نظام آموزشی، جا مانده از زمان
گسترش دورههای آنلاین مؤسسات آموزشی خارجی برای دانشآموزان، بهویژه در مقاطع پایینتر، این پرسش را مطرح میکند که این روند چه تأثیری بر نظام آموزشی کشور خواهد داشت.
دکتر علی انتظاری - جامعهشناس و عضو هیأت علمی دانشگاه علامه طباطبایی
خوشبختانه یا شوربختانه، نظام آموزشی رسمی کشور چندان تحت تأثیر این روندها و بسیاری از تحولات مشابه قرار نمیگیرد چراکه بهروزرسانی آن به کندی انجام میشود و انعطافپذیری چندانی ندارد. به همین دلیل، چنین اتفاقاتی تأثیر مستقیمی بر ساختار رسمی آموزش نمیگذارند اما میتوانند بر نظام اقتصادی و اجرایی کشور تأثیر منفی داشته باشند. دلیل این مسأله آن است که آموزشهای ارائهشده در این مؤسسات، عمدتا برای پاسخگویی به نیازهای جامعه هدف خود طراحی شدهاند. به بیان دیگر، مؤسسات آموزشی خارجی برنامههایی را ارائه میدهند که متناسب با شرایط جوامع دیگر است، نه لزوما نیازهای آموزشی، اقتصادی و اجرایی کشور ما. در نتیجه، این آموزشها ممکن است انگیزه مهاجرت را تقویت کنند و زمینه را برای مهاجرت افراد فراهم آورند. از سوی دیگر، آموزش میتواند ابزاری برای شناسایی استعدادها نیز باشد. مؤسسات آموزشی در جریان برنامههای خود، استعدادها و ظرفیتهای افراد را شناسایی میکنند و به این ترتیب، ممکن است زمینه مهاجرت سرمایههای انسانی کشور را فراهم آورند.
این موضوع سابقه هم دارد. برای مثال، پیش از انقلاب، دانشگاه شیراز تا حد زیادی براساس الگویی مورد پسند نظام آموزشی غرب طراحی شده بود و آموزش در آن به زبان انگلیسی ارائه میشد. بسیاری از فارغالتحصیلان این دانشگاه مهاجرت کردند؛ زیرا آموختههایشان لزوما بهگونهای نبود که بتوانند در کشور خود از آن بهخوبی بهره بگیرند. در چنین شرایطی، برخی احساس میکردند برای بهرهگیری از دانش و تخصص خود و کسب درآمد مناسب، باید به خارج از کشور مهاجرت کنند. بنابراین، این پدیده موضوع تازهای نیست و از گذشته وجود داشته و همچنان ادامه دارد.
ریشه این مسأله را باید در مشکلات نظام آموزشی جستوجو کرد. برای مواجهه با این روند، بیش از هر چیز باید مشکلات داخلی نظام آموزشی را برطرف کنیم. راهکارها نیز عمدتا به همین موضوع بازمیگردند که یکی از مهمترین آنها، چابکسازی نظام آموزشی است. نظام آموزشی باید بتواند شرایط و اقتضائات زمانه را بهموقع درک کند. اگر در مقطعی نیاز آموزشی تازهای پدید آید، باید در کوتاهترین زمان ممکن برای آموزش آن برنامهریزی کرد. برای مثال، اگر امروز نوجوانان و جوانان به آموزش تولید محتوا نیاز دارند، این موضوع باید در نظام آموزشی پیشبینی شود؛ چه در قالب آموزشهای عمومی و چه بهصورت دورههای تکمیلی.
این موضوع سابقه هم دارد. برای مثال، پیش از انقلاب، دانشگاه شیراز تا حد زیادی براساس الگویی مورد پسند نظام آموزشی غرب طراحی شده بود و آموزش در آن به زبان انگلیسی ارائه میشد. بسیاری از فارغالتحصیلان این دانشگاه مهاجرت کردند؛ زیرا آموختههایشان لزوما بهگونهای نبود که بتوانند در کشور خود از آن بهخوبی بهره بگیرند. در چنین شرایطی، برخی احساس میکردند برای بهرهگیری از دانش و تخصص خود و کسب درآمد مناسب، باید به خارج از کشور مهاجرت کنند. بنابراین، این پدیده موضوع تازهای نیست و از گذشته وجود داشته و همچنان ادامه دارد.
ریشه این مسأله را باید در مشکلات نظام آموزشی جستوجو کرد. برای مواجهه با این روند، بیش از هر چیز باید مشکلات داخلی نظام آموزشی را برطرف کنیم. راهکارها نیز عمدتا به همین موضوع بازمیگردند که یکی از مهمترین آنها، چابکسازی نظام آموزشی است. نظام آموزشی باید بتواند شرایط و اقتضائات زمانه را بهموقع درک کند. اگر در مقطعی نیاز آموزشی تازهای پدید آید، باید در کوتاهترین زمان ممکن برای آموزش آن برنامهریزی کرد. برای مثال، اگر امروز نوجوانان و جوانان به آموزش تولید محتوا نیاز دارند، این موضوع باید در نظام آموزشی پیشبینی شود؛ چه در قالب آموزشهای عمومی و چه بهصورت دورههای تکمیلی.




