وقتی رنج آدم‌ها به کالای مصرفی تبدیل می‌شود

وقتی رنج آدم‌ها به کالای مصرفی تبدیل می‌شود

«بُت» ساخته حمید نعمت‌الله، داستان زنی زنبوردار است که بی‌خوابی‌اش به فرصتی برای جلب توجه و منفعت‌طلبی اطرافیان تبدیل می‌شود

زهرا عباسی | جام‌جم‌آنلاین

حمید نعمت‌الله در هفتمین فیلم سینمایی خود، پس از «قاتل و وحشی»، بار دیگر سراغ شخصیتی می‌رود که در موقعیتی نابرابر با محیط اطرافش قرار گرفته است؛ «بُت» با محوریت لیلا، زنی زنبوردار که درگیر بی‌خوابی است، موقعیتی را شکل می‌دهد که در آن زندگی خصوصی یک فرد به‌تدریج در معرض نگاه دیگران قرار می‌گیرد. آنچه در ابتدا می‌تواند تلاشی برای معرفی محصول و حل یک مشکل شخصی به نظر برسد، به بستری برای شکل‌گیری مناسباتی پیچیده‌تر تبدیل می‌شود؛ مناسباتی که در آن، آدم‌ها لزوما برای کمک به لیلا وارد زندگی او نمی‌گردند. به گزارش جام‌جم آنلاین، اهمیت فیلم فقط در طرح مسأله سوءاستفاده از رنج دیگران نیست. بت می‌کوشد نشان دهد چگونه گرفتاری یک فرد می‌تواند برای اطرافیانش فرصت بسازد و چگونه ادعای مراقبت، دلسوزی یا همراهی ممکن است با منفعت‌طلبی درهم بیامیزد. با این‌حال فاصله میان ایده مرکزی فیلم و کیفیت پیشبرد داستان، یکی از مهم‌ترین نقاطی است که هنگام ارزیابی اثر باید به آن توجه کرد.

از فروش عسل تا نمایش بی‌خوابی
شروع داستان بر تقابلی روشن استوار است. لیلا برای فروش عسل و حفظ خانه پدری‌اش به برنامه‌ای زنده می‌رود اما توجه‌ها به‌جای محصول او، متوجه وضعیت جسمی‌اش می‌شود. این جابه‌جایی، نقطه عزیمت مناسبی برای فیلم است؛ فردی که با هدف حل مسأله‌ای مشخص وارد یک موقعیت عمومی شده، ناخواسته به موضوع اصلی نمایش تبدیل می‌شود. در اینجا، بی‌خوابی فقط یک مشکل جسمی نیست؛ وضعیتی است که امکان دیده‌شدن لیلا را فراهم می‌کند و هم‌زمان او را در معرض قضاوت و بهره‌برداری دیگران قرار می‌دهد. برنامه زنده به‌جای آن‌که صرفا فضایی برای معرفی محصول باشد، به نقطه اتصال زندگی شخصی لیلا با سازوکار‌های جلب توجه تبدیل می‌شود. فیلم از این طریق به مسأله‌ای آشنا در رسانه و فضای عمومی نزدیک می‌شود. گاهی رنج یک انسان، نه به‌دلیل نیاز او به کمک، بلکه به‌سبب قابلیت تبدیل‌‌شدنش به موضوعی پربیننده اهمیت پیدا می‌کند. با این‌حال، بت در این زمینه صرفا به نقد رسانه محدود نمی‌ماند. مناسباتی که پیرامون لیلا شکل می‌گیرد، نشان می‌دهد بهره‌برداری از وضعیت او به یک برنامه پخش زنده یا یک فرد خاص منحصر نیست. کافه، شهرک توسعه تندرستی ایران و سایت شرط‌بندی، هرکدام به شکلی با وضعیت لیلا ارتباط پیدا می‌کنند و از آن منفعت می‌برند، در نتیجه مسأله از رفتار یک فرد فراتر می‌رود و به الگویی از مناسبات می‌رسد که در آن، گرفتاری دیگری می‌تواند به فرصتی برای پیشبرد هدف‌های شخصی تبدیل شود. نقطه قوت ایده در همین گسترش تدریجی دامنه بهره‌برداری است اما تعدد موقعیت‌ها به ‌خودی ‌خود به معنای انسجام روایی نیست. هر موقعیت فرعی باید در پیشبرد داستان، روشن‌کردن شخصیت‌ها یا تعمیق ایده اصلی نقش مشخصی داشته باشد. هرجا این پیوند به‌ اندازه کافی شکل نگیرد، فیلم از یک موقعیت دراماتیک به موقعیتی دیگر می‌رود، بی‌آن‌که ضرورت این جابه‌جایی کاملا روشن شود.

انگیزه‌ای فراتر از منفعت اقتصادی
خانه پدری برای لیلا فقط یک دارایی نیست. پیوند او با این خانه، به خاطرات پدر و بخشی از هویت شخصی‌اش گره خورده است. به همین دلیل، اصرار او برای حفظ خانه را نمی‌توان صرفا با محاسبه اقتصادی توضیح داد. لیلا در موقعیتی قرار دارد که از یک‌سو برای تأمین نیازهایش به دیگران وابسته می‌شود و از سوی دیگر می‌خواهد چیزی را نگه دارد که برایش معنایی فراتر از ارزش مادی دارد.
این انگیزه، شخصیت لیلا را از یک قربانی صرف متمایز می‌کند. او هدفی دارد و برای رسیدن به آن تلاش می‌کند اما همین نیاز و وابستگی عاطفی می‌تواند او را در برابر کسانی آسیب‌پذیر کند که از اعتمادش بهره می‌برند. فیلم در این بخش به تعارضی قابل‌توجه می‌رسد؛ آنچه برای لیلا نشانه وفاداری به گذشته است، در مناسبات اطرافش ممکن است تنها مانعی در برابر منفعت‌طلبی دیگران تلقی شود. گفت‌وگوی لیلا و شاهرخ در ماشین درباره رفتن به کوه نیز به تفاوت نگاه آنها به گذشته اشاره دارد. این تفاوت در کنار مسأله خانه، نشان می‌دهد که خاطره برای همه شخصیت‌ها معنای یکسانی ندارد. با این‌حال رابطه لیلا و برادرش به زمینه‌سازی دقیق‌تری نیاز دارد تا فاصله میان اعتماد لیلا و رفتار شاهرخ، صرفا به کارکردی برای پیشبرد موقعیت داستانی تقلیل پیدا نکند. اهمیت این رابطه در آن است که سوءاستفاده همیشه از سوی فردی غریبه یا در قالبی آشکار و خشن رخ نمی‌دهد؛ گاهی نزدیکی خانوادگی و اعتماد پیشین، امکان عبور از مرز‌های شخصی را فراهم می‌کند. فیلم در طرح این وضعیت ظرفیت دارد، هرچند برای تبدیل آن به رابطه‌ای کاملا باورپذیر، تنها تکیه بر موقعیت آسیب‌پذیر لیلا کافی نیست و انگیزه‌های طرف مقابل نیز باید به ‌روشنی در رفتار و انتخاب‌هایش دیده شود؛ چرا که مثلا در مورد شاهرخ، ظواهر همه نشانه این است که او از نظر معیشت و مادیات در رفاه است.

تصویر زنی در محاصره
یکی از جنبه‌های قابل‌توجه بت، استفاده از فضای اتاق لیلا برای بازتاب وضعیت اوست. رنگ‌های روشن و مات اتاق، تختی که در ترکیب‌بندی فضا برجستگی دارد و قاب‌هایی که لیلا را از پشت نرده‌های تخت نشان می‌دهد، به محیط شکلی داده که در ظاهر آرام است اما احساس آسودگی را منتقل نمی‌کند.