی كنند]؛ كسی مثل شهید بهشتی را در دنیا معرفی كنند، كسی مثل شهید رجایی را معرفی كنند، شهید باهنر را معرفی كنند. هركدام از این شخصیتهایی كه در ماجرای هفتم تیر یا ماجراهای دیگر به شهادت رسیدند، شایسته یك چهرهنگاری بسیار باعظمتند كه میشود از اینها چهرهنگاری كرد.»۲
مسأله فقر روایت، تنها مربوط به شهید بهشتی و شهدای انقلاب نیست، بلكه در زمینه جنایتهای جنگی و ظلمی كه بر ملت ایران در جریان جنگ هشت ساله رفته و همچنین تاریخ ملی و دینی نیز دستمان از روایتهای متنوع خالی است؛ درحالی كه تاریخ پر فراز و فرود كشور ما بستر مناسبی برای خلق آثار هنری است كه بتواند هم زمینه اقناع مخاطب را فراهم كند و هم در روزگار نبرد روایتها دست خالی در میدان نبرد مقابل دشمن نایستیم. روایتی كه از عناصر جذابیت و ظرافت هنری در كنار كارآمد و متقن بودن نیز سود ببرد.
پینوشتها:
۱ـ بیانات در دیدار خانوادههای شهدای هفتم تیر و جمعی از خانوادههای شهدای مدافع حرم (۵ تیر ۱۳۹۵)
۲ـ بیانات در دیدار خانوادههای شهدای هفتم تیر و جمعی از خانوادههای شهدای استان تهران ( ۶ تیر ۱۳۹۴)
جای خالی روایت از اتفاقات گوناگون زمانی به چشم میآید كه بخواهیم اندكی درباره آن بخوانیم یا ببینیم. این را بگذارید كنار بینظمی در توزیع و ناشناس ماندن آثار كه سبب میشود در بسیاری از موارد با «هیچ» روبهرو باشیم. حمله شیمیایی عراق به سردشت، انفجار دفتر حزب جمهوری اسلامی و شهادت آیتا... دكتر بهشتی، ولادت حضرت معصومه (س) و ... برخی از اتفاقاتی است كه در فاصله این یك هفته آنها را یا
پشت سر گذاشتیم یا پیش رو داریم، كه وقتی در آنها دقیق میشویم میبینیم كه در آنها فقیریم. فقیر از این حیث كه روایتهای متعدد نداریم و همیشه به روایتهای مشهور و تكراری بسنده كردهایم و زوایای مختلف در روایات ما از یك موضوع معنا ندارد و زاویهای رسمی و كلیشهای منظری است كه جهت دید ما را تعیین میكند. شاید قرار گرفتن این چند اتفاق در یك هفته بهانه خوبی بود تا به عمق این فقر پی ببریم.
این فقر آنقدر شدید است كه رهبر انقلاب در ماجرای شهید بهشتی و دیگر شهدای انقلاب آشكارا تذكر دادهاند و توجه را به سوی آن جلب كردهاند.
«ما البته كمكاریم. حالا آقای شهیدی فرمودند كه ما در بنیاد شهید داریم كار میكنیم لكن كار فقط این نیست كه ما به خانوادههای اینها اظهار احترام كنیم، تعظیم كنیم، تجلیل كنیم؛ نه، حادثه را باید احیاء كنید، زنده نگه دارید. باز هم مردم و روحیه انقلابی خود مردم است كه این حوادث را زنده نگهداشته است، والا ما یك فیلم درباره این حادثه بزرگ نداریم؛ یك اثر هنری درباره حادثه هفتم تیر نداریم كه حقایق را روشن كند، معلوم بشود اینها چه كسانی بودند؟ چه بودند؟ آنهایی كه شهید شدند چه كسانی بودند؟ شهید بهشتی چه كسی بود؟ آن وزرای مخلص مؤمن پاكباختهای كه با همه وجود وارد میدان بودند و ما با اینها زندگی كرده بودیم، با اینها كار كرده بودیم، اینها را از نزدیك میشناختیم، چه كسانی بودند؟ چه بودند؟ هنوز ما یك اثر هنری نداریم، یك فیلم سینمایی نداریم، یك نمایش تجسمی نداریم، یك رُمان خوب نداریم؛ اینها كارهایی است كه ما نكردیم و
باید بكنیم.»۱
نمیتوان بیتفاوت بود كه شاید نفتی بودن یكی از علتهایی است كه روی این شخصیتهای مهم كار نكردهایم، كه شاید اگر یكی از آنها را غرب در اختیار داشت از او قهرمانی ساخته بود كه دنیا به داشتن آن حسرت میبردند. در حالی كه در كشور ما بیش از ۱۷ هزار شهید ترور وجود دارد كه این میتواند به تنهایی دستمایه خلق آثاری با محوریت ترور باشد. چهرههای مطرح و موثر انقلاب كه دیگر امری ضروری است. رهبری انقلاب بار دیگر نیز تاكید كردهاند كه در معرفی این چهرهها كمكاری كردهایم.
«ما روی مسأله شهدایمان انصافا كمكاری كردیم. این حادثه شهدای هفتم تیر ظرفیت عجیبی دارد برای معرفی شدن؛ هم معرفی شدن این چهرههایی كه آماج این جنایت قرار گرفتند؛ هم معرفی ملت ایران كه چگونه در یك چنین حادثه تكاندهندهای خودش را نگه میدارد، حفظ میكند و نه فقط از میدان در نمیرود، بلكه روحیه مضاعف پیدا میكند؛ هم معرفی دشمنان كه چه موجودات پست و چه سیاستهای خبیثی پشت سر این حوادث قرار دارد... ما كمكاری داشتیم؛ اینها را معرفی نكردیم. خیلی كار میشد كرد و باید كرد؛ دستگاههای مسؤول و همه ما دچار كمكاری هستیم... با زبان هنر، با زبان تصویر، با استفاده از ابزارهای جدید باید بتوانند این حادثه را، این شخصیتها را [معرفی كنند]؛ كسی مثل شهید بهشتی را در دنیا معرفی كنند، كسی مثل شهید رجایی را معرفی كنند، شهید باهنر را معرفی كنند. هركدام از این شخصیتهایی كه در ماجرای هفتم تیر یا ماجراهای دیگر به شهادت رسیدند، شایسته یك چهرهنگاری بسیار باعظمتند كه میشود از اینها چهرهنگاری كرد.»۲
مسأله فقر روایت، تنها مربوط به شهید بهشتی و شهدای انقلاب نیست، بلكه در زمینه جنایتهای جنگی و ظلمی كه بر ملت ایران در جریان جنگ هشت ساله رفته و همچنین تاریخ ملی و دینی نیز دستمان از روایتهای متنوع خالی است؛ درحالی كه تاریخ پر فراز و فرود كشور ما بستر مناسبی برای خلق آثار هنری است كه بتواند هم زمینه اقناع مخاطب را فراهم كند و هم در روزگار نبرد روایتها دست خالی در میدان نبرد مقابل دشمن نایستیم. روایتی كه از عناصر جذابیت و ظرافت هنری در كنار كارآمد و متقن بودن نیز سود ببرد.
پینوشتها:
۱ـ بیانات در دیدار خانوادههای شهدای هفتم تیر و جمعی از خانوادههای شهدای مدافع حرم (۵ تیر ۱۳۹۵)
۲ـ بیانات در دیدار خانوادههای شهدای هفتم تیر و جمعی از خانوادههای شهدای استان تهران ( ۶ تیر ۱۳۹۴)




