راکان مایاسی، فلسطین و نسل تازه فیلمسازان
راکان مایاسی، فیلمساز فلسطینی مثل دیگر هنرمندان صنعت سینمای فلسطین بر این باور است که سینما و هنر باید در خدمت بیان آمال و آرزوهای تمامی اقشار فلسطینی و همچنین منعکسکننده تمام درد و رنجهایی باشد که ملت آواره فلسطین در طول تاریخ تحمل کردهاند. او تلاش دارد در کنار تعریف داستانهای معمول درباره زندگی فلسطینیان در سرزمینهای اشغالی و دیگر نقاط جهان، داستانهای غیرمتعارفی را نیز به نمایش بگذارد که میتوانند تصویر بهتر و دقیقتری از وضعیت مردم کشورش ارائه دهند. مایاسی فلسطینی تبار متولد آلمان بین بروکسل و بیروت در رفت و آمد است و فیلمهایش را در این دو شهر میسازد.
کیکاوس زیاری | روزنامهنگار
او در اردن بزرگ شده و همانجا در رشته سینما و فلسفه تحصیل کرده است. مایاسی که در کرهجنوبی و در آکادمی فیلم آسیا از شاگردان عباس کیارستمی بود، همانجا شیفته سبک واقعگرایانه و شاعرانه این هنرمند ایرانی شد. او هم مثل بسیاری دیگر از فیلمسازان فلسطینی، سرزمینی ندارد و به عنوان مهاجر در کشورهای عربی و غربی در رفت و آمد است.
اولین ساخته بلند و حرفهای سینمایی مایاسی «دیروز چشمها نخوابید» با هدف نمایش مسائل و مصائب مردم عربزبان ساخته شده است. گرایش شاعرانه و پرقدرت داستان فیلم که درباره جامعه بادیهنشین لبنان در دره بقاع در شرق این کشور جنگزده عربی است، توجه بسیاری از منتقدان و تماشاگران را به خود جلب کرده. داستان فیلم برگرفته از خاطرات شخصی خود فیلمساز از مادر بزرگش است و ماجراهای دو زن را دنبال میکند که به دنبال درگیریهای خونین بین دو قبیله به گروگان گرفته میشوند. مایاسی در فیلم خود همان سبک روایتی تصویرگرا و شاعرانهای را دنبال کرده که در آثار فیلمساز محبوبش عباس کیارستمی دیده میشود. با این حال، او مهر شخصی خود را به اثرش زده و از نقطه نظر یک هنرمند تبعیدی که مخالف تهاجم نظامی وحشیانه نیروهای نظامی اسرائیلی است، داستانش را به تصویر میکشد. نظر عموم منتقدان این است که دیروز چشمها نخوابید یک اثر مستقل عربی است که ضدیت با تجاوز و کشتار را در دل خود به همراه دارد. مایاسی در گفتوگو با خبرنگار نشریه ورایتی درباره این فیلم، کارهای بعدی و تجاوز ارتش اسرائیل به غزه و نسلکشی فلسطینیها صحبت میکند.
فیلم شما تکههای تکاندهندهای در دل خود دارد. شروع فیلم با نمایش ماشین آتشگرفتهای است که خبر از تضاد بین آدمها و درگیری و کشتار میدهد. در عین حال، یک سکانس جذاب عروسی هم دارد که بیانگر ادامه داشتن زندگی و مقاومت مردم است. پایان بخش فیلم هم لانگشاتی از یک محدوده وسیع است که میتواند به معنای آن باشد که شما به آینده امید زیادی دارید. وقتی فیلم را میساختید، آگاهانه به دنبال نمایش این چیزها بودید؟
بسیاری از صحنههای فیلم از قبل در ذهنم بود و میدانستم که باید آنها را فیلمبرداری کنم. بخشهایی هم هست که در زمان فیلمبرداری به ذهن من یا فیلمبردارم رسید و احساس کردیم که باید آنها را به فیلم اضافه کنیم. فراموش نکنید که ما در حال تعریف داستانی بودیم که در خاورمیانه و در لبنان اتفاق میافتد. در این منطقه شما همواره باید منتظر وقوع اتفاقات و رخدادهای تازه و پیشبینینشدهای باشید که میتواند تاثیر بسیار زیادی روی اهالی محل بگذارد. من به استعارهها باور دارم و تلاش میکنم آنها را به شکلی تصویری در دل داستانم قرار دهم. در عین حال، همه تلاشم این است که این استعارهها را بهگونهای به زبان سینما برگردانم که تا حد امکان قابل شناسایی و تشخیص باشند. این در حالی است که تناقضهای زندگی در لبنان و نسلکشی در غزه، چیزهایی هستند که معمولا باید به شکلی عریان و به دور از استعاره به نمایش گذاشته شوند.
زمانی که نام لبنان میآید، همگان انتظار دارند داستانی درباره جنگ داخلی، بحرانهای مربوط به آن و همچنین تجاوز اسرائیل به این کشور تعریف شود اما شما در دره بقاع داستان دیگری را تعریف و روی جامعهای تمرکز میکنید که احتمالا تاکنون مشابه آن در فیلم دیگری دیده نشده است.
فیلمهایی که از فرمولهای معین پیروی میکنند را دوست ندارم. در عین حال آنگونه که مردم لبنان در فیلمها به نمایش گذاشته میشوند را نیز دوست ندارم. شما فیلمهای زیادی از لبنان دیدهاید که درباره جنگ داخلی و مسائل بعد از آن است. برای همین من تصمیم گرفتم سراغ داستان و قبیلهای بروم که تا قبل از این در فیلمی به تصویر کشیده نشده است. در چنین داستانی عمق بیشتری در کاراکترها، زندگی آنها و مسائلشان وجود دارد. با این حال، شما در تمام طول داستان فیلم میتوانید به شکلی نامحسوس حضور جنگ داخلی و تجاوز اسرائیلیها به جنوب لبنان را حس کنید.
اولین ساخته بلند و حرفهای سینمایی مایاسی «دیروز چشمها نخوابید» با هدف نمایش مسائل و مصائب مردم عربزبان ساخته شده است. گرایش شاعرانه و پرقدرت داستان فیلم که درباره جامعه بادیهنشین لبنان در دره بقاع در شرق این کشور جنگزده عربی است، توجه بسیاری از منتقدان و تماشاگران را به خود جلب کرده. داستان فیلم برگرفته از خاطرات شخصی خود فیلمساز از مادر بزرگش است و ماجراهای دو زن را دنبال میکند که به دنبال درگیریهای خونین بین دو قبیله به گروگان گرفته میشوند. مایاسی در فیلم خود همان سبک روایتی تصویرگرا و شاعرانهای را دنبال کرده که در آثار فیلمساز محبوبش عباس کیارستمی دیده میشود. با این حال، او مهر شخصی خود را به اثرش زده و از نقطه نظر یک هنرمند تبعیدی که مخالف تهاجم نظامی وحشیانه نیروهای نظامی اسرائیلی است، داستانش را به تصویر میکشد. نظر عموم منتقدان این است که دیروز چشمها نخوابید یک اثر مستقل عربی است که ضدیت با تجاوز و کشتار را در دل خود به همراه دارد. مایاسی در گفتوگو با خبرنگار نشریه ورایتی درباره این فیلم، کارهای بعدی و تجاوز ارتش اسرائیل به غزه و نسلکشی فلسطینیها صحبت میکند.
فیلم شما تکههای تکاندهندهای در دل خود دارد. شروع فیلم با نمایش ماشین آتشگرفتهای است که خبر از تضاد بین آدمها و درگیری و کشتار میدهد. در عین حال، یک سکانس جذاب عروسی هم دارد که بیانگر ادامه داشتن زندگی و مقاومت مردم است. پایان بخش فیلم هم لانگشاتی از یک محدوده وسیع است که میتواند به معنای آن باشد که شما به آینده امید زیادی دارید. وقتی فیلم را میساختید، آگاهانه به دنبال نمایش این چیزها بودید؟
بسیاری از صحنههای فیلم از قبل در ذهنم بود و میدانستم که باید آنها را فیلمبرداری کنم. بخشهایی هم هست که در زمان فیلمبرداری به ذهن من یا فیلمبردارم رسید و احساس کردیم که باید آنها را به فیلم اضافه کنیم. فراموش نکنید که ما در حال تعریف داستانی بودیم که در خاورمیانه و در لبنان اتفاق میافتد. در این منطقه شما همواره باید منتظر وقوع اتفاقات و رخدادهای تازه و پیشبینینشدهای باشید که میتواند تاثیر بسیار زیادی روی اهالی محل بگذارد. من به استعارهها باور دارم و تلاش میکنم آنها را به شکلی تصویری در دل داستانم قرار دهم. در عین حال، همه تلاشم این است که این استعارهها را بهگونهای به زبان سینما برگردانم که تا حد امکان قابل شناسایی و تشخیص باشند. این در حالی است که تناقضهای زندگی در لبنان و نسلکشی در غزه، چیزهایی هستند که معمولا باید به شکلی عریان و به دور از استعاره به نمایش گذاشته شوند.
زمانی که نام لبنان میآید، همگان انتظار دارند داستانی درباره جنگ داخلی، بحرانهای مربوط به آن و همچنین تجاوز اسرائیل به این کشور تعریف شود اما شما در دره بقاع داستان دیگری را تعریف و روی جامعهای تمرکز میکنید که احتمالا تاکنون مشابه آن در فیلم دیگری دیده نشده است.
فیلمهایی که از فرمولهای معین پیروی میکنند را دوست ندارم. در عین حال آنگونه که مردم لبنان در فیلمها به نمایش گذاشته میشوند را نیز دوست ندارم. شما فیلمهای زیادی از لبنان دیدهاید که درباره جنگ داخلی و مسائل بعد از آن است. برای همین من تصمیم گرفتم سراغ داستان و قبیلهای بروم که تا قبل از این در فیلمی به تصویر کشیده نشده است. در چنین داستانی عمق بیشتری در کاراکترها، زندگی آنها و مسائلشان وجود دارد. با این حال، شما در تمام طول داستان فیلم میتوانید به شکلی نامحسوس حضور جنگ داخلی و تجاوز اسرائیلیها به جنوب لبنان را حس کنید.




