خانه همسایه
درست است. حق داریم. هیچ چیز عادی نیست. حتی اگر پولی هم درآورده شود و نانی خریده شود استرسش جماعت بازاری را پیر کرده. کارمندان هم که گویی حقوقشان نصف میشود. به دیگری میگویی چرا به آنها نمیپیوندی؟ چرا حقت را مطالبه نمیکنی؟
نرگس غفاری - تهران
میگوید: میخواهم مطالبه کنم؛ نمیگذارند. منتظرند صدایم بلند شود از آب گلآلود ماهی بگیرند، الان حتی مطالبه کردن هم به صلاح نیست. میپرسم چطور ممکن است صلاح نباشد مگر تو در رفاه کاملی؟ با کمی خشم میگوید: محاصرهایم، میفهمید؟ از جای دیگر دنیا برایمان چراغ سبز میفرستند این چه معنی میدهد؟ این چراغ سبز یعنی مجوز حمله به خانهمان، بچهجان خانه نباشد مایی نیست. ایرانمان مثل شکار میماند. خوب گوش کن ببین چه میگویم شکاری وسط کفتاران؛ اگر پایش بلرزد هرکدام بر تکهای چنگ زده آن را از آن خود میکند.
-چه میگویی چراغ سبز، سبز است دیگر. میآیند کمکمان.
+از من به تو نصیحت اگر با پدرت دعوایت شد هیچگاه به مرد همسایه نگو.
-خوب به اطرافت نگاه کن. همسایههایمان را میبینی؟
+ میبینم.
-میبینی خانهشان چند قسمت شده. اهالی گروه گروه وحزب حزب شدند. دیگر یکرنگ نیستند و خانهای برایشان نمانده. خودشان هم به خودشان رحم نمیکنند.
-صدای کفتارها را میشنوم که از خانه همسایههایمان میآید... .
-چه میگویی چراغ سبز، سبز است دیگر. میآیند کمکمان.
+از من به تو نصیحت اگر با پدرت دعوایت شد هیچگاه به مرد همسایه نگو.
-خوب به اطرافت نگاه کن. همسایههایمان را میبینی؟
+ میبینم.
-میبینی خانهشان چند قسمت شده. اهالی گروه گروه وحزب حزب شدند. دیگر یکرنگ نیستند و خانهای برایشان نمانده. خودشان هم به خودشان رحم نمیکنند.
-صدای کفتارها را میشنوم که از خانه همسایههایمان میآید... .




