ژست میانجیگری اروپای مفلوک

ژست میانجیگری اروپای مفلوک

آمریکا و به‌طور کلی غرب با یک تصور کاریکاتوری و مقایسه ایران با ونزوئلا، وارد ماجراجویی با ایران شد و اکنون خود را در یکی از بدترین مخمصه‌های چند دهه اخیرش می‌بیند. نمونه آن را امروز به‌وضوح می‌توان مشاهده کرد؛ به‌خصوص در حرکت جدیدی که از دیروز آغاز شده و اروپایی‌ها با تأکید بر این‌که جنگ نباید ادامه پیدا کند، حمله نباید صورت بگیرد و اوضاع ممکن است بدتر شود، به دنبال راهی برای جلوگیری از تشدید بحران هستند.

حجت‌الله سلطانی | دیپلمات پیشین

برای فهم این وضعیت، باید یک بازخوانی از نیت آمریکایی‌ها و به‌طور کلی غرب در این ماجرا داشته باشیم. 
در بررسی تقابل آمریکا و غرب با انقلاب اسلامی ایران، دو نگاه وجود دارد. برخی، دلایل این خصومت را موضوعی می‌دانند و معتقدند اگر موضوعات مورد اختلاف با غرب حل‌وفصل شود، می‌توان با غرب و سایر کشورها زندگی مسالمت‌آمیزی داشت. موضوعاتی مانند حقوق‌بشر، تروریسم، مسائل موشکی و در سال‌های اخیر مسأله هسته‌ای، از جمله مواردی هستند که در این چارچوب مطرح شده‌اند اما برخی دیگر، ازجمله این نگارنده، معتقدند دلیل اصلی تخاصم غرب با ایران، بحث هویتی، ایدئولوژیک و تفکر انقلاب اسلامی است، نه این موضوعات. این موضوعات درواقع بهانه‌هایی برای مشروع جلوه دادن خصومت، دشمنی و اقدامات غیرقانونی‌ای بوده‌ که غرب در طول این ۴۸ سال علیه ایران انجام داده است.
امروز عده‌ای با این ادعا که ترامپ بر مسأله هسته‌ای ایران متمرکز شده‌، می‌گویند ایران باید پرونده هسته‌ای خود را شفاف کند، می‌گویند چیزی را که آنها می‌خواهند، انجام دهید تا دست از خشونت بردارند و این غائله خاتمه پیدا کند.
اما اگر به عقب برگردیم، چند سال قبل مسأله موشکی ایران و پیش از آن، بحث تروریسم ایران مطرح بود. اگر باز هم عقب‌تر برویم، بحث حقوق‌بشر ایران مطرح بود و حتی در آن مقطع اروپایی‌ها گفت‌وگوهای حقوق بشری با ایران راه انداختند. از ابتدای انقلاب نیز بحث صدور انقلاب مطرح بوده است.
یعنی غرب همیشه یک موضوع را به‌عنوان بهانه مطرح کرده و آن را پایه و اساس خصومت و دشمنی خود با ایران قرار داده است؛ اما در طول این ۴۸ سال هیچ‌کدام از این موضوعات پرونده‌اش بسته نشده و علاوه‌بر آن، موضوعات جدیدی نیز به آنها اضافه شده است.