ناگویا  منهای بازی‌های آسیایی

ناگویا منهای بازی‌های آسیایی

 ناگویا در یک‌ماه گذشته میزبان دو رویداد بزرگ ورزشی بود‌؛ ابتدا بیستمین دوره بازی‌های آسیایی و سپس پنجمین دوره بازی‌های پاراآسیایی؛ شهری که در این‌مدت از هزاران ورزشکار، مربی، خبرنگار، گردشگر و مسافر پذیرایی کرد و نگاه بخش بزرگی از آسیا را به خود دوخت اما بیرون از ورزشگاه‌ها، دور از سکوهای قهرمانی و هیاهوی مدال‌ها، ناگویای دیگری جریان داشت‌؛ شهری که شناخت آن برای مسافران می‌تواند به‌اندازه تماشای رقابت‌های ورزشی جذاب باشد. جایی که نظم تنها به مدیریت رویدادهای بزرگ محدود نمی‌شود، بلکه در جزئی‌ترین رفتارهای روزمره شهروندان ریشه دوانده است.

رضا پورعالی | خبرنگار اعزامی به بازی‌های پاراآسیایی آیچی- ناگویا

در ناگویا، نظم شهری پیش از آن‌که در تابلوهای هشدار یا حضور ماموران دیده شود، در رفتار مردم خودنمایی می‌کند. از شیوه رانندگی و عبور از خیابان گرفته تا استفاده از وسایل حمل‌ونقل عمومی، دورریختن زباله و حتی حمل یک کوله‌پشتی، مجموعه‌ای از قواعد آشکار و پنهان وجود دارد که زندگی میلیون‌ها نفر را در کنار یکدیگر سامان می‌دهد.
در این شهر، آنچه بیش از ساختمان‌های بلند یا فناوری پیشرفته جلب توجه می‌کند، رفتار آدم‌هاست. گویی میان شهروندان توافقی نانوشته وجود دارد: هیچ‌کس نباید بی‌دلیل آرامش دیگری را بر‌هم بزند.
 این توافق را می‌توان در فضای یک اتوبوس شهری احساس کرد. مکالمه تلفنی در اتوبوس‌های ناگویا برخلاف آداب پذیرفته‌شده حمل‌ونقل عمومی است و ممکن است با تذکر راننده همراه شود. حتی گفت‌وگوی بلند با مسافر کناری نیز رفتاری نامناسب تلقی می‌شود.
 برای مسافران خارجی، چنین حساسیتی ممکن است پرسش‌برانگیز باشد. آیا حرف‌زدن با تلفن در اتوبوس جرم است؟ لزوما نه. این رفتار بیش از آن‌که موضوع یک ممنوعیت کیفری سراسری باشد، به آداب استفاده از حمل‌ونقل عمومی و مقررات شرکت‌های خدمات‌رسان مربوط می‌شود. در ژاپن، سکوت نسبی مسافران بخشی از احترام به فضای مشترک است‌؛ فضایی که قرار نیست به محل گفت‌وگوهای شخصی و پرسر‌وصدا تبدیل شود. 
همین منطق را در قطار و مترو هم می‌توان دید. مسافران اغلب آرامند و صدای موسیقی از تلفن‌های همراه کمتر شنیده می‌شود. این ملاحظه حتی در شیوه حمل وسایل شخصی نیز دیده می‌شود. در واگن‌های شلوغ، بسیاری از مسافران کوله‌پشتی خود را از پشت برمی‌دارند و مقابل بدن نگه می‌دارند تا هنگام حرکت یا چرخیدن، به دیگران برخورد نکند. رفتاری کوچک که نه هزینه‌ای دارد و نه به امکانات پیچیده نیازمند است اما در فضای محدود قطار، آسایش بیشتری برای دیگران فراهم می‌کند.
 در فرهنگ ژاپنی عبارتی شناخته‌شده وجود دارد که می‌گوید: «برای دیگران مزاحمت ایجاد نکن». 
این عبارت را می‌توان یکی از کلیدهای مفاهیم در بسیاری از رفتارهای اجتماعی مردم ژاپن دانست. 
بیرون از فضای وسایل حمل‌ونقل عمومی نیز جلوه‌های روشنی از این فرهنگ به‌چشم می‌خورد‌؛ به‌ویژه در خیابان‌ها، جایی که موتورسیکلت، برخلاف آنچه ممکن است از وسیله‌ای کوچک و چابک انتظار برود، امتیاز ویژه‌ای برای عبور از میان خودروها ندارد. 
موتورسواران ناگویا عموما مانند دیگر وسایل نقلیه در مسیر خود حرکت می‌کنند، پشت چراغ قرمز در امتداد خودروها می‌ایستند و فاصله ایمن با وسیله نقلیه جلویی را حفظ می‌کنند. عبور از فضاهای باریک میان خودروها برای جلو افتادن، حرکت از کنار جدول یا تبدیل پیاده‌رو به مسیر عبور، در خیابان‌های مورد مشاهده رفتاری رایج نبود. این نظم، به‌ویژه در تقاطع‌ها، تصویری قابل‌توجه از رابطه موتورسیکلت با خیابان ایجاد می‌کند: وسیله‌ای که کوچک‌تر است اما خود را بیرون از قواعد مشترک ترافیک نمی‌بیند.
 استفاده از کلاه کاسکت نیز تقریبا همگانی به‌نظر می‌رسد. کلاه ایمنی برای موتورسواران در ژاپن الزام قانونی دارد و رعایت گسترده آن نشان می‌دهد چگونه یک الزام می‌تواند به رفتاری عادی و تثبیت‌شده تبدیل شود‌؛ رفتاری که دیگر نیازی به یادآوری دائمی ندارد.
 البته نباید همه این رفتارها را صرفا به فرهنگ نسبت داد. قوانین راهنمایی و رانندگی، نظارت، آموزش و ساختار معابر نیز در شکل‌گیری چنین الگویی نقش دارند. اهمیت موضوع در پیوند همین عوامل است‌؛ جایی که قانون و رفتار اجتماعی یکدیگر را تقویت می‌کنند. در تقاطع‌های ناگویا، احترام به چراغ راهنمایی فقط به رانندگان محدود نمی‌شود. عابران پیاده و دوچرخه‌سواران نیز معمولا پشت چراغ قرمز توقف می‌کنند‌؛ حتی وقتی خیابان خلوت است و خودرویی عبور نمی‌کند.
 در چنین موقعیتی، رعایت قانون تنها نتیجه ترس از برخورد با وسیله نقلیه نیست، بلکه به پذیرش قاعده‌ای مشترک مربوط می‌شود‌؛ قاعده‌ای که اعتبارش به شلوغ یا خلوت‌بودن خیابان وابسته نیست. 
این نظم رفتاری، در کنار زمان‌بندی دقیق شبکه حمل‌ونقل قرار می‌گیرد. قطارها و اتوبوس‌های شهری ژاپن به وقت‌شناسی شهرت دارند و برنامه حرکت آنها، زندگی روزمره را پیش‌بینی‌پذیرتر می‌کند. هرچند تاخیر و اختلال در این شبکه نیز رخ می‌دهد، اصل برنامه‌ریزی بر این استوار است که مسافر بتواند روی زمان اعلام‌شده حساب کند. در چنین ساختاری، وقت‌شناسی فقط ویژگی یک سازمان خدماتی نیست‌؛ بخشی از رابطه متقابل شهروند و شهر است. وجه دیگری از این رابطه در نظافت معابر آشکار می‌شود. خیابان‌های ناگویا در بسیاری از نقاط تمیزند، در حالی که سطل‌های زباله عمومی در سطح شهر چندان فراوان نیستند. این وضعیت در نگاه نخست تناقض‌آمیز است: چگونه شهری با سطل‌های زباله نسبتا کم، چنین ظاهر پاکیزه‌ای دارد؟
بخشی از پاسخ را باید در یک انتظار اجتماعی رایج جست‌وجو کرد: «زباله خودت را با خودت ببر.»
در این نگاه، مسئولیت‌فرد در قبال پسماند با پایان مصرف یک کالا تمام نمی‌شود. اگر سطل مناسبی در دسترس نباشد، انتظار می‌رود زباله تا رسیدن به محل مناسب همراه ‌فرد باقی بماند. چنین رفتاری در کنار نظام تفکیک پسماند، جمع‌آوری منظم زباله و خدمات شهری، به حفظ پاکیزگی محیط کمک می‌کند.