خرمشهر   هنوز قصه دارد

13 برنامه ساز رادیو و تلویزیونی در گفت‌وگو با قاب کوچک از چگونگی بازگویی حماسه آزادسازی خرمشهر می‌گویند

خرمشهر هنوز قصه دارد

در حافظه تاریخی ایرانیان، سوم خرداد تنها یک تاریخ در تقویم نیست؛ نمادی از یکی از سرنوشت‌سازترین لحظه‌های معاصر است که در آن اراده یک ملت توانست معادلات جنگ را تغییر دهد. آزادسازی خرمشهر، علاوه بر اهمیت نظامی و راهبردی، حامل روایت‌های انسانی فراوانی است از مقاومت، همبستگی و تجربه‌های مردمی که در دل یکی از سخت‌ترین مقاطع تاریخ معاصر شکل گرفتند. از همین رو، پرداخت رسانه‌ای و هنری به این واقعه فقط بازگویی یک پیروزی تاریخی نیست، بلکه تلاشی برای بازخوانی بخشی از حافظه جمعی جامعه و انتقال آن به نسل‌هایی است که آن روزها را تجربه نکرده‌اند. با گذشت بیش از چهار دهه از آن رویداد، همچنان پرسش‌هایی درباره شیوه روایت این حماسه مطرح است؛ از این‌که روایت خرمشهر باید از کجا آغاز شود و چه زاویه نگاهی می‌تواند آن را برای مخاطب امروز ملموس‌تر کند، تا این‌که در آثار رسانه‌ای و نمایشی تا چه اندازه به جنبه‌های انسانی جنگ پرداخته شده است. در آستانه سوم خرداد، سالروز آزادسازی خرمشهر، با سه تن از فعالان حوزه برنامه‌سازی و فیلمسازی در عرصه حماسه، مقاومت و دفاع مقدس گفت‌وگو کرده‌ایم تا از نگاه آنان شیوه روایت این حماسه، ظرفیت‌های کمتر دیده‌شده آن در آثار نمایشی و راه‌های نزدیک‌تر کردن این روایت‌ها به مخاطب امروز را بررسی کنیم.

زهرا عباسی-گروه قاب‌کوچک

حماسه‌ای در دل واقعیت جنگ
محمدعلی صمدی، مدیرگروه حماسه و مقاومت شبکه یک سیما در پاسخ به این پرسش که در روایت سوم خرداد و آزادسازی خرمشهر از کجا باید آغاز کرد، گفت: وقتی به این مقطع تاریخی می‌رسم، معمولا روایت را از تشریح شرایط آغاز جنگ شروع می‌کنم. برای درک درست آنچه در خرمشهر رخ داد، ابتدا باید فضای کلی آن روزها و توازن قوا میان دو طرف شناخته شود.صمدی با اشاره به نابرابری‌های جدی میان ایران و رژیم بعث عراق ادامه داد: از یک سو عراق قرار داشت که از حمایت قدرت‌های منطقه‌ای و بین‌المللی برخوردار بود و از نظر تسلیحاتی دست بالا را داشت و از سوی دیگر ایران تازه از انقلاب عبور کرده که هنوز بسیاری از ساختارهای نظامی و اداری‌اش در حال سامان گرفتن بود. اگر این نابرابری برای مخاطب روشن نشود، عظمت آزادسازی خرمشهر هم به‌درستی فهم نمی‌شود. صمدی که در کارنامه حرفه‌ای خود، سابقه پژوهش و تهیه‌کنندگی در حوزه دفاع مقدس را هم دارد با تأکید بر اهمیت تبیین بستر تاریخی جنگ عنوان کرد: وقتی مخاطب بداند ایران در تأمین امکانات، سازماندهی نیروها و حتی هماهنگی‌های اولیه با چه دشواری‌هایی روبه‌رو بوده، آن‌گاه درمی‌یابد آزادسازی خرمشهر صرفا یک پیروزی نظامی نبود، بلکه نتیجه ایمان، ایستادگی و مشارکت مردمی در شرایطی بسیار نابرابر بود.
وی در توضیح نگاه خود به بحث «صداهای کمتر شنیده‌شده» اضافه کرد: به نظرم این تعبیر تا حد زیادی یک اصطلاح ژورنالیستی است که گاه جنبه شعاری پیدا کرده. درباره خرمشهر، در طول دهه‌های گذشته روایت‌های متعددی از زوایای مختلف ثبت شده؛ از فرماندهان و رزمندگان تا مردم عادی و امدادگران. مساله اصلی این نیست که صداها شنیده نشده‌اند، بلکه مهم این است که روایت‌ها چقدر دقیق و در بستر درست تاریخی بیان شده‌اند.
صمدی پیرامون دوگانه «حماسی یا انسانی» در روایت تاریخ خاطرنشان کرد: اساسا چنین دوگانه‌ای را قبول ندارم. حماسه‌سرایی یکی از کهن‌ترین شیوه‌های روایت در تاریخ بشر است و در تقابل با انسانیت قرار نمی‌گیرد. اتفاقا حماسه در دل تجربه انسانی شکل می‌گیرد. وقتی تجربه‌های بزرگ و سرنوشت‌ساز یک ملت به تصویر کشیده می‌شود، خودبه‌خود جنبه حماسی پیدا می‌کند.وی همچنین درباره سهم فرماندهان و مردم عادی در روایت آزادسازی خرمشهر اظهار کرد: من با این دوگانه‌سازی‌ها موافق نیستم. واقعیت صحنه جنگ ترکیبی از نقش‌هاست. با این حال اگر دقیق بخواهم بگویم، روایت فرماندهان درباره آزادی خرمشهر در مقایسه با آنچه از رزمندگان و نیروهای مردمی منتشر شده، کمتر مورد توجه قرار گرفته است. رسانه‌های مناسبت‌محور گاهی با ساده‌سازی، تصویرهای دوگانه‌ای می‌سازند که با واقعیت پیچیده آن دوره منطبق نیست.صمدی درباره چگونگی تبیین مفاهیمی چون ایثار و مقاومت برای نسل امروز تصریح کرد: برای توضیح این مفاهیم نیازی به شعار نیست. خود روایت‌های دقیق و مستند دفاع مقدس سرشار از جلوه‌های ایثار و مقاومت است. جنگ دفاعی ذاتا با این مفاهیم گره خورده و اگر با دانش و دقت روایت شود، نه‌تنها کلیشه‌ای نخواهد بود، بلکه برای نسل امروز هم قابل درک و اثرگذار خواهد بود.

قصه‌های ناگفته خرمشهر
امیرحسین شریفی، تهیه‌کننده آثار نمایشی در تلویزیون درباره ظرفیت‌های کمتر دیده‌شده روایت آزادسازی خرمشهر گفت: بخش مهمی از داستان‌های دفاع مقدس که هنوز کمتر به آن پرداخته شده، روابط انسانی و عاطفی میان رزمندگان است؛ ارتباطاتی که هم در پشت جبهه و هم در خط مقدم شکل می‌گرفت و سرشار از لحظه‌های انسانی و تأثیرگذار بود. به گفته او، در بسیاری از آثار ساخته‌شده درباره جنگ، تمرکز بیشتر بر صحنه‌های درگیری، تیراندازی و عملیات‌های نظامی بوده، در حالی که واقعیت جبهه تنها به این بخش‌ها محدود نمی‌شد و زندگی رزمندگان سرشار از روایت‌هایی است که می‌تواند به فیلم‌ها و سریال‌های ماندگار تبدیل شود.  
شریفی با اشاره به تجربه شخصی خود از حضور در جبهه ادامه داد: در دوران دفاع مقدس روابطی میان فرماندهان و نیروها شکل می‌گرفت که نشان‌دهنده عمق انسانیت و رفاقت میان آنها بود. او با ذکر خاطره‌ای از شهید حسین خرازی توضیح داد: در یکی از مواقع، فرمانده لشکر هنگام ورود به محل استقرار نیروها با تذکر یک سرباز نگهبان مواجه شد و مانند سایر نیروها به دستور او عمل کرد. بعدها وقتی مشخص شد آن فرد فرمانده لشکر بوده، سرباز از این موضوع شگفت‌زده شد.
به گفته شریفی، همین اتفاق نشان می‌دهد فضای جبهه مبتنی بر احترام متقابل و روحیه برادری بود؛ روایت‌هایی که کمتر در آثار نمایشی بازتاب یافته‌اند، در حالی که می‌توانند تصویر واقعی‌تری از دفاع مقدس ارائه دهند.  این تهیه‌کننده آثاری چون «آتش در هور» و «اشک سرما» با تاکید بر اهمیت پرداختن به جنبه‌های انسانی جنگ عنوان کرد: اگر فیلمسازان بتوانند دوستی‌ها، همدلی‌ها و روابط عاطفی میان رزمندگان را به تصویر بکشند، آثاری ساخته خواهد شد که نه تنها برای مخاطب امروز جذاب است، بلکه برای نسل‌های آینده نیز الهام‌بخش خواهد بود. او افزود: در جبهه‌ها تفاوتی میان اقوام مختلف وجود نداشت و رزمندگانی از شهرها و قومیت‌های گوناگون در کنار یکدیگر قرار می‌گرفتند. همین همبستگی و روحیه برادری یکی از مهم‌ترین عناصر دراماتیک دفاع مقدس است که می‌تواند محور بسیاری از آثار نمایشی قرار گیرد.  وی برخی نگاه‌های اغراق‌آمیز در بازنمایی جنگ را از آسیب‌های تولید آثار دفاع مقدس دانست و افزود: در مقاطعی فیلم‌هایی ساخته شد که با قهرمان‌سازی‌های غیرواقعی فاصله زیادی با حقیقت جبهه داشتند. به اعتقاد او، چنین رویکردی نه تنها به باورپذیری آثار کمک نمی‌کند، بلکه به اعتبار سینمای دفاع مقدس نیز آسیب می‌زند. او تاکید کرد واقعیت‌های انسانی و روابط عاطفی رزمندگان آن‌قدر غنی و تأثیرگذار است که نیازی به اغراق و داستان‌پردازی‌های غیرواقعی ندارد.  
شریفی با اشاره به تجربه ساخت برخی آثار خود گفت: در فیلم‌هایی مانند «اشک سرما» و «آتش در هور» تلاش شده همین جنبه‌های انسانی،محور روایت قرار گیرد. به گفته او، «اشک سرما» داستان ارتباط انسانی میان یک دختر چوپان کرد و یک سرباز است که در شرایط دشوار جنگ در کنار یکدیگر قرار می‌گیرند و تصویری از همدلی و انسانیت ارائه می‌دهند؛ روایتی که برای مخاطب جهانی نیز قابل درک است.  
این تهیه‌کننده باسابقه در بیان ظرفیت‌های داستانی آزادسازی خرمشهر نیز گفت: در این حماسه تاریخی، انسان‌هایی از سنین و اقشار مختلف حضور داشتند؛ از نوجوانان کم‌سن‌وسال تا افراد مسن‌تر که همگی با روحیه ایثار در کنار یکدیگر برای دفاع از کشور تلاش کردند. شریفی در پایان تاکید کرد: هنوز داستان‌های فراوانی از آن دوران باقی مانده که می‌تواند دستمایه تولید فیلم و سریال‌های ماندگار قرار گیرد و روایت آن برای نسل‌های جدید ضروری است.

روایت انسان‌ها در دل حماسه
  حسین برکتی، سردبیر فصل اول برنامه «جبهه»، درباره چگونگی ایجاد تعادل میان روایت حماسی، مستندات تاریخی و جذابیت رسانه‌ای در برنامه‌های مرتبط با سوم خرداد گفت: مهم‌ترین نکته این است که خرمشهر را صرفا یک رویداد تاریخی نبینیم. خرمشهر در واقع تجربه‌ای انسانی، ملی و حتی تمدنی است و زمانی می‌توان میان این عناصر تعادل ایجاد کرد که «انسان» در مرکز روایت قرار بگیرد. وقتی جنگ از زاویه آدم‌هایی روایت شود که آن را زندگی کرده‌اند، روایت‌ها هم باورپذیرتر می‌شوند و هم جذابیت بیشتری برای مخاطب پیدا می‌کنند. به گفته او، در آزادسازی خرمشهر مجموعه‌ای از احساسات انسانی حضور دارد؛ از ترس و امید گرفته تا ایثار، خستگی، رفاقت، ایمان و حتی شوخی‌ها و دلتنگی‌های رزمندگان. همین جزئیات انسانی است که حماسه را واقعی‌تر می‌کند و به مستندات تاریخی جان می‌بخشد.  
برکتی با اشاره به تغییر ذائقه مخاطبان در رسانه‌های امروز افزود: مخاطب امروز بیش از هر چیز به دنبال تجربه زیسته است و صرف شعار یا روایت‌های کلی دیگر برای او جذابیت چندانی ندارد. زمانی که یک رزمنده از شب‌های بی‌خوابی در کوچه‌های خرمشهر یا جست‌وجوی قمقمه‌ای آب در میان آتش روایت می‌کند، یا مادری از لحظه شنیدن خبر آزادی شهر سخن می‌گوید، تاریخ از حالت خشک و رسمی خارج می‌شود و به تصویری زنده در ذهن مخاطب تبدیل می‌شود. به باور او، جذابیت رسانه‌ای فقط به دکور، موسیقی یا تدوین پرتحرک محدود نیست؛ بلکه کشف روایت‌های کمتر شنیده‌شده، استفاده از اسناد آرشیوی و گفت‌وگوهای عمیق می‌تواند مخاطب را به فضای واقعی آن روزها نزدیک کند.  
این برنامه‌ساز تلویزیون با تاکید بر اهمیت پرداختن به ناگفته‌های دفاع مقدس گفت: بخش مهمی از روایت رسمی جنگ برای مخاطب تکرار شده و نسل جدید علاقه دارد لایه‌های انسانی‌تر و واقعی‌تر این حوادث را بشناسد. ناگفته‌ها الزاما به معنای اطلاعات محرمانه نیست؛ گاهی یک خاطره ساده یا روایت یک شاهد عینی می‌تواند بسیار اثرگذارتر از تحلیل‌های کلی باشد. روایت امدادگری که مجروحان را از دل آتش بیرون می‌کشید یا نوجوانی که مسئول رساندن مهمات بود، نمونه‌هایی از همین روایت‌هاست که مخاطب را به واقعیت جنگ نزدیک‌تر می‌کند.  
وی در توضیح اهمیت تنوع روایت‌ها در برنامه‌های مرتبط با دفاع مقدس افزود: یکی از ضعف‌هایی که گاهی در برنامه‌های مناسبتی دیده می‌شود، تکرار چهره‌ها و زاویه نگاه‌هاست. در حالی که دفاع مقدس مجموعه‌ای گسترده از تجربه‌های انسانی است و برای روایت زنده و اثرگذار باید سراغ افراد مختلف رفت؛ از رزمندگان و فرماندهان گرفته تا عکاسان جنگ، پرستاران صحرایی، خانواده شهدا و مردم بومی مناطق جنگی. چنین تنوعی باعث می‌شود روایت جنگ از یک قاب محدود خارج شده و به تجربه‌ای ملی 
تبدیل شود.  
برکتی درباره نقش نسل جوان نیز گفت: حضور نسل جدید در این برنامه‌ها اهمیت زیادی دارد. نباید فقط درباره جوانان صحبت کنیم، بلکه باید خود آنها را وارد گفت‌وگو و روایت کنیم. وقتی یک جوان امروزی از زاویه نگاه خود درباره جنگ پرسش مطرح می‌کند، ارتباط مخاطب با برنامه نیز بیشتر می‌شود. برنامه موفق رسانه‌ای برنامه‌ای است که میان حافظه تاریخی نسل اول جنگ و پرسش‌های نسل جدید پل بزند.  
او همچنین با اشاره به تغییر شیوه طراحی گفت‌وگوها افزود: مخاطب امروز علاقه دارد جزئیات زندگی رزمندگان را بشنود؛ این که چه می‌خوردند، از چه چیزهایی می‌ترسیدند یا چگونه با خاطرات جنگ زندگی می‌کنند. به همین دلیل پرسش‌های کلی و شعاری دیگر پاسخگوی نیاز مخاطب نیست و باید فضایی ایجاد شود که مهمان بتواند خاطرات خود را با جزئیات روایت کند.  
برکتی تاکید کرد: مهم‌ترین کار رسانه این است که خرمشهر را از یک مناسبت تقویمی صرف به روایتی زنده و انسانی تبدیل کند. اگر این حماسه با قصه‌گویی، روایت‌های شخصیت‌محور و استفاده دقیق از آرشیو بازگو شود، نسل جوان نیز با آن ارتباط برقرار خواهد کرد و مفاهیمی مانند مقاومت و همبستگی در حافظه جمعی جامعه ماندگار می‌شود.