به بند اول سبابهات بگو!
ذهن انسان بهطور معمول بهدنبال سرگرمی است؛ بهخصوص اگر آن سرگرمی سود هم داشته باشد. هر روز بازی جدیدی به عرصه بازار راه پیدا میکند و عدهای کثیر بهدنبال آن میروند و میتوان گفت «همستر» همان سرگرمی جدید بهعلاوه سود در بازار است.
خب کمی عجیب به نظر میرسد، البته نه برای ما، بلکه برای آیندگان. آنها نمیدانند وضع اقتصادی به کجا کشیده شده بود که حاضر بودیم انگشتانمان را تا دقیقههای طولانی روی صفحهای بیحرکت جلو و عقب کنیم تا شاید روزی پولی، نانمان را چرب کند. و این مسأله طوری نگرانکننده شده که حتی اگر از فاصله یک کیلومتری شخصی را ببینید، متوجه میشوید که با انگشتش بر صفحهای، ضربهزنان منتظر است.اطلاعاتی مبنی بر اینکه صدها سال قبل طاعون، همان بیماری خانمانسوز از همسترها و موشهای صحرایی شیوع پیدا کرده بود، بیرون میآید و منتقدان یکی پس از دیگری میگویند: این دفعه طاعون شیوع یافته اما نه به آن شکل، بلکه چیزی را میگیرد که برای همگان مورد توجه نیست ولی برای سازندگان بازی قطعا چیز مهمی است؛ چیزی به نام زمان. مثل برق و باد میگذرد و نمیفهمی زمانی که برای زدن روی صفحهای بیحرکت هدر دادهای چقدر مهم بوده است.این بار زمان را از شما میگیرند و انتظار را به جایش هدیه میکنند. منتظران میدانند که هیچ چیز تلختر از انتظار نیست و نمیتواند بهخوبی کام شما را تلخ کند؛ مانند قهوهای که میخورید، اما زبانتان جور نوشیدن را میکشد. کمی به دستانتان و همینطور مغز خودتان استراحت بدهید، شاید منتقدان درست میگویند؛ این دفعه چیزهای باارزشتری را از دست میدهیم و جسم آدمی بیآنکه بداند زنده است.
حانیه آبنیکی - تهرانتیتر خبرها




