پرده آخر

پرده آخر

 برگردیم و یک بار دیگر، لید گزارش را بخوانیم. لازمه رشد حرفه‌ای و اقتصادی که رشد جمعی یک جامعه در آن نهفته است، رقابت غیرانحصاری و عادلانه است. شرح آنچه در سطور پیشین این گزارش رفت این نگرانی را به وجود می‌آورد که انحصاری شدن موضوع، عرصه را بر رقابت عادلانه و منصفانه ببندد. ظاهرا همه چیز طبق قانون است. بماند که شفاف و روشن نیست ولی ظاهرا غیرقانونی هم نیست. شرکت برنده مزایده هم ظاهرا تخلفی انجام نداده است ولی سوال آنجاست که آیا نباید واگذاری چنین اموری طبق یک قوه عاقله‌ صورت گیرد که ملاحظاتی برای غیرانحصاری شدن وضع کند؟ چرا در رویدادی که بار و معنایی فرهنگی را به یدک می‌کشد، طراحی این امور به گونه‌ای صورت می‌گیرد که فرهنگی‌ترین ناشران نمایشگاه(ناشران عمومی) به دلیل ضعف سرمایه از چنین فرصتی بی‌بهره باشند؟ سوال مهم بعدی آن‌که اصولا تا وقتی هندسه کلی نمایشگاه کتاب با حضور ناشران دانشگاهی و کمک‌آموزشی طراحی می‌شود، آیا ناشران عمومی بهره کافی و وافی را از این فرصت می‌برند؟ چه میزان از فروشی که مسئولان نمایشگاه هر سال با افتخار عدد ریالی آن را اعلام می‌کنند مربوط به ناشران دانشگاهی و کمک‌آموزشی است و چه میزان مربوط به ناشران عمومی؟! این سوال و سوال‌هایی از این دست این تلنگر را می‌زنند که ظاهرا باید برای اصلاح نمایشگاه 32 ساله کتاب تهران تدبیرهای جدی‌تر و فرهنگی‌تر به جای ساز و کارهای صرفا اقتصادی این رویداد جایگزین شوند.