ازدواج را دریابید
در حالیکه جامعه ایرانی همواره برپایه پیوندهای خانوادگی استوار بوده، آمارهای رسمی حکایت از زنگ خطری جدی در این زمینه دارد؛ بهطوریکه حالا بنابر اعلام دبیر ستاد ملی جمعیت، تعداد ازدواجهای ثبتشده از حدود ۸۹۰هزار مورد در سال ۱۳۸۹ به حدود ۴۷۰ هزار در سال ۱۴۰۳ سقوط کرده است؛ کاهشی نزدیک به ۴۸ درصد که نه فقط تشکیل خانوادههای جدید را به چالش کشیده، بلکه مستقیما نرخ باروری را به کمتر از 1.5فرزند رسانده است. این درحالی است که نظرسنجیهای ملی، تمایل مردم به داشتن حدود 2.5فرزند را نشان میدهد!
زهرا حامدی - گروه جامعه
روند کاهشی ازدواج در کشور اتفاقی مقطعی نیست و ریشه در سالهای اخیر دارد. سازمان ثبتاحوال کشور گزارش داده در سال ۱۴۰۲، تعداد کل ازدواجهای ثبتشده ۴۸۱ هزار و ۳۹۴ مورد بوده و تهران با ۶۳ هزار و ۹۷۳ ازدواج، بیشترین تعداد را به خود اختصاص داده است. بررسی روند فصلی نیز نشان میدهد در سهماه نخست سال ۱۴۰۲، ۱۹۹ هزار و ۷۲۷ ازدواج ثبت شده و این رقم در تابستان ۱۴۰۳ به ۱۰۳ هزار و ۸۵۳ مورد رسیده که حکایت از تشدید روند نزولی دارد. با توجه به اینکه در ایران تقریبا تمامی فرزندآوریها در چارچوب ازدواج صورت میگیرد، کاهش ازدواج مستقیما بر نرخ باروری تأثیر گذاشته و آن را به کمتراز1.5فرزند رسانده و این درحالی است که نظرسنجیهای ملی، مانند «پیمایش ارزشها و نگرشهای ایرانیان»، نشان میدهد که متوسط تعداد فرزند ایدهآل برای مردم حدود 2.5فرزند است.
کارشناسان معتقدند کاهش ازدواج یک موضوع چندوجهی است که نمیتوان آن را به یک عامل نسبت داد. به گفته مرضیه وحیددستجردی، سه عامل اصلی «امید به آینده، اشتغال پایدار و تأمین مسکن» نقش تعیینکنندهای در تصمیم جوانان برای ازدواج دارد. او تأکید میکند که رسانهها، فرهنگ و هنر در ایجاد امید مؤثرند اما شرایط اشتغال و تأمین مسکن بیش از هرچیز بر تصمیم جوانان تأثیر میگذارد.
براساس گزارش مرکز آمار ایران، نرخ بیکاری جمعیت۱۵ساله و بیشتر در سال۱۴۰۳ حدود 6.7درصد بوده، در حالیکه نرخ بیکاری جوانان ۱۵ تا ۲۴ سال نزدیک به20.1درصد بوده است. در کنار بیکاری، فشارهای اقتصادی گسترده نیز یکی از مهمترین دلایل ناممکن شدن ازدواج برای بسیاری از جوانان عنوان میشود. نرخ تورم سالانه در آذرماه ۱۴۰۴ به حدود 42.2درصد رسیده که نشاندهنده افزایش محسوس هزینههای زندگی برای خانوارهای ایرانی است. این سطح تورم، همراه با افزایش قیمت مسکن، کالاها و خدمات اساسی، بر قدرت خرید خانوادهها فشار وارد میکند و بسیاری از جوانان را از برنامهریزی برای تشکیل خانواده باز میدارد. برخی کارشناسان نیز معتقدند کاهش تعداد جوانان در سن ازدواج یکی دیگر از دلایل مهم روند نزولی ازدواج است؛ موضوعی که ریشه در کاهش جمعیت در دهههای گذشته دارد و اکنون این کاهش جمعیت در سن ازدواج با کاهش فرصتهای ازدواج و تشکیل خانواده همراه شده است.
تغییرات فرهنگی؛ نقطه آغاز کاهش ازدواج
علاوه بر عوامل اقتصادی، تغییرات اجتماعی و فرهنگی نیز بر کاهش ازدواج در کشور بیتأثیر نبودهاند. در حال حاضر جمعیت مجردان در سنین باروری (۲۰ تا ۴۵ سال) شامل حدود 3.7میلیون زن و6.7میلیون مرد است که همین عدم تعادل جنسیتی میتواند فرصتهای ازدواج را بیش از پیش محدود کند. در همین راستا دکتر زهراسادات میرهاشمی، رئیس دانشکده الهیات و معارف اسلامی دانشگاه الزهرا(س) در گفتوگو با جامجم تأکید میکند که کاهش ازدواج و به تبع آن کاهش جمعیت، تنها یک مسأله اقتصادی نیست و نقطه شروع آن از منظر فرهنگی بوده است. آنطور که او توضیح میدهد، تبلیغات و فرهنگسازیهای دهههای گذشته سبک زندگی جدیدی را در جامعه تثبیت کرده که در آن ارزشهای فردگرایانه، ترجیح منافع فردی بر منافع جمعی و گرایش به روابط آزاد بهتدریج جایگزین ارزشهای سنتی شده است.
این سبک زندگی در برخی مناطق ازجمله شهرهای حاشیهای و استانها که فرهنگ سنتیتر حفظ شده، کمتر تأثیر گذاشته اما در بخشهایی از جامعه که سبک زندگی جدید پذیرفته شده، بازگشت به ارزشهای گذشته دشوارتر است. بهعبارت دیگر این تغییر فرهنگی با تفکرات فردگرایانه و تکنولوژیمحور امروز همسو شده و به تثبیت سبک زندگی جدید کمک میکند؛ سبکی که در برخی موارد حتی حیوانات خانگی به نوعی نمادی از این اولویتهای فردی هستند.
احیای ازدواج با حل یک تعارض
یکی از دلایل دیگری که کارشناسان آن را علت دشواری ازدواجهای امروز میدانند، تعارض میان عرف و احکام فقهی است. آنطور که رئیس دانشکده الهیات دانشگاه الزهرا توضیح میدهد عرف کنونی، ازدواج را بسیار سنگین و دستنیافتنی کرده و عملا جوانان و خانوادهها را با مشکلات جدی مواجه کرده، درحالی که در احکام دینی و فقهی ما بر تسهیل ازدواج بسیار تاکید شده است.
دکتر زهرا سادات میرهاشمی ادامه میدهد:حل این مشکلات نیازمندبرنامهریزی، هزینههای مادی و معنوی و تلاش گسترده است و بازگشت به احکام فقهی و حقوقی خانواده و فرهنگسازی برای حل تعارضها میتواند نخستین گام مؤثر در تسهیل ازدواج و احیای سنت نبوی باشد. وقتی احکام اولیه ازدواج آسان است، چرا در فرهنگ عرفی ما شرایط ازدواج سنگین و پیچیده شده؟ حل این مشکل، روند کاهشی آمار ازدواج و در نهایت جمعیت را بهبود خواهد بخشید.بهگفته او راهکار اصلی برای بازگرداندن تحرک به ازدواج جوانان، اصلاح فرهنگ عرفی و تسهیل در قوانین و احکام مرتبط با ازدواج است.
بیتوجهی بودجه ۱۴۰۵ به ازدواج
اینروزها احیای وضعیت ازدواج در کشور بیش از هر چیز نیازمند نگاهی جامع و فراتر از طرحهای موقتی است؛ جایی که سیاستهای حمایتی با اصلاحات اقتصادی و فرهنگی هماهنگ شوند تا جوانان بتوانند با امید و امنیت واقعی به تشکیل خانواده فکر کنند. هرچند دولت در سالهای اخیر در پاسخ به چالشهای کاهش ازدواج و جمعیت، اقداماتی را در چارچوب «قانون حمایت از خانواده و جوانی جمعیت» با ۷۳ ماده و ۲۵۵ تکلیف اجرایی کرده است اما براساس اعلام ستاد ملی جمعیت، از ابتدای سال تا پایان آذر۱۴۰۴، حدود ۵۰۰هزار نفر وام ازدواج دریافت کردهاند و بیش از ۵۳۰ هزار نفر دیگر همچنان در صف انتظار هستند. در حوزه وام فرزندآوری نیز ۴۰۰ هزار مورد پرداخت شده و ۵۳۰ هزار مورد دیگر در صف انتظار قرار دارند. در چنین شرایطی، بررسی اولیه لایحه بودجه ۱۴۰۵ نشان میدهد که هیچ ردیف عددی مشخصی برای وام ازدواج و فرزندآوری پیشبینی نشده و این بخش بهصورت مسکوت باقیمانده است. این وضعیت نگرانیهایی جدی درباره حذف یا تغییر ساختار این تسهیلات ایجاد کرده است. زیرا صفهای طولانی متقاضیان و فقدان منابع بودجهای نشان میدهد تنها وعده حمایت مالی نمیتواند پاسخگوی نیاز واقعی جوانان باشد. کارشناسان هشدار میدهند اجرای کامل قانون حمایت از خانواده، بدون بودجه کافی، اولویتبندی روشن و اصلاحات اقتصادی ساختاری امکانپذیر نیست؛ موضوعی که در متن اولیه بودجه۱۴۰۵ هنوز بهوضوح دیده نمیشود.
نرخ باروری فعلی: 1.5فرزند
نرخ باروری ایدهآل خانوادهها: 2.5فرزند
جمعیت افراد مجرد: 3.7میلیون زن + 6.7میلیون مرد
کارشناسان معتقدند کاهش ازدواج یک موضوع چندوجهی است که نمیتوان آن را به یک عامل نسبت داد. به گفته مرضیه وحیددستجردی، سه عامل اصلی «امید به آینده، اشتغال پایدار و تأمین مسکن» نقش تعیینکنندهای در تصمیم جوانان برای ازدواج دارد. او تأکید میکند که رسانهها، فرهنگ و هنر در ایجاد امید مؤثرند اما شرایط اشتغال و تأمین مسکن بیش از هرچیز بر تصمیم جوانان تأثیر میگذارد.
براساس گزارش مرکز آمار ایران، نرخ بیکاری جمعیت۱۵ساله و بیشتر در سال۱۴۰۳ حدود 6.7درصد بوده، در حالیکه نرخ بیکاری جوانان ۱۵ تا ۲۴ سال نزدیک به20.1درصد بوده است. در کنار بیکاری، فشارهای اقتصادی گسترده نیز یکی از مهمترین دلایل ناممکن شدن ازدواج برای بسیاری از جوانان عنوان میشود. نرخ تورم سالانه در آذرماه ۱۴۰۴ به حدود 42.2درصد رسیده که نشاندهنده افزایش محسوس هزینههای زندگی برای خانوارهای ایرانی است. این سطح تورم، همراه با افزایش قیمت مسکن، کالاها و خدمات اساسی، بر قدرت خرید خانوادهها فشار وارد میکند و بسیاری از جوانان را از برنامهریزی برای تشکیل خانواده باز میدارد. برخی کارشناسان نیز معتقدند کاهش تعداد جوانان در سن ازدواج یکی دیگر از دلایل مهم روند نزولی ازدواج است؛ موضوعی که ریشه در کاهش جمعیت در دهههای گذشته دارد و اکنون این کاهش جمعیت در سن ازدواج با کاهش فرصتهای ازدواج و تشکیل خانواده همراه شده است.
تغییرات فرهنگی؛ نقطه آغاز کاهش ازدواج
علاوه بر عوامل اقتصادی، تغییرات اجتماعی و فرهنگی نیز بر کاهش ازدواج در کشور بیتأثیر نبودهاند. در حال حاضر جمعیت مجردان در سنین باروری (۲۰ تا ۴۵ سال) شامل حدود 3.7میلیون زن و6.7میلیون مرد است که همین عدم تعادل جنسیتی میتواند فرصتهای ازدواج را بیش از پیش محدود کند. در همین راستا دکتر زهراسادات میرهاشمی، رئیس دانشکده الهیات و معارف اسلامی دانشگاه الزهرا(س) در گفتوگو با جامجم تأکید میکند که کاهش ازدواج و به تبع آن کاهش جمعیت، تنها یک مسأله اقتصادی نیست و نقطه شروع آن از منظر فرهنگی بوده است. آنطور که او توضیح میدهد، تبلیغات و فرهنگسازیهای دهههای گذشته سبک زندگی جدیدی را در جامعه تثبیت کرده که در آن ارزشهای فردگرایانه، ترجیح منافع فردی بر منافع جمعی و گرایش به روابط آزاد بهتدریج جایگزین ارزشهای سنتی شده است.
این سبک زندگی در برخی مناطق ازجمله شهرهای حاشیهای و استانها که فرهنگ سنتیتر حفظ شده، کمتر تأثیر گذاشته اما در بخشهایی از جامعه که سبک زندگی جدید پذیرفته شده، بازگشت به ارزشهای گذشته دشوارتر است. بهعبارت دیگر این تغییر فرهنگی با تفکرات فردگرایانه و تکنولوژیمحور امروز همسو شده و به تثبیت سبک زندگی جدید کمک میکند؛ سبکی که در برخی موارد حتی حیوانات خانگی به نوعی نمادی از این اولویتهای فردی هستند.
احیای ازدواج با حل یک تعارض
یکی از دلایل دیگری که کارشناسان آن را علت دشواری ازدواجهای امروز میدانند، تعارض میان عرف و احکام فقهی است. آنطور که رئیس دانشکده الهیات دانشگاه الزهرا توضیح میدهد عرف کنونی، ازدواج را بسیار سنگین و دستنیافتنی کرده و عملا جوانان و خانوادهها را با مشکلات جدی مواجه کرده، درحالی که در احکام دینی و فقهی ما بر تسهیل ازدواج بسیار تاکید شده است.
دکتر زهرا سادات میرهاشمی ادامه میدهد:حل این مشکلات نیازمندبرنامهریزی، هزینههای مادی و معنوی و تلاش گسترده است و بازگشت به احکام فقهی و حقوقی خانواده و فرهنگسازی برای حل تعارضها میتواند نخستین گام مؤثر در تسهیل ازدواج و احیای سنت نبوی باشد. وقتی احکام اولیه ازدواج آسان است، چرا در فرهنگ عرفی ما شرایط ازدواج سنگین و پیچیده شده؟ حل این مشکل، روند کاهشی آمار ازدواج و در نهایت جمعیت را بهبود خواهد بخشید.بهگفته او راهکار اصلی برای بازگرداندن تحرک به ازدواج جوانان، اصلاح فرهنگ عرفی و تسهیل در قوانین و احکام مرتبط با ازدواج است.
بیتوجهی بودجه ۱۴۰۵ به ازدواج
اینروزها احیای وضعیت ازدواج در کشور بیش از هر چیز نیازمند نگاهی جامع و فراتر از طرحهای موقتی است؛ جایی که سیاستهای حمایتی با اصلاحات اقتصادی و فرهنگی هماهنگ شوند تا جوانان بتوانند با امید و امنیت واقعی به تشکیل خانواده فکر کنند. هرچند دولت در سالهای اخیر در پاسخ به چالشهای کاهش ازدواج و جمعیت، اقداماتی را در چارچوب «قانون حمایت از خانواده و جوانی جمعیت» با ۷۳ ماده و ۲۵۵ تکلیف اجرایی کرده است اما براساس اعلام ستاد ملی جمعیت، از ابتدای سال تا پایان آذر۱۴۰۴، حدود ۵۰۰هزار نفر وام ازدواج دریافت کردهاند و بیش از ۵۳۰ هزار نفر دیگر همچنان در صف انتظار هستند. در حوزه وام فرزندآوری نیز ۴۰۰ هزار مورد پرداخت شده و ۵۳۰ هزار مورد دیگر در صف انتظار قرار دارند. در چنین شرایطی، بررسی اولیه لایحه بودجه ۱۴۰۵ نشان میدهد که هیچ ردیف عددی مشخصی برای وام ازدواج و فرزندآوری پیشبینی نشده و این بخش بهصورت مسکوت باقیمانده است. این وضعیت نگرانیهایی جدی درباره حذف یا تغییر ساختار این تسهیلات ایجاد کرده است. زیرا صفهای طولانی متقاضیان و فقدان منابع بودجهای نشان میدهد تنها وعده حمایت مالی نمیتواند پاسخگوی نیاز واقعی جوانان باشد. کارشناسان هشدار میدهند اجرای کامل قانون حمایت از خانواده، بدون بودجه کافی، اولویتبندی روشن و اصلاحات اقتصادی ساختاری امکانپذیر نیست؛ موضوعی که در متن اولیه بودجه۱۴۰۵ هنوز بهوضوح دیده نمیشود.
نرخ باروری فعلی: 1.5فرزند
نرخ باروری ایدهآل خانوادهها: 2.5فرزند
جمعیت افراد مجرد: 3.7میلیون زن + 6.7میلیون مرد




