تنگه؛ در تراز قدرت ایران

 گزارش‌های قطعی نشان می‌دهد نیروهای مسلح کشورمان با رویکردی جدید در هرمز، قاچاقچیان انرژی را نقره‌داغ کردند

تنگه؛ در تراز قدرت ایران

 در روزهای اخیر، پهنه آب‌های نیلگون خلیج ‌فارس، تنگه هرمز و دریای عمان صحنه سلسله‌عملیات‌های تنبیهی، هشدارها و ضربات آتشین نیروی دریایی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی علیه کاروان‌های تجاری قانون‌گریز بوده است.

در تازه‌ترین و حساس‌ترین رویداد میدانی، روابط‌عمومی نیروی دریایی سپاه پاسداران با صدور اطلاعیه‌ای رسمی اعلام کرد یک فروند ابرنفتکش متخلف خارجی از کلاس سوپرتانکرهای حامل بیش از دو میلیون بشکه نفت خام که با تحریک و اسکورت پنهانی ناوگان تروریستی سنتکام قصد داشت از «مسیرهای ممنوعه و غیرمجاز» حاشیه سواحل جنوبی عبور کند، پس از بی‌توجهی مطلق به اخطارهای رادیویی مکرر یگان‌های گشتی ایران، هدف قرار گرفت و بر اثر انفجار و اصابت به موانع بازدارنده و مین‌های شناور، دچار حریق مهیب شد. 
این حادثه نقطه اوج یک هفته پرتلاطم در این شاهراه حیاتی بود. پیش از آن نیز گزارش‌های سازمان تجارت دریایی بریتانیا و داده‌های رهگیری ماهواره‌ای از وقوع حوادث امنیتی متعدد ازجمله اصابت پرتابه‌ها و توقف اجباری نفتکشTrend (با پرچم توگو)، آسیب به شناورهای حمل گاز مایع (LPG) نظیر NV Sunshine و حتی اخلال در تردد کشتی‌های کانتینری و باری بین‌المللی در دهانه تنگه هرمز و محدوده فجیره خبر داده بودند. متن صریح بیانیه سپاه پاسداران تعارفات معمول دیپلماتیک را کنار زد و به نوعی بر این مسأله تاکید داشت که آتش‌سوزی و توقف قطعی، عاقبت هر شناور متخلفی است که با تحریک بیگانگان، امنیت کشتیرانی را خدشه‌دار کند. براساس آخرین مواضع نیروی دریایی، دایره تنبیه دیگر منحصر به یک مختصات جغرافیایی خاص در دهانه تنگه نبوده و کل گستره خلیج ‌فارس، تنگه هرمز و دریای عمان میدان اعمال اراده انضباطی ایران خواهد بود.
    دکترین تنبیهی جدید ایران 
برای درک عمیق چرخش راهبردی که طی یک هفته گذشته در خلیج ‌فارس رخ داده است، باید سیر تطور بحران را در امتداد نبرد شش ماه اخیر ارزیابی کرد. در اسفند سال گذشته و همزمان با آغاز جنگ، تهران با اتکا به دست برتر ژئوپلیتیک خود، در گام نخست اقدام به بستن کامل تنگه هرمز و توقف فیزیکی شریان ترانزیت انرژی کرد تا هزینه تحمیل جنگ را به‌عنوان یک شوک راهبردی به متجاوزان بفهماند. 
با این‌حال به‌دنبال میانجیگری‌های دیپلماتیک منطقه‌ای و دستیابی به «تفاهم‌نامه اسلام‌آباد»، ایران با حسن‌نیت کامل پذیرفت که بخشی از محدودیت‌های سختگیرانه بر تردد کشتی‌های تجاری و نفتکش‌ها را کاهش دهد تا زنجیره تامین انرژی جهان بیش از پیش دچار بحران معیشتی نشود. 
در ماه‌های بعد، این آبراهه با فراز و نشیب‌های فراوان و براساس سازوکارهای کنترل بازرسی اداره شد اما تداوم تجاوزات هوایی و دریایی آمریکا، نقض مکرر بندهای تفاهم اسلام‌آباد و سوءاستفاده ناوگان سنتکام از فضای تفاهم، عملا کارآمدی این توافق را به نقطه پایان رساند.
آمریکایی‌ها در هفته‌های اخیر با یک طرح انحرافی کوشیدند با هدایت کاروان‌های نفتی به آب‌های سرزمینی عمان و کانال‌های کم‌عمق سواحل امارات، بازرسی‌های قانونی و پروتکل‌های امنیتی جمهوری اسلامی را دور بزنند. پاسخ قاطع سپاه پاسداران به این تحرکات، اعلام «پایان مدارا» و جهش به سمت یک دکترین بازدارندگی پیشرفته بود: اگر امنیت برای یکی نباشد، کریدورهای جایگزین نیز به جهنم تبدیل خواهند شد. مستندات شرکت اطلاعات انرژی و ردیابی دریایی کپلر و تحلیل‌های مؤسسه «وینوارد» گویای زلزله‌ای است که این تغییر دکترین بر تردد دریایی تحمیل کرده. براساس داده‌های بهینه‌سازی‌شده راداری و ماهواره‌ای، شمار کل شناورهای مرئی با سیگنال فعال که در هفته گذشته از دهانه تنگه هرمز عبور کرده‌اند، با افتی بالغ بر ۹۰ تا ۹۴ درصد نسبت به سطوح معمول گذشته مواجه شده است؛ تا جایی که تردد روزانه کل شناورهای تجاری، فله‌بر و کانتینری در این شاهراه راهبردی در مقاطعی به زیر 7 تا ۹ فروند سقوط کرد. گزارش‌های هفتگی کپلر نشان می‌دهد این تغییر استراتژی، ائتلاف غرب را آچمز کرده است. تلاش سنتکام برای اسکورت نظامی نه تنها امنیت نیافرید بلکه با جهش نرخ بیمه خطرات جنگی (War Risk) به ارقام نجومی و غیرقابل‌تحمل، شرکت‌های بزرگ کشتیرانی بین‌المللی عملا عبور از مسیرهای حاشیه‌ای را به‌دلیل ریسک برخورد با مین‌های انضباطی به حالت تعلیق درآورده‌اند. اعمال این حق حاکمیتی ثابت کرد ابتکار عمل ناوبری، تقسیم کریدورها و تعریف مناطق ممنوعه منحصرا در مشت نیروهای مسلح ایران است و دور زدن اقتدار امنیتی منطقه، هزینه‌ای معادل حریق شناورها را در پی خواهد داشت.
   بن‌بست ترانزیت و بلوف سیاسی ترامپ 
درست در شرایطی که آب‌های تنگه هرمز به‌دلیل اجرای مقتدرانه دستورالعمل‌های انضباطی ایران آرامشی سنگین توأم با توقف بسیاری از ترددهای غیرمجاز را تجربه می‌کرد، دونالد ترامپ در اظهاراتی عجیب مدعی شد ترانزیت نفت از تنگه هرمز حتی از دوران پیش از جنگ هم بیشتر شده و ارقام محیرالعقولی نظیر جابه‌جایی آزادانه روزانه ۲۸میلیون بشکه نفت از خلیج ‌فارس به ثبت رسیده است!‌ برای هر ناظر هوشمند مسائل بین‌الملل، هدف این ادعای ساختگی کاملا هویداست: ترامپ در روزهای فوق‌العاده حساس منتهی به انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا، به‌شدت از تأثیر انفجاری بحران انرژی بر سبد معیشت رأی‌دهندگان، افزایش بی‌رویه نرخ گالن بنزین در پمپ‌بنزین‌های آمریکا و وحشت سرمایه‌گذاران وال‌استریت هراسان است. کاخ سفید با توسل به یک شعبده‌بازی رسانه‌ای و پمپاژ خبردرمانی می‌کوشد وانمود کند سیاست‌های جنگ‌افروزانه‌اش هیچ هزینه‌ای برای اقتصاد جهان و معیشت مردم آمریکا نداشته است
اما آمار ملموس، داده‌های مؤسسات بین‌المللی و واقعیت بازار انرژی، این ادعای واهی را با دلایلی علمی و غیرقابل‌انکار درهم می‌شکند.
برخلاف ادعای نجومی خروج ۲۸ میلیون بشکه، داده‌های تحلیلی منتشر شده از سوی غول اطلاعات مالی بلومبرگ و مؤسسه کپلر در میانه مهرماه‌ (اکتبر ۲۰۲۶) فاش می‌کند خروج نفت خام و میعانات از تنگه هرمز از سطوح اولیه پیش از درگیری‌ها و حتی از رقم ۱۲ تا ۱۴ میلیون بشکه دوران اجرای تفاهم اسلام‌آباد، با سقوطی ویرانگر به محدوده 5/3میلیون بشکه در روز تنزل یافته است. این کاهش بی‌سابقه نشان می‌دهد بخش اعظم محموله‌ها به‌دلیل هراس شرکت‌ها و بیمه‌گران از حملات تنبیهی سپاه زمینگیر شده‌اند و انتقال از طریق خطوط لوله جایگزین (مانند خط لوله شرق_غرب عربستان یا لوله حبشان_فجیره) نیز به‌دلیل محدودیت ظرفیت فنی و تهدیدات امنیتی، توانایی جبران این خلأ ترانزیتی را ندارد. بر پایه گزارش‌های مرجع اداره اطلاعات انرژی آمریکا ‌(EIA)، کل ظرفیت انتقال فیزیکی نفت و فرآورده‌های مایع هیدروکربوری از کل حوزه خلیج‌ فارس در اوج آرامش سال ۲۰۲۵ حداکثر به 9/20میلیون بشکه در روز می‌رسید. ادعای ترامپ مبنی بر جابه‌جایی ۲۸میلیون بشکه در روز، حتی از سقف کل تولید نفت تمام کشورهای حوزه خلیج‌ فارس فراتر است و نشان می‌دهد اظهارات رئیس‌جمهور آمریکا یک گزاره کاملا جعلی است که با ابتدایی‌ترین اصول لجستیک، بارگیری تانکرها و محاسبات تناژ ناوگان دریانوردی مغایرت دارد.
   شاخص بی‌رحم نفت ۱۰۰ دلاری
در علم اقتصاد انرژی قیمت‌ها دروغ نمی‌گویند. طبق بدیهی‌ترین سازوکار عرضه و تقاضا، اگر ادعای واشنگتن ذره‌ای حقیقت داشت و ۲۸میلیون بشکه نفت به صورت روزانه از هرمز سرازیر می‌شد، بازار جهانی انرژی با یک مازاد عرضه سهمگین تاریخی روبه‌رو می‌شد و بهای نفت برنت می‌بایست بلافاصله به کانال ۵۰ یا ۶۰ دلار سقوط می‌کرد اما تداوم چسبندگی قیمت نفت در محدوده ۱۰۰ دلار به ازای هر بشکه در بازارهای مالی لندن و نیویورک، همراه با جهش خیره‌کننده هزینه حمل نفت خام به آسیا سندی زنده است بر این‌که معامله‌گران نفتی لاف‌های سیاسی ترامپ را به چیزی نخریده‌اند و واقعیت کاهش صادرات به 5/3 میلیون بشکه و قفل شدن گلوگاه هرمز را در تابلوهای بورس مبنا قرار داده‌اند. 
رخدادهای نظامی و آمارهای اقتصادی یک هفته اخیر این حقیقت را آشکار ساخت که سرنوشت امنیت خلیج‌ فارس روی آب‌ها و توسط یگان‌های موشکی و پهپادی ایران رقم می‌خورد نه در پلتفرم‌های مجازی کاخ سفید.