تحریف با ترفند پسامدرن

تحریف با ترفند پسامدرن

«متن پسامدرن»، یکی از ویژگی‌هایش ارجاع مستقیم به تاریخ است. بخشی از تاریخ را استخدام می‌کند و با این ترفند به دامنه معناهای متن می‌افزاید و به برداشت‌های مخاطب از متن تنوع می‌بخشد.

تاویل‌ها و تفسیرهایی که از رهگذر چنین ترفند زیرکانه‌ای می‌توان در ذهن مخاطب متن برانگیخت، علاوه بر این که گسترده و رنگارنگ است اما از این منظر که داستان در فضایی تاریخی روایت می‌شود، مخاطبان راسرشار از احساس پیوند و همذات‌پنداری با متن و شخصیت‌ها می‌سازد و درست به همین دلیل است که تأثیرهای عمده و بی‌شماری در روان و دیدگاهش می‌گذارد.سریال الحشاشین نیز با همین ترفند سراغ تاریخ رفته و چند نام تاریخی را استخدام خودش کرده و در سایه آن‌نام‌های مانا به‌هرحال خواه ناخواه ویژگی‌های‌های تاریخی و شخصیتی آنها را نیز در ذهن مخاطب تداعی می‌کند به عبارتی با ترفند «ارجاع مستقیم» به تاریخ، هرگونه اطلاعات تاریخی را درباره شخص یا واقعه تاریخی دقیقا بدون آن که در متن سریال حتی آمده باشد برای مخاطبان زنده می‌سازد. حالا در نظر بگیرید وقتی الحشاشین، شخصیتی تخیلی وبرساخته را درقالب تاریخی حسن صباح می‌ریزد به چه داستان‌ها، واقعیات و افسانه‌هایی خودبه‌خود دامن می‌زند همچنین به‌علت جعلی بودن روایت و فضای سریال، همه دروغ و تحریف و معناهای این‌چنینی را که در نظر داشته درمتن بگنجاند و به مخاطبان تزریق کند، در نظر بگیرید که چگونه با یک ترفند(‌یعنی استخدام گزینشی بخشی از تاریخ) توانسته یا می‌تواند اصل رویداد تاریخی و شخصیت‌های کنشگر اصلی را مسخ و تحریف کند ومهم‌تر ازهمه این که روایت تخیلی خود سریال را به‌نوعی بازتاب و انعکاس تاریخ جا بزند و به خورد مخاطبان کم‌آگاه بدهد.از رهگذر همین ترفند زبردستانه سازندگان الحشاشین است که شاهدیم هیچ‌کدام از کنش‌ها، روش‌ها و منش‌های این چهار شخصیت محوری، کمترین تطابقی با چهره واقعی تاریخی‌شان ندارد. الحشاشین را سریالی تاریخی پنداشتن یکسر خطاست و نباید به دام فضای تاریخی‌‌اش افتاد و به دنبال آشکارکردن نارسایی‌ها و لغزش‌های روایتش بود. اشتباهات غیرقابل بخشش تاریخی و لغزش‌های آشکار و وصف‌هایی همانند اینها اتفاقا بسیار آگاهانه و عامدانه رقم زده شده، زیرا اساسا با متنی تاریخی روبه‌رو نیستیم. غلط‌یابی‌ها و روشن ساختن اشتباهات تاریخی آن یکی از برداشت‌ها و ساحت‌های معنایی سریال است که مخاطب را به کار می‌گیرد و ذهنش را مشغول سریال می‌کند و از این رهگذر، معناهای نهفته واهدافی راکه دنبالش بوده به ذهن مخاطبش می‌کارد. بی‌شک با نگاه تاریخی، سریال الحشاشین فضایی برساخته و جعلی به شمارمی‌آید ولی چنان که گفته شد، الحشاشین اصلا تاریخی نیست بلکه بااین فضاسازی توانسته «نمادپردازی و نمادسازی» کند به‌گونه‌ای که مخاطبان،رخدادهای معاصررا با آن بسنجند، یعنی رویداد داعش و شکل‌‌گیری و روند هراس‌آور ترورها و کشتارهای غیرانسانی و ددمنشانه‌شان را با چهره برساخته صباح که یادآور خلیفه داعشی، ابوبکر بغدادی است، یکی بپندارند. از ترفندهای متن پسامدرن می‌توان سخن‌ها گفت و نمونه‌‌کارهای پرمخاطب را مثال آورد که در گنجایش این فراز نیست. ما اگر در «دوران پسامدرن» به سر نمی‌بریم‌،بی‌شک به قول صاحب‌نظران در «موقعیت پسامدرن» زیست می‌کنیم. دورانی که اگر«محلی»زندگی نکنیم،یعنی اگر فرهنگ خودی رابازنشناسیم وبنیه‌اش راقوی نسازیم در دگرگونی‌های روزآمد، محو و حل می‌شویم. ما را ناگزیر، روزگار پرشتاب فعلی از خودمان به در می‌برد و در فرهنگ مهاجم بیگانه به نیستی و بی‌خودی می‌کشاند. 

علی مظاهری -  گروه فرهنگ و هنر
ضمیمه ویژه نامه