نبرد دربرابر قدرت رسانه‌ای استکبار 

نبرد دربرابر قدرت رسانه‌ای استکبار 

47 سال از پیروزی انقلاب اسلامی می‌گذرد و در تمام این سال‌ها، جمهوری اسلامی ایران در معرض شدیدترین تهاجم رسانه‌ای تاریخ معاصر بوده است.

حجت‌الاسلام دکتر حسین متفکر - نویسنده و پژوهشگر

از همان روزهای نخست، رسانه‌های وابسته به قدرت‌های بزرگ، با ابزارهای مختلف - از رادیوهای فارسی‌زبان تا شبکه‌های ماهواره‌ای و از مطبوعات زنجیره‌ای تا شبکه‌های اجتماعی - تلاش کرده‌اند تا تصویری مخدوش از ایران ارائه دهند، مشروعیت نظام را خدشه‌دار کرده و افکار عمومی جهانی را علیه ملت ایران بسیج کنند. امام خمینی‌(قدس‌سره) در وصیت‌نامه الهی - سیاسی خود، این واقعیت تلخ را با صراحت تمام بیان کرده‌اند:
«ما اکنون... مورد تهاجم تبلیغاتی تمام رسانه‌های گروهی وابسته به قدرت‌های بزرگ هستیم. چه دروغ‌ها و تهمت‌ها که گویندگان و نویسندگان وابسته به ابرقدرت‌ها به این جمهوری اسلامی نوپا نزده و نمی‌زنند.»
این تهاجم، امروز در قالب «جنگ شناختی» و «جنگ ترکیبی» ادامه یافته و ابعاد پیچیده‌تری به خود گرفته است. رهبر شهید (رضوان‌الله تعالی علیه) با درک عمیق این تحول، فرموده‌اند:
«امروز بیشترین تحرک دشمنان ما علیه ما بیش از تحرکات امنیتی و اقتصادی، تحرکات تبلیغاتی و جنگ نرم و تبلیغات رسانه‌ای است؛ برای این‌که بر افکار عمومی مردم مسلط بشوند مبالغ هنگفت هزینه می‌کنند.»
و در جای دیگر:  «امروز ما فراتر از درگیری‌های نظامی... در کانون یک درگیری تبلیغاتی و رسانه‌ای هستیم؛ با چه کسی؟ با یک جبهه‌ وسیع.» در چنین شرایطی، بسنده کردن به دفاع منفعلانه، شکست را تضمین می‌کند. تجربه 40 سال مقاومت نشان داده که پاسخ دفاعی-هرچقدر هم هوشمندانه - نمی‌تواند تهاجم رسانه‌ای دشمن را متوقف کند. آنچه مورد نیاز است، ایجاد یک نهضت جهانی نبرد رسانه‌ای است؛ حرکتی که از یک سو، مبانی نظری و اعتقادی انقلاب اسلامی را در قالب «جنگ روایت‌ها» بازتعریف کند و از سوی دیگر با استفاده از همه ظرفیت‌های ملی، منطقه‌ای و جهانی، جبهه‌ای متحد در برابر قدرت رسانه‌های استکباری غرب تشکیل دهد.
این یادداشت راهبردی، با تکیه بر رهنمودهای امام خمینی‌(قدس‌سره) و رهبر شهید (رضوان‌الله تعالی علیه)، به تبیین مبانی، راهبردها و اقدامات عملیاتی این نهضت جهانی می‌پردازد. استدلال اصلی این است که نهضت جهانی نبرد رسانه‌ای، نه یک انتخاب، بلکه یک ضرورت راهبردی است؛ ضرورتی که ریشه در ماهیت تهاجم دشمن، ماهیت رسانه در عصر حاضر و ماهیت رسالت انقلاب اسلامی دارد.
     اول: مبانی نظری و اعتقادی نهضت جهانی نبرد رسانه‌ای
۱-۱. از «نهضت مستضعفین» تا «نهضت جهانی نبرد رسانه‌ای»
امام خمینی‌(قدس‌سره) انقلاب اسلامی را نه یک رخداد ملی محدود به مرزهای ایران، بلکه آغازگر نهضت جهانی مستضعفین می‌دانستند. ایشان در سخنرانی معروف خود در ۱۳۵۸ در جمع مسلمانان پاکستان و هند، این دیدگاه را با صراحت بیان کردند:
«باید این نهضت - نهضت مستضعف در مقابل مستکبر ــ در تمام عالم گسترده شود. ایران، مبدأ و نقطه اول و الگو برای همه ملت‌های مستضعف [باشد].»
این جمله، کلید فهم نهضت جهانی نبرد رسانه‌ای است. امام، نهضت مستضعفین را یک حرکت فراگیر، جهانی و همه‌جانبه می‌دانستند. اما سؤال اساسی این است: چگونه این نهضت در عصر اطلاعات و در شرایطی که رسانه‌های استکباری بر فضای جهانی سلطه دارند، می‌تواند گسترش یابد؟
پاسخ در یک نکته راهبردی نهفته است: امروز، میدان اصلی نبرد مستضعفین در برابر مستکبرین، میدان رسانه و روایت است. اگر در قرن بیستم، مبارزه با استکبار عمدتا در میدان‌های سیاسی و نظامی جریان داشت، در قرن بیست‌ویکم، این مبارزه در میدان روایت‌ها و گفتمان‌ها جریان دارد. رسانه‌های استکباری، ابزار اصلی سلطه و استثمار جهانی هستند و بنابراین نهضت جهانی مستضعفین در عصر حاضر، ناگزیر باید نهضت جهانی نبرد رسانه‌ای باشد.
امام خمینی‌(قدس‌سره) با درکی عمیق از این تحول، در وصیت‌نامه خود فرمودند:
«امروز جنگ، جنگ قلم است.»
و از نخبگان و نویسندگان خواستند:
«این قلم‌ها را یک مقدار متوقف کنند برای اسلام، برای خدا، برای کشور اسلام، برای ملت اسلامی.»
این رهنمود، دقیقا همان منطقی است که نهضت جهانی نبرد رسانه‌ای را ضروری می‌سازد؛ اگر جنگ، جنگ قلم است، پس جبهه‌بندی جهانی نیز باید بر محور قلم شکل گیرد.