نگاهی متفاوت به یک کتاب پرفروش این روزهای بازار نشر
خردمند یا شعبدهباز؟
«یك نویسنده خداناباور ساكن در سرزمینهای اشغالی»؛ این تركیب عجیب شاید یكی از دلایل اصلی جلبتوجه كتاب «انسان خردمند» باشد؛ كتابی حجیم كه به روایت تاریخ زندگی انسان میپردازد و قاعدتا نباید برای مخاطب عام جذابیت داشته باشد، اما حالا در بازار كتاب ایران و به لطف تبلیغات گسترده دهان به دهان، به چاپهای بالا رسیده و تبدیل به پای ثابت عكسهای اینستاگرامی برای نمایش كتابخوانی شده است.
یوال نوح هراری، نویسنده این كتاب، تحصیلات جدی آكادمیك در حوزه تاریخ دارد و از جمله نویسندگان پُركار هم محسوب میشود كه همین الان در بازار كتاب ایران، سه كتاب از او به صورت همزمان ترجمه شده كه به لطف توصیههای «بیل گیتس» ـ برای كتاب «بیست و یك درس برای قرن بیست و یكم» ـ و نقدهای اینترنتی روانشناسانه ـ برای كتاب «انسان خداگونه» همه آنها پرفروش هستند، اما یكی از آنها این روزها جایگاه ویژهای در ویترین كتابفروشیها دارد و دو ترجمه جدی از آن وجود دارد: یكی با عنوان «انسان خردمند» و دیگری با عنوان «ساپیینس» كه البته ترجمه نخست به دلیل روان بودن و پانوشتهای بسیار دقیق مترجم، با اقبال بیشتری روبهرو شده است.
انسان خردمند كتاب جذابی است. همین جمله كوتاه شاید بهترین تعریف و در عین حال، بهترین نقد برای این كتاب پرفروش باشد كه البته خودش نیاز به توضیح بیشتر و تفصیلی دارد.
چرا «كتاب جذابی است» یك ویژگی مثبت است؟
پاسخ به این سؤال را باید در محتوای این كتاب جستوجو كرد. یوال نوح هراری در بخش اعظمی از كتاب خود تلاش كرده تا تحلیلهای شخصیاش را در قالب دستاوردهای علمی و تاریخی مطرح كند و به مخاطب بقبولاند كه حرف و تحلیل شخصی او عینا همان دستاوردهای دقیق علمی و تاریخی است. فارغ از صحت ادعاهای علمی نویسنده در كتاب (كه بخش بسیار زیادی از آنها با استدلالهای موازی رد شدهاند و اساسا در حوزه زیستشناسی و تاریخ مولكولی، هیچ حرفی به یقین زده نمیشود و همه چیز براساس حدس و گمان است)، اینكه هراری بلافاصله پس از بیان چگونگی شكلگیری زبان و خط در میان بشر از روایت تاریخی، سراغ تحلیل شخصی خود از دین میرود و آن را یك توهم كه حاصل اراده مدیریتی انسان است، معرفی میكند، حسابی توی ذوق میزند.
از سوی دیگر، استفاده مكرر از عبارت «تصادفی» در این كتاب حقیقتا «حوصله سر بر» است. چرا انسان به وجود آمد؟ تصادفی! چرا قاره استرالیا جدا از بقیه قارههاست؟ تصادفی! چرا زبان اختراع شد؟ تصادفی! چرا مسیحیت تبدیل به دین اصلی قرون وسطی شد؟ تصادفی! چرا دایناسورها از بین رفتند؟ تصادفی! این حجم از سادهانگاری ـ كه البته برگرفته از داروینیسم است - به شدت به وجهه علمینمایانه كتاب آسیب زده و با اندكی تیزبینی از سوی خواننده، انسان خردمند در جایگاه یك مقاله ادبی كه براساس ذوق نویسنده نگارش شده، ارزیابی میشود تا یك كتاب تاریخی مبتنی بر اصول نگارش علمی.
با این حال، قلم قدرتمند نویسنده توانسته مانند یك چسب قوی در سراسر كتاب جریان داشته باشد و همه این تناقضات و سادهانگاریها و حتی ایرادات و غلطها را در كنار یكدیگر تبدیل به یك متن خواندنی و منسجم كند كه حتی مخاطب عام هم میتواند مانند یك داستان شیرین آن را بخواند و از مطالب طرح شده در آن لذت ببرد. پس انسان خردمند، كتاب جذابی است كه توانسته ایراداتش را از چشم خواننده پنهان كند و زیباییهایش را به نمایش بگذارد.
این، اصلیترین دستاورد هراری در انسان خردمند است؛ كتابی معمولی كه به دلیل نحوه نگارش آن تبدیل به یككتاب جذاب شده است.
چرا «كتاب جذاب است» یك ویژگی منفی است؟
انسان خردمند بیشتر از چیزی كه هست، خودش را در معرض نمایش میگذارد؛ یعنی اگر ـ همانطور كه در پاراگرافهای ابتدایی متن نوشتم ـ كتاب جذاب است، با شعبدهبازی خودش را یك كتاب محشر و تاریخساز معرفی میكند كه تاریخ تاریخنگاری از بشر را به قبل و بعد از خود تقسیم كرده است؛ در حالی كه اصلا اینطور نیست.
هراری در كتاب خودش به جمعآوری تمام چیزهایی پرداخته كه پیش از این هم بارها گفته شدهاند و در واقع انسان خردمند چیز جدیدی برای ارائه به مخاطب ندارد؛ نه دستاورد جدید پژوهشی در كار است و نه حتی یافتههای نویی براساس پژوهشهای نویسنده در كتاب آمده است. بازخوانی و جمعآوری یكجای آن چیزی كه در چند صد سال اخیر توسط مورخان و نویسندگان متعدد نوشته و گفته شده، تنها دستاورد آقای نویسنده است.
برای اثبات این مدعا میتوانید چند جلد از «تاریخ تمدن» ویل دورانت را ورق بزنید و در كنارش، عناوین مجموعه «تاریخ جهان» نشر ققنوس را مرور كنید و البته اندكی هم چاشنی داروینیسم و علم زیستشناسی به معلوماتتان اضافه كنید. خب؛ تبریك میگویم، شما الان میتوانید یك جلد كتاب درباره «تاریخ مختصر بشر» بنویسید! این توصیف شاید اندكی اغراقآمیز باشد، اما وقتی یك كتاب خودش را چیزی بیشتر از آن چیزی كه هست، ارائه میكند و در این راه از هیچ اغراقی برای دلبری و عشوهگری دریغ نمیكند، چرا ما نباید در نقد این رویكرد اغراق كنیم؟
انسان خردمند صرفا «یك كتاب جذاب» است؛ به همین سادگی. اگر تا حالا به دلیل توصیههای اینستاگرامی و تعریفهای فلان آقا و خانم نویسنده و حتی معرفی فلان سیاستمدار، علاقه داشتید تا این كتاب را بخرید و بخوانید، بهتر است دست نگه دارید. كمی در اینترنت جستوجو كنید؛ محدودیتهای زمانی و مطالعاتی شخصی خودتان را در نظر بگیرید و اگر در پایان تصمیم گرفتید كه یك كتاب حجیم حدودا 600 صفحهای را با قیمتی حدود 70 هزار تومان تهیه كنید تابه روایتی قصهگونه از تاریخ بشر و چیزهایی كه بخش اعظم آنها را میدانستید دست پیدا كنید، آن وقت به سراغ انسان خردمند بروید.
یوال نوح هراری، نویسنده این كتاب، تحصیلات جدی آكادمیك در حوزه تاریخ دارد و از جمله نویسندگان پُركار هم محسوب میشود كه همین الان در بازار كتاب ایران، سه كتاب از او به صورت همزمان ترجمه شده كه به لطف توصیههای «بیل گیتس» ـ برای كتاب «بیست و یك درس برای قرن بیست و یكم» ـ و نقدهای اینترنتی روانشناسانه ـ برای كتاب «انسان خداگونه» همه آنها پرفروش هستند، اما یكی از آنها این روزها جایگاه ویژهای در ویترین كتابفروشیها دارد و دو ترجمه جدی از آن وجود دارد: یكی با عنوان «انسان خردمند» و دیگری با عنوان «ساپیینس» كه البته ترجمه نخست به دلیل روان بودن و پانوشتهای بسیار دقیق مترجم، با اقبال بیشتری روبهرو شده است.
انسان خردمند كتاب جذابی است. همین جمله كوتاه شاید بهترین تعریف و در عین حال، بهترین نقد برای این كتاب پرفروش باشد كه البته خودش نیاز به توضیح بیشتر و تفصیلی دارد.
چرا «كتاب جذابی است» یك ویژگی مثبت است؟
پاسخ به این سؤال را باید در محتوای این كتاب جستوجو كرد. یوال نوح هراری در بخش اعظمی از كتاب خود تلاش كرده تا تحلیلهای شخصیاش را در قالب دستاوردهای علمی و تاریخی مطرح كند و به مخاطب بقبولاند كه حرف و تحلیل شخصی او عینا همان دستاوردهای دقیق علمی و تاریخی است. فارغ از صحت ادعاهای علمی نویسنده در كتاب (كه بخش بسیار زیادی از آنها با استدلالهای موازی رد شدهاند و اساسا در حوزه زیستشناسی و تاریخ مولكولی، هیچ حرفی به یقین زده نمیشود و همه چیز براساس حدس و گمان است)، اینكه هراری بلافاصله پس از بیان چگونگی شكلگیری زبان و خط در میان بشر از روایت تاریخی، سراغ تحلیل شخصی خود از دین میرود و آن را یك توهم كه حاصل اراده مدیریتی انسان است، معرفی میكند، حسابی توی ذوق میزند.
از سوی دیگر، استفاده مكرر از عبارت «تصادفی» در این كتاب حقیقتا «حوصله سر بر» است. چرا انسان به وجود آمد؟ تصادفی! چرا قاره استرالیا جدا از بقیه قارههاست؟ تصادفی! چرا زبان اختراع شد؟ تصادفی! چرا مسیحیت تبدیل به دین اصلی قرون وسطی شد؟ تصادفی! چرا دایناسورها از بین رفتند؟ تصادفی! این حجم از سادهانگاری ـ كه البته برگرفته از داروینیسم است - به شدت به وجهه علمینمایانه كتاب آسیب زده و با اندكی تیزبینی از سوی خواننده، انسان خردمند در جایگاه یك مقاله ادبی كه براساس ذوق نویسنده نگارش شده، ارزیابی میشود تا یك كتاب تاریخی مبتنی بر اصول نگارش علمی.
با این حال، قلم قدرتمند نویسنده توانسته مانند یك چسب قوی در سراسر كتاب جریان داشته باشد و همه این تناقضات و سادهانگاریها و حتی ایرادات و غلطها را در كنار یكدیگر تبدیل به یك متن خواندنی و منسجم كند كه حتی مخاطب عام هم میتواند مانند یك داستان شیرین آن را بخواند و از مطالب طرح شده در آن لذت ببرد. پس انسان خردمند، كتاب جذابی است كه توانسته ایراداتش را از چشم خواننده پنهان كند و زیباییهایش را به نمایش بگذارد.
این، اصلیترین دستاورد هراری در انسان خردمند است؛ كتابی معمولی كه به دلیل نحوه نگارش آن تبدیل به یككتاب جذاب شده است.
چرا «كتاب جذاب است» یك ویژگی منفی است؟
انسان خردمند بیشتر از چیزی كه هست، خودش را در معرض نمایش میگذارد؛ یعنی اگر ـ همانطور كه در پاراگرافهای ابتدایی متن نوشتم ـ كتاب جذاب است، با شعبدهبازی خودش را یك كتاب محشر و تاریخساز معرفی میكند كه تاریخ تاریخنگاری از بشر را به قبل و بعد از خود تقسیم كرده است؛ در حالی كه اصلا اینطور نیست.
هراری در كتاب خودش به جمعآوری تمام چیزهایی پرداخته كه پیش از این هم بارها گفته شدهاند و در واقع انسان خردمند چیز جدیدی برای ارائه به مخاطب ندارد؛ نه دستاورد جدید پژوهشی در كار است و نه حتی یافتههای نویی براساس پژوهشهای نویسنده در كتاب آمده است. بازخوانی و جمعآوری یكجای آن چیزی كه در چند صد سال اخیر توسط مورخان و نویسندگان متعدد نوشته و گفته شده، تنها دستاورد آقای نویسنده است.
برای اثبات این مدعا میتوانید چند جلد از «تاریخ تمدن» ویل دورانت را ورق بزنید و در كنارش، عناوین مجموعه «تاریخ جهان» نشر ققنوس را مرور كنید و البته اندكی هم چاشنی داروینیسم و علم زیستشناسی به معلوماتتان اضافه كنید. خب؛ تبریك میگویم، شما الان میتوانید یك جلد كتاب درباره «تاریخ مختصر بشر» بنویسید! این توصیف شاید اندكی اغراقآمیز باشد، اما وقتی یك كتاب خودش را چیزی بیشتر از آن چیزی كه هست، ارائه میكند و در این راه از هیچ اغراقی برای دلبری و عشوهگری دریغ نمیكند، چرا ما نباید در نقد این رویكرد اغراق كنیم؟
انسان خردمند صرفا «یك كتاب جذاب» است؛ به همین سادگی. اگر تا حالا به دلیل توصیههای اینستاگرامی و تعریفهای فلان آقا و خانم نویسنده و حتی معرفی فلان سیاستمدار، علاقه داشتید تا این كتاب را بخرید و بخوانید، بهتر است دست نگه دارید. كمی در اینترنت جستوجو كنید؛ محدودیتهای زمانی و مطالعاتی شخصی خودتان را در نظر بگیرید و اگر در پایان تصمیم گرفتید كه یك كتاب حجیم حدودا 600 صفحهای را با قیمتی حدود 70 هزار تومان تهیه كنید تابه روایتی قصهگونه از تاریخ بشر و چیزهایی كه بخش اعظم آنها را میدانستید دست پیدا كنید، آن وقت به سراغ انسان خردمند بروید.




