نگاهی گذرا به «باخه» و شخصیتهایش
«باخه» شرح چگونگی ازدواج و زندگی مشترک زنی است که همسرش او را برای تکمیل تیم کاری خود انتخاب کرده است.
«شورانگیز» که دیگران او را «شوری» صدا میکنند در شبی بارانی از میان انباری زیرزمین مجتمع مسکونی شرح آنچه را که پس از مرگ پدرش بر او گذشته روایت میکند. راوی «سودای آغوش تو» نیز زن دیگری از ساکنان همین مجتمع است که در روایتش از «شوری» هم نام میبرد و غافل از کنه زندگی وی، به نوعی دریغ و حسرت او را دارد. راوی «آن مرد طوطی دارد» اما مردی میانسال با سه دختر دمبخت است که آرزویش یاد دادن کلام و سخنگفتن طوطی برای فروش آن و تحول مالی در زندگی است.«عطر اندوه» مربوط به رایحه یک پیتزای داغ و تازه است که پدری برای پسرش میخرد اما شرح چرایی خرید و چگونگی خوردن آن، ماجرایی در جای خود خواندنی است. در «سهم دشوار ماندن» شاهد اضطراب زنی هستیم که تحت شرایطی دشوار اسیر وسوسه فضای مجازی شده است. تفاوت راوی داستان «چند ثانیه تا انتها» با سایر داستانهای این مجموعه، نابینایی اوست؛ مردی که بلافاصله پس از مرگ میتواند رویدادهای پیرامونش را ببیند. چنین روایتی را در «شعاع بلند ظلمت» نیز میخوانیم؛ شرح حال زنی پس از مرگ که مدام تحت تعقیب و مورد شک و اتهام همسرش قرار داشته است.
«بر بلندای سکوت سپید» قصه مهاجرت زنی از روستا به شهر در نتیجه ازدواج است؛ ازدواجی که گویا نتوانسته او را از بند آنچه پیش از این در اسارتش بوده برهاند. «زن بینام درونم» شرح رویارویی دو زن است که مرد زندگیشان یک نفر است و هر دو آگاهانه رودرروی یکدیگر قرار گرفتهاند. دو داستان آخر مجموعه هم بر محور مراقبت از زنی سالمند میچرخند و زنانی که پیرامون وی زندگی میکنند.
«بر بلندای سکوت سپید» قصه مهاجرت زنی از روستا به شهر در نتیجه ازدواج است؛ ازدواجی که گویا نتوانسته او را از بند آنچه پیش از این در اسارتش بوده برهاند. «زن بینام درونم» شرح رویارویی دو زن است که مرد زندگیشان یک نفر است و هر دو آگاهانه رودرروی یکدیگر قرار گرفتهاند. دو داستان آخر مجموعه هم بر محور مراقبت از زنی سالمند میچرخند و زنانی که پیرامون وی زندگی میکنند.
تیتر خبرها




