دردسرهای یک خانواده با صفا در جنگ

دردسرهای یک خانواده با صفا در جنگ

در اغلب آثار نمایشی با موضوع بحران یا جنگ، تمرکز اصلی بر صحنه‌های درگیری، قهرمان‌سازی‌های پررنگ و لحظات حماسی قرار می‌گیرد؛ تصاویری که میدان نبرد را به کانون روایت تبدیل می‌کند. با این حال در سال‌های اخیر برخی مجموعه‌های تلویزیونی مسیر دیگری را آزموده‌اند و به‌جای تاکید بر خط مقدم، سراغ زندگی مردم عادی رفته‌اند؛ جایی که بحران در دل خانه‌ها، روابط خانوادگی و تصمیم‌های روزمره جریان پیدا می‌کند. «صفا با خانواده» نیز در همین چارچوب شکل گرفته است. در این سریال، جنگ فقط یک واقعه بیرونی نیست بلکه بستری است که شخصیت‌ها در آن با تردیدها، امیدها و انتخاب‌های دشوار روبه‌رو می‌شوند و معنای مسئولیت و همدلی را در مقیاسی انسانی تجربه می‌کنند. به همین بهانه با مصطفی تنابنده، تهیه‌کننده این سریال گفت‌وگو کردیم تا درباره نگاه سازندگان به روایت بحران در بستر خانواده، چگونگی بهره‌گیری از طنز در چنین فضایی و جزئیات شکل‌گیری شخصیت‌ها بیشتر بدانیم. 

زهرا عباسی-گروه رسانه

خانواده در سایه جنگ 
مصطفی تنابنده درباره انتخاب زاویه روایت به جام‌ جم گفت: از ابتدا معتقد بودیم جنگ فقط در میدان نبرد اتفاق نمی‌افتد. بخش مهمی از آن در خانه‌ها، در روابط خانوادگی، در اضطراب‌ها و امیدهای مردم عادی جریان دارد. به همین دلیل ترجیح دادیم به‌جای روایت صرفا حماسی، سراغ زندگی یک خانواده برویم تا مخاطب بتواند خودش را در موقعیت شخصیت‌ها ببیند. تنابنده با اشاره به کارکرد طنز در این فضا ادامه داد: کمدی در اینجا یک ابزار برای نزدیک‌تر شدن به واقعیت زندگی بود، نه برای کم‌اهمیت جلوه دادن جنگ. ورود طنز به فضایی که به بحران اجتماعی یا جنگ مربوط می‌شود، همیشه با حساسیت‌هایی همراه است. طنز اگر به‌درستی طراحی نشود، ممکن است به سطحی‌نگری یا کم‌اهمیت جلوه دادن موقعیت منجر شود. به همین دلیل در بسیاری از آثار موفق، شوخی‌ها نه از دل خود بحران بلکه از واکنش‌های انسانی شخصیت‌ها و موقعیت‌های روزمره آنها شکل می‌گیرد. این همان نقطه‌ای است که طنز می‌تواند بدون آسیب زدن به جدیت موضوع، به روایت عمق و نزدیکی بیشتری ببخشد. در صفا با خانواده نیز به‌نظر می‌رسد چنین رویکردی در مرحله نگارش فیلمنامه مورد توجه قرار گرفته است.  این تهیه‌کننده تلویزیون با تاکید بر روند بازنویسی متن عنوان کرد: در بازنویسی فیلمنامه تلاش کردیم میان «کمدی موقعیت» و «شوخی با خود جنگ» مرز روشنی وجود داشته باشد. ما هرگز جنگ، آسیب‌ها یا رنج مردم را موضوع شوخی قرار ندادیم. وی شکل‌گیری طنز را حاصل واکنش‌های انسانی دانست و توضیح داد: طنز از واکنش‌های انسانی شخصیت‌ها، سوءتفاهم‌ها، تفاوت نگاه‌ها و رفتارهای روزمره در شرایط بحرانی شکل می‌گرفت. به همین دلیل بخش‌هایی که ممکن بود به‌سمت اغراق‌های نمایشی یا شعارزدگی برود حذف یا تعدیل شد تا مخاطب در کنار لبخند زدن، با شخصیت‌ها همدلی کند. 

ترس هم جزئی از قهرمانی است 
یکی از نکات مهم در روایت‌های دراماتیک مرتبط با بحران، نوع طراحی شخصیت اصلی است. در بسیاری از آثار کلاسیک، شخصیت مرکزی معمولا به‌عنوان قهرمانی بی‌نقص معرفی می‌شود؛ فردی که تقریبا در همه موقعیت‌ها تصمیم درست می‌گیرد و کمتر دچار تردید یا خطا می‌شود اما تجربه مخاطبان امروز نشان داده چنین الگوهایی کمتر باورپذیر به‌نظر می‌رسند. در مقابل شخصیت‌هایی که ضعف‌ها و تردیدهای انسانی دارند، امکان همذات‌پنداری بیشتری ایجاد می‌کنند. همین نگاه باعث شده در برخی سریال‌های جدید، قهرمانان بیشتر شبیه انسان‌های عادی باشند تا الگوهای دست‌نیافتنی. 
تنابنده در پاسخ به پرسشی درباره طراحی شخصیت «صفا» اضافه کرد: عامدانه از الگوی قهرمان بی‌نقص فاصله گرفتیم. تجربه نشان می‌دهد در موقعیت‌های بحرانی، انسان‌ها ترکیبی از ترس، تردید، شجاعت و مسئولیت‌پذیری هستند. وی صفا را نماینده همین واقعیت دانست و توضیح داد: او اشتباه می‌کند، گاهی می‌ترسد و حتی ممکن است تصمیم‌های نادرستی بگیرد اما در نهایت تلاش می‌کند مسئولیت خود را بپذیرد. به‌نظر من مخاطب امروز بیشتر با چنین شخصیت‌هایی ارتباط برقرار می‌کند. چون آنها را به زندگی واقعی نزدیک‌تر می‌بیند. 

ریتم بومی یک شخصیت 
در کنار طراحی شخصیت، جزئیات فرهنگی و هویتی نیز می‌تواند بر شکل‌گیری فضای یک سریال اثرگذار باشد. لهجه، خاستگاه جغرافیایی و ویژگی‌های فرهنگی شخصیت‌ها، نه‌تنها بر شیوه بیان آنها تاثیر می‌گذارد بلکه می‌تواند بر نوع روابط، شوخی‌ها و حتی ریتم دیالوگ‌ها نیز اثر بگذارد. در بسیاری از آثار نمایشی، تغییر یک عنصر به‌ظاهر ساده مانند لهجه درواقع به‌معنای بازطراحی بخشی از هویت شخصیت است. در صفا با خانواده نیز چنین تصمیمی درباره شخصیت اصلی گرفته شده و به گفته سازندگان، این تغییر تنها به سطح ظاهری محدود نبوده است.