تاریخ، زیر بیل و کلنگ
حفاریهای غیرمجاز در محوطههای باستانی ایران، دیگر فقط تخلفی برای دستیابی به اشیای عتیقه و کسب درآمد از بازار زیرزمینی آثار تاریخی نیست؛ این فعالیتها به تهدیدی جدی برای هویت تاریخی کشور تبدیل شدهاند. درحالیکه حفاران غیرمجاز در شبکههای اجتماعی فعالیت میکنند، روشهای خود را به نمایش میگذارند و حتی به گفته پژوهشگران، مسئولان حوزه میراث فرهنگی را علنا تهدید میکنند، انتقادها از ناکارآمدی سازوکارهای نظارتی و نبود برخورد مؤثر با این پدیده شدت گرفته است. یک پژوهشگر باستانشناسی، با انتقاد از وضعیت حفاظت از آثار تاریخی، میگوید صدها محوطه باستانی کشور در معرض تخریب قرار دارند و وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی در انجام وظیفه حاکمیتی خود برای حفاظت از این آثار با چالشهای جدی روبهروست. او همچنین از فعالیت گسترده صفحات اینستاگرامی و تلگرامی مرتبط با حفاریهای غیرمجاز انتقاد کرده و خواستار اقدام جدیتر نهادهای مسئول شده است.
یکی از ابعاد نگرانکننده حفاریهای غیرمجاز، حضور آشکار مروجان این فعالیتها در شبکههای اجتماعی است. بیش از 1000 صفحه در اینستاگرام و تلگرام، حفاری غیرمجاز را تبلیغ میکنند و با وجود وعدههای مکرر برای برخورد با این فعالیتها، اقدام مؤثری که بتواند مانع ادامه کار آنها شود، مشاهده نشده است.فضای مجازی در چنین شرایطی میتواند به بستری برای نمایش اشیای تاریخی، تبلیغ ابزارهای حفاری، جذب افراد تازهوارد و عادیسازی تخریب محوطههای باستانی تبدیل شود. انتشار تصاویر اشیای کشفشده یا ادعای دستیابی به گنجینههای تاریخی نیز ممکن است این تصور را ایجاد کند که حفاری غیرمجاز راهی آسان برای دستیابی به ثروت است؛ تصوری که هزینه واقعی آن، نابودی بخشی از حافظه تاریخی جامعه است.
مسأله فقط انتشار تصاویر و تبلیغات نیست. وقتی فعالیتهای غیرقانونی در برابر چشم کاربران انجام میشود و واکنش بازدارندهای در پی ندارد، این پیام به مخاطبان منتقل میشود که تخریب میراث تاریخی، با وجود ممنوعیت قانونی، میتواند کمهزینه باشد.
هر کلنگ، زخمی بر پیکر تاریخ ایران
اهمیت آثار باستانی تنها به ارزش مادی اشیای بهدستآمده از آنها محدود نمیشود. یک ظرف سفالی، قطعه استخوان، سکه یا ابزار سنگی، هنگامی که در جای اصلی خود و در ارتباط با سایر یافتهها بررسی شود، میتواند اطلاعات ارزشمندی درباره شیوه زندگی، اقتصاد، باورها، روابط اجتماعی و تحولات تاریخی یک جامعه ارائه دهد.حفاری علمی با روشهای مستند و ثبت دقیق لایههای خاک انجام میشود. باستانشناس باید بداند هر شیء در چه عمقی، در کنار چه آثاری و در چه لایهای قرار داشته است. همین ارتباط میان یافتههاست که به آثار تاریخی معنا میدهداما حفار غیرمجاز معمولا به دنبال یافتن و خارج کردن اشیای ارزشمند است، نه ثبت اطلاعات علمی آنها. جابهجایی خاک، تخریب لایههای تاریخی و خارج کردن اشیا بدون مستندسازی، میتواند شواهدی را از بین ببرد که دیگر امکان بازسازی آنها وجود ندارد.
الموت زیر فشار تخریب
در میان هشدارهای مطرحشده درباره وضعیت محوطههای تاریخی، نام الموت نیز به چشم میخورد. صدها محوطه باستانی کشور در معرض آسیب قرار دارند و برخی از آنها، ازجمله محوطههای مرتبط با منطقه الموت، با خطر تخریب و تعرض مواجهاند.
این هشدار نشان میدهد که مسأله را نمیتوان به چند حفاری پراکنده یا فعالیت گروههای محدود تقلیل داد. گستردگی جغرافیایی محوطههای تاریخی، دشواری حفاظت از مناطق دورافتاده، کمبود امکانات نظارتی و فاصله میان شناسایی تخلف تا برخورد قضایی، میتواند شرایط را برای ادامه تعرض به آثار تاریخی فراهم کند.
هر محوطهای که تخریب میشود، بخشی از شواهد مربوط به گذشته ایران را از دسترس پژوهشگران خارج میکند. در چنین وضعیتی، حفاظت از میراث فرهنگی نباید صرفا به نصب تابلو، ثبت ملی یا صدور بیانیه محدود بماند؛ حفاظت مؤثر به پایش مستمر، تأمین نیروی انسانی، همکاری نهادهای انتظامی و قضایی و پیگیری تخلفات نیاز دارد.
چرا برخورد بازدارنده نیست؟
بخش دیگری از انتقادها به تهدید و فحاشی علنی حفاران غیرمجاز در فضای مجازی مربوط است. اگر چنین تهدیدهایی مستند باشند، بررسی و رسیدگی به آنها باید در کنار پیگیری تخلفات مرتبط با حفاری انجام شود. تهدید کارشناسان و مسئولان حوزه میراث فرهنگی میتواند فضای فعالیت تخصصی را تحت تأثیر قرار دهد و هزینه پیگیری تخلفات را برای افرادی افزایش دهد که در خط مقدم حفاظت از آثار تاریخی قرار دارند.
البته مسدودسازی صفحات، بهتنهایی راهحل نهایی نیست. مقابله مؤثر با این پدیده به شناسایی گردانندگان صفحات، بررسی مسیر خریدوفروش اشیای تاریخی، پیگیری شبکههای احتمالی قاچاق و جلوگیری از تکرار تخلف نیاز دارد. در کنار این اقدامات، مستندسازی تهدیدها و حمایت از کارشناسانی که تخلفات را گزارش میکنند نیز اهمیت دارد.
ادعای نجات آثار تاریخی؛ توجیهی برای تخریب
یکی از نکات مورد انتقاد تلاش برخی حفاران برای توجیه فعالیت خود با ادعای نجات آثار تاریخی است. چنین ادعایی ممکن است در نگاه نخست ظاهری خیرخواهانه داشته باشد اما خارج کردن اشیا از محوطههای باستانی بدون مجوز و مستندسازی علمی، به معنای حفاظت از میراث تاریخی نیست.وقتی فردی مدعی نگهداری هزاران شیء تاریخی میشود، باید درباره چگونگی دستیابی به این مجموعه و احتمال تخریب محوطههای باستانی پرسشهای جدی مطرح کرد. البته صرف ادعای مالکیت چنین مجموعهای، بهتنهایی اثباتکننده وقوع تخلف نیست؛ اما منشأ اشیا و نحوه انتقال آنها موضوعی است که میتواند نیازمند بررسی کارشناسی و قانونی باشد.
حفاری غیرمجاز، مسابقهای برای یافتن گنج نیست؛ فرآیندی است که میتواند شواهد تاریخی را برای همیشه نابود کند. در این میان، هر روز تأخیر در حفاظت از محوطههای در معرض خطر، احتمال ازدسترفتن اطلاعاتی را افزایش میدهد که هیچ بودجهای قادر به بازسازی کامل آنها نیست.




