حسین حسین می‌گیم می‌ریم کربلا

به یاد رجزخوانی‌های حاجی‌بخشی در جبهه‌ها

حسین حسین می‌گیم می‌ریم کربلا

مرحوم ذبیح‌ا... بخشی‌‌زاده، معروف به حاجی بخشی از جانبازان و رزمندگان هشت سال دفاع‌مقدس بود. حضور او در میادین رزم و جهاد برای رزمندگان تداعی‌کننده حبیب‌بن‌مظاهر لشکر امام حسین‌(ع) درکربلا بود.

شهید مرتضی آوینی سید شهیدان اهل قلم شهید در برنامه روایت فتح این‌گونه حاجی‌بخشی را توصیف کرده است: در آن سوی فاو، در مقر فرماندهی بعثی‌ها به حاج بخشی برخوردیم؛ چهره‌ آشنای حزب‌ا... تهران. هرکس سرزندگی و بذله‌گویی و آن چهره‌ شاداب او را می‌دید، باور نمی‌کرد که ۲ساعت پیش، فرزندش شهید شده باشد اما حقیقت همین بود.هنگامی که ما به حاج‌بخشی برخوردیم ۲ساعتی بیش از شهادت فرزندش نمی‌گذشت. حاجی‌بخشی حاضر نشده بود همراه پیکر فرزند شهیدش جبهه‌ نبرد را، ولو برای چند روز ترک گوید. ما آخرین‌بار که او را دیده بودیم در تهران بود؛ هنگامی که کاروان نخستین «راهیان کربلا» عازم جبهه‌ نبرد بودند. هر جا که حزب‌ا... تهران هست، او نیز همانجاست و علمداری می‌کند. حبیب جبهه‌ها که دو پسر و برادرش در جنگ به شهادت رسیدند و یک دامادش نیز مقابل چشم‌هایش در خودروی آتش گرفته شده بر اثر آتش توپخانه بعثی‌ها سوخت و شهید شد، همیشه برای روحیه دادن رزمندگان از سرودهای حماسی استفاده می‌کرد و برخی اوقات با رجزخوانی رزمندگان اسلام را برای نبرد بدرقه می‌کرد.
کتاب «حاجی بخشی» نیز خاطرات شفاهی مرحوم حاج‌ذبیح‌ا... بخشی است. این کتاب حاصل مصاحبه‌های محسن مطلق طی 52 دیدار است که روایتی از زندگی حاجی‌بخشی را از دوران کودکی تا سال‌های پس از جنگ تحمیلی عراق علیه ایران بازگو می‌کند.«از مخالفت هم نباید بترسیم، تا مخالفت نباشد کار خوب ما معلوم نمی‌شود. مخالف که اشتباهات ما را گفت، ما را به کارمان بیشتر آشنا می‌کند. دهان مخالف را که ببندیم خودمان به بیراهه می‌رویم. خودمان به دیوار می‌خوریم، چرا که کسی نیست که خطرهای بین راه به ما بگوید.»(ص187)
اینها آخرین جملات کتاب خاطرات حاجی بخشی است. شاید حتی کسانی که سال‌ها حاجی بخشی را می‌شناسند باورشان نشود و دست‌کم این جنبه از شخصیت او را ندیده باشند، تا چه رسد به انبوه کسانی که فقط اسمی و شایعات درست و غلطی از حاجی بخشی شنیده‌اند. حاجی بخشی هم از آن افرادی است که شخصیتش بیشتر براساس «شنیده‌ها» و «شایعات» شناخته شده وهنوز هم هرکس تصوری و ذهنیتی از او در ذهنش دارد که اغلب غبارآلود است. کتاب خاطرات او برای موافقان و مخالفان و حتی دشمنانش بسیار می‌تواند روشنگر باشد و تا حد زیادی این غبارها و ذهنیت‌ها را از چهره او بزداید. وی 12سال پیش در 13دی ماه 1390 دار‌فانی را وداع گفت.