علیالاصول دوم
پیام رهبرمعظمانقلاب اسلامی و فرماندهی معظم کل قوا در ۱۳ آبان، حاوی نکات برجسته و مهمی بود. اگر بخواهم تعبیری از این پیام داشته باشم، به نظرم میرسد که این پیام درواقع همان علیالاصول دوم یا علیالاصول ضریب گرفته بود که پیشتر مطرح شده بود.
سپهرخلجی | استاد دانشگاه
نخست اینکه فحوای پیام ایشان نشان داد رشادت نیروهای مسلح ما در بستن تنگه هرمز و مقابله با دشمن در برابر عهدشکنیهای صورتگرفته در تفاهمنامه اسلامآباد، اقدامی پرافتخار بوده است. با وجود اینکه برخی افراد، دانسته یا نادانسته و از روی عمد یا سهو، تلاش کردند رزمندگان ما را در موضوع بستن این تنگه بهعنوان عناصر خودسر معرفی کنند، محتوای این پیام بهروشنی نشان داد که چنین تفسیر و تحلیلی اشتباه بوده است. در واقع، رزمندگان نیروهای مسلح در تنگه هرمز کاملا بر مبنای یک نقشه راه عملیاتی و در چارچوب راهبردی هوشمندانه، در برابر دشمن و پیمانشکنی او در تفاهمنامه اسلامآباد ایستادگی کردند و مسیر اقدامات دشمن را مسدود ساختند. اقدام پرافتخار نیروهای مسلح ما در مسدود کردن تنگه هرمز، در نهایت به شکست ترامپ، جریان ترامپ و حزب جمهوریخواه و به یک معنا، شکست اعتبار آمریکا در برابر افکار عمومی جهان منجر شد.
نکته دوم در پیام رهبرمعظمانقلاب هشدار صریح ایشان به جریان تسلیمطلب و سادهلوحانی بود که تصور میکردند میتوان با دادن امتیاز به آمریکا، از میزان دشمنی این کشور کاست. متأسفانه در این مدت برخی جریانهای سیاسی تلاش کردند این دیدگاه را در فضای سیاسی کشور تئوریزه کنند که آمریکاییها اهل کاسبی و معاملهگر هستند و ما میتوانیم برای کاهش تهدیدهای آمریکا، با دادن امتیاز به این کشور، فراهم کردن فرصت سرمایهگذاری برای آمریکاییها در ایران یا به تعبیر دیگر، ایجاد یک پل پیروزی برای ترامپ، از میزان دشمنی آمریکا و بهویژه دولت ترامپ بکاهیم و خطر را از کشور دور کنیم. اما پیام رهبرمعظمانقلاب اسلامی و تجربه تمام سالهای گذشته، بهویژه یکسال اخیر که درگیر جنگ با آمریکا بودهایم، عملا بطلان چنین نظریه و تحلیلی را نشان داد. این تجربه ثابت کرد که آمریکاییها به هیچچیز پایبند نیستند. بیانات و اعترافات صریح مقامات آمریکایی که اذعان میکنند بهدنبال براندازی جمهوری اسلامی، تجزیه ایران یا تسلط بر کشور برای دستیابی به نفت آن هستند، بهخوبی نشان میدهد که این تحلیل تا چه اندازه اشتباه بوده است.
نکته مهم دیگری که از بیانات رهبرمعظمانقلاب میتوان استنتاج کرد، بیاعتباری تفاهم با آمریکا تحت عنوان تفاهم اسلامآباد است. نخست اینکه اساسا ایشان در پیام خود اشارهای به این موضوع نداشتند. دوم اینکه مسیر موفقیت جمهوری اسلامی در برابر دشمن را مقاومت، استقامت و ایستادگی دانستند.
این مسأله به این معناست که تصور برخی افراد و جریانها مبنی بر اینکه میتوان از طریق مذاکره، نزدیک کردن فضای سیاسی و گفتمانی ایران به آمریکا یا ایجاد فرصتهای دیپلماتیک، مشکلات موجود میان دو کشور را حل کرد، تحلیلی اشتباه و پرخطاست. رهبرمعظمانقلاب در پیام خود، مسیر پیروزی را صرفا از راه استقامت و ایستادگی ترسیم کردند. نکته بعدی که اهمیت بسیار زیادی دارد، موضوع وحدت ساحات در جبهه مقاومت است. باید توجه داشته باشیم که اساسا رویارویی ما با آمریکا، رویارویی با جریان و تفکر مقاومت است.
آمریکاییها، ایران را بهعنوان پایگاه و کانون اصلی جریان مقاومت در جهان تحلیل میکنند و حمله به کشورمان نیز کاملا در همین چارچوب و در راستای راهبردی صورت میگیرد که هدف آن از بین بردن کانون مقاومت جهانی در برابر استکبار و در نهایت، تسلط بر دنیاست. مقامات آمریکایی در تحلیلها و اظهارات خود به این مسأله اذعان میکنند و جمهوری اسلامی ایران را کانون اصلی جریان مقاومت میدانند.
آنها معتقدند اگر بتوانند جمهوری اسلامی را شکست دهند، عملا میتوانند به گفتمان و تفکر مقاومت در منطقه نیز پایان دهند. بهویژه مقامات اسرائیلی و شخص ترامپ نیز اظهاراتی در همین چارچوب داشتهاند. بر همین اساس، راهبرد جمهوری اسلامی در برابر دشمن، وحدت ساحات در تمام محورهای مقاومت است. پیروزیهایی که در یمن و عراق بهدست آمده و همچنین ایستادگی نیروهای مقاومت در لبنان، با وجود تمام فشارهایی که به عزیزان حزبالله وارد شد، نشان میدهد که این جریان مردانه ایستادگی کرده و مانع پیشروی بیشتر رژیمصهیونیستی شده است. این تحولات نشان میدهد که وحدت ساحات توانسته است دشمن را زمینگیر و مستأصل کند.
پیام امام عزیزمان نیز بر همین وحدت ساحات و تداوم پیروزیهای بیشتر از مسیر تقویت مقاومت در منطقه تأکید دارد. در جمعبندی پیام ۱۳ آبان رهبرمعظمانقلاب باید گفت که این پیام از یکسو دارای یک بعد داخلی بود؛ به این معنا که به برخی ابهامات، القائات و شبهاتی که در داخل کشور مطرح میشود، پاسخ داد.
در واقع، پیام ایشان پاسخی روشن به جریانهایی بود که به یک معنا در عرصه نظریهپردازی درباره ارتباط با آمریکا شکست خوردهاند؛ جریانهایی که نظریات و نسخههای ارائهشده از سوی آنها در حوزه ارتباط با آمریکا تاکنون نتیجهای نداشته و در مواردی نیز موجب تضعیف جریان ایستادگی در برابر آمریکا شده است. از سوی دیگر، این پیام چشمانداز روشنی از وضعیت ایستادگی و مقاومت در برابر آمریکا ترسیم کرد و خطوط اساسی راهبرد جمهوری اسلامی برای ادامه مسیر مقاومت و مواجهه با دشمن در آینده را
مشخص ساخت.
نکته دوم در پیام رهبرمعظمانقلاب هشدار صریح ایشان به جریان تسلیمطلب و سادهلوحانی بود که تصور میکردند میتوان با دادن امتیاز به آمریکا، از میزان دشمنی این کشور کاست. متأسفانه در این مدت برخی جریانهای سیاسی تلاش کردند این دیدگاه را در فضای سیاسی کشور تئوریزه کنند که آمریکاییها اهل کاسبی و معاملهگر هستند و ما میتوانیم برای کاهش تهدیدهای آمریکا، با دادن امتیاز به این کشور، فراهم کردن فرصت سرمایهگذاری برای آمریکاییها در ایران یا به تعبیر دیگر، ایجاد یک پل پیروزی برای ترامپ، از میزان دشمنی آمریکا و بهویژه دولت ترامپ بکاهیم و خطر را از کشور دور کنیم. اما پیام رهبرمعظمانقلاب اسلامی و تجربه تمام سالهای گذشته، بهویژه یکسال اخیر که درگیر جنگ با آمریکا بودهایم، عملا بطلان چنین نظریه و تحلیلی را نشان داد. این تجربه ثابت کرد که آمریکاییها به هیچچیز پایبند نیستند. بیانات و اعترافات صریح مقامات آمریکایی که اذعان میکنند بهدنبال براندازی جمهوری اسلامی، تجزیه ایران یا تسلط بر کشور برای دستیابی به نفت آن هستند، بهخوبی نشان میدهد که این تحلیل تا چه اندازه اشتباه بوده است.
نکته مهم دیگری که از بیانات رهبرمعظمانقلاب میتوان استنتاج کرد، بیاعتباری تفاهم با آمریکا تحت عنوان تفاهم اسلامآباد است. نخست اینکه اساسا ایشان در پیام خود اشارهای به این موضوع نداشتند. دوم اینکه مسیر موفقیت جمهوری اسلامی در برابر دشمن را مقاومت، استقامت و ایستادگی دانستند.
این مسأله به این معناست که تصور برخی افراد و جریانها مبنی بر اینکه میتوان از طریق مذاکره، نزدیک کردن فضای سیاسی و گفتمانی ایران به آمریکا یا ایجاد فرصتهای دیپلماتیک، مشکلات موجود میان دو کشور را حل کرد، تحلیلی اشتباه و پرخطاست. رهبرمعظمانقلاب در پیام خود، مسیر پیروزی را صرفا از راه استقامت و ایستادگی ترسیم کردند. نکته بعدی که اهمیت بسیار زیادی دارد، موضوع وحدت ساحات در جبهه مقاومت است. باید توجه داشته باشیم که اساسا رویارویی ما با آمریکا، رویارویی با جریان و تفکر مقاومت است.
آمریکاییها، ایران را بهعنوان پایگاه و کانون اصلی جریان مقاومت در جهان تحلیل میکنند و حمله به کشورمان نیز کاملا در همین چارچوب و در راستای راهبردی صورت میگیرد که هدف آن از بین بردن کانون مقاومت جهانی در برابر استکبار و در نهایت، تسلط بر دنیاست. مقامات آمریکایی در تحلیلها و اظهارات خود به این مسأله اذعان میکنند و جمهوری اسلامی ایران را کانون اصلی جریان مقاومت میدانند.
آنها معتقدند اگر بتوانند جمهوری اسلامی را شکست دهند، عملا میتوانند به گفتمان و تفکر مقاومت در منطقه نیز پایان دهند. بهویژه مقامات اسرائیلی و شخص ترامپ نیز اظهاراتی در همین چارچوب داشتهاند. بر همین اساس، راهبرد جمهوری اسلامی در برابر دشمن، وحدت ساحات در تمام محورهای مقاومت است. پیروزیهایی که در یمن و عراق بهدست آمده و همچنین ایستادگی نیروهای مقاومت در لبنان، با وجود تمام فشارهایی که به عزیزان حزبالله وارد شد، نشان میدهد که این جریان مردانه ایستادگی کرده و مانع پیشروی بیشتر رژیمصهیونیستی شده است. این تحولات نشان میدهد که وحدت ساحات توانسته است دشمن را زمینگیر و مستأصل کند.
پیام امام عزیزمان نیز بر همین وحدت ساحات و تداوم پیروزیهای بیشتر از مسیر تقویت مقاومت در منطقه تأکید دارد. در جمعبندی پیام ۱۳ آبان رهبرمعظمانقلاب باید گفت که این پیام از یکسو دارای یک بعد داخلی بود؛ به این معنا که به برخی ابهامات، القائات و شبهاتی که در داخل کشور مطرح میشود، پاسخ داد.
در واقع، پیام ایشان پاسخی روشن به جریانهایی بود که به یک معنا در عرصه نظریهپردازی درباره ارتباط با آمریکا شکست خوردهاند؛ جریانهایی که نظریات و نسخههای ارائهشده از سوی آنها در حوزه ارتباط با آمریکا تاکنون نتیجهای نداشته و در مواردی نیز موجب تضعیف جریان ایستادگی در برابر آمریکا شده است. از سوی دیگر، این پیام چشمانداز روشنی از وضعیت ایستادگی و مقاومت در برابر آمریکا ترسیم کرد و خطوط اساسی راهبرد جمهوری اسلامی برای ادامه مسیر مقاومت و مواجهه با دشمن در آینده را
مشخص ساخت.
تیتر خبرها




