39 انتخابات در 45 سال، سند گویای  جمهوریت نظام

در مناظره انتخاباتی «رای، هم حق است هم تکلیف» مطرح شد

39 انتخابات در 45 سال، سند گویای جمهوریت نظام

حمیدرض معروف‌خانی، دبیر سیاسی اتحادیه جامعه اسلامی دانشجویان و سید احسان هاشمی، فعال دانشجویی سیاسی دانشگاه تهران در حاشیه سومین روز از بیست و چهارمین نمایشگاه رسانه‌های ایران درخصوص ضرورت مشارکت و عوامل موثر در افزایش حضور مردم پای صندوق‌های رای با یکدیگر مناظره کردند.

نباید تمام مشکلات و چالش‌های درونی را به بیرون از کشور نسبت دهیم
سید احسان هاشمی ، فعال دانشجویی در ابتدا با اشاره به این مطلب که در وهله نخست باید دید نگاه ما به انتخابات از چه جهتی است، گفت: انتخابات و انتخاب کردن حق طبیعی هر یک از افراد است تا بتوانند در محیط پیرامونی خود تغییراتی ایجاد کنند.
وی با بیان این‌که شرکت در انتخابات را یک حق می‌دانم، افزود: آنچه بین موافقین مشارکت در انتخابات مطرح است، این مساله است ‌که آنها انتخابات را تکلیف و وظیفه می‌دانند و به صورت شکلی و فارغ از ماهیت انتخابات به این امر نگاه می‌کنند. اعتقاد دارم که در وهله اول انتخاب یک حق است و باید دید که آیا ما این حق را به مردم داده‌ایم که پیرامون مسائل زندگی خود بتوانند نظر دهند؟ آیا ما به مردم خود این اجازه را داده‌ایم درباره پوشش و سبک زندگی خود نظر دهند؟
     انتخابات را به حضور فیزیکی مردم تقلیل داده‌ایم
این فعال سیاسی دانشجویی با اشاره به این‌که به لحاظ ماهیتی امکان اظهارنظر را از مردم گرفته‌ایم و به آنها اجازه عرض‌اندام فکری و تفکری نداده‌ایم، تصریح کرد: اکنون که به بحث انتخابات مجلس در ۱۱ اسفند رسیده‌ایم، می‌گوییم همه بیایند رای دهند. این یعنی ما صرفا بحث شکلی انتخابات را از مردم مطالبه می‌کنیم و انتخابات را به حضور فیزیکی افراد در عرصه تقلیل دادیم. درواقع ما حضور فیزیکی مردم را می‌خواهیم اما حضور فکری اقشار جامعه را نمی‌خواهیم.
هاشمی در مقابل با اشاره به سخنان معروف‌خانی درخصوص مشروعیت حکومت از جانب خداوند، اظهار کرد: زمانی که مقبولیت از طرف مردم نبود، حضرت امیر(ع) نه مایل به خلافت بودند و نه امکان آن وجود داشت. مشروعیت و مقبولیت در کنار هم باعث حکومتداری می‌شود. من درباره جمهوری اسلامی و مشروعیت حاکمیت جمهوری اسلامی نظری ندارم؛ چون در علم و سواد من نیست و مجتهدین باید نظر دهند اما درباره مقوله اجتماعی و سیاسی مقبولیت جمهوری اسلامی باید گفت که مقبولیت امری نسبی است و در زمان‌های مختلف دائما در حال نوسان است و تغییر می‌کند.
وی ادامه داد: در بهار ۵۸ مقبولیت جمهوری اسلامی ۹۸ درصد بود. سؤال من این است که ما در آن زمان عینیتی از مقبولیت دیدیم اما اکنون در باب مسأله مقبولیت چه سنجه مشخصی داریم که با آن آمار کمی ارائه داده و بگوییم مقبولیت جمهوری اسلامی چند درصد است؟ اگر الان در وضعیت سیاسی اجتماعی خوبی قرار داشتیم، دیگر بحث مشارکت برای حاکمیت چالش نبود. صرف این‌که در حال حاضر ما مشارکت را چالش می‌دانیم؛ یعنی ما در این زمینه معضل و تناقضاتی در بحث مقبولیت اجتماعی داریم.
     موافقان را تبدیل به مخالف کرده‌ایم
این فعال سیاسی دانشجویی در عین حال تاکید کرد: البته منتقدانیس هستند که عدم شرکت در انتخابات را به مثابه عدم مقبولیت نظام نمی‌دانند، بله این امر هم درست است اما نباید از این غافل شد که این دو در طول هم هستند و نمی‌توان اینها را خیلی بی‌ربط به هم دانست. بخش زیادی از مردم ما سیاسی نیستند و دنبال زندگی کردن هستند. ما حتی برای آن دسته از مردم که سیاسی نبوده و دنبال عرض اندام سیاسی نیز نیستند هم نتوانستیم کاری کنیم. کما این‌که در این سال‌ها با تلاش ستودنی و سرعت زیاد، تمام موافقان را تبدیل به مخالف کردیم.
هاشمی با بیان این‌که هیچ‌کس نافی این امر نیست که تمام افراد می‌توانند نظر دهند و در انتخابات شرکت کنند اما از سمت برگزارکننده کاندیدایی برای توده مردم در نظر نمی‌گیریم، تاکید کرد: افرادی که الان مخالف مشارکت در انتخابات هستند، چندین تفکر دارند. دلایل برخی بحث اقتصادی است، دلایل برخی نبود چهره‌های سیاسی مطلوب است، دلایل برخی بحث ناکارآمدی است و یک‌سری از مردم هم که تعدادشان کم نیست، می‌گویند اگر سه مولفه یادشده یعنی کارآمدی، اقتصادی و چهره‌های مطلوب هم محقق شود باز هم در انتخابات شرکت نمی‌کنند؛ چراکه ما در طول ۴۴ سال هیچ‌کدام از حرف‌های این افراد را نشنیدیم.
وی در واکنش به سخنان معروف‌خانی درخصوص دشمنان جمهوری اسلامی و اثرش بر انتخابات بیان کرد: نباید تمام نقصان و چالش درون کشور را به بیرون کشور نسبت دهیم. باید بپذیریم ما هم کاستی داشتیم و اگر چندین هزار نفر کف خیایان مسأله‌ای را ولو به اشتباه فریاد می‌زنند، آنها هم شهروندان کشور هستند.هاشمی در مقابل با طرح این پرسش که آیا همه کاندید مطلوب در انتخابات دارند؟ بیان کرد: کاندیدای مطلوب از نظر من کسی است که بتواند حرف من را منتقل کند و اگر حرف من را انتقال داد، قدرت اثر هم داشته باشد. از طرفی من در مشارکتی شرکت می‌کنم که بدانم بعد از انتخاب، تمام وجوه زندگی سیاسی، اقتصادی و اجتماعی من در اختیار کسی است که به او رای دادم. مشکل اساسی کشور ما و منتقدین بر این است که اساسا رای من چند درصد تاثیر دارد؟