چو ایران نباشد تن من مباد
در ادبیات سیاسی ایران «وطنفروش» به فردی گفته میشود که به نفع دشمنان خارجی علیه منافع ملی عمل میکند.
سیده زهرا آرامی - نویسنده و پژوهشگر
این توصیف درخصوص افرادی بهکار برده میشود که با شبکههای معاند، سرویسهای جاسوسی مانند موساد یا کشورهای متخاصم همکاری مستقیم داشتهاند یا به انحای مختلف دیدگاههایشان را در قالب پستهای اجتماعی بیان میکنند. اما چگونه عوامل اجتماعی مانند احساس بیگانگی، نابرابری اقتصادی و شکاف نسلی، زمینهساز خیانت به وطن میشوند و چگونه یک فرد معمولی میتواند به بازوی پنهان دشمن تبدیل شود؟ البته نمونههای تاریخی وطنفروشی از نقش میرزا ابوالحسنخان ایلچی در جدایی قفقاز تا جریانهای نفوذی در نهضتهای تنگستان و جنگل و تاثیر ویرانگر خائنین معاصر داخلی بر سرنوشت کشور بر کسی پوشیده نیست. وطنفروشی را میتوان از منظر جامعهشناسی نه فقط یک فعل فردی بلکه نتیجه مجموعهای از عوامل ساختاری، فرهنگی و روانی دانست که در بستر اجتماعی شکل میگیرد. یکی از دلایل ریشهای وطنفروشی، ضعف یا نبود هویت ملی قوی است. وقتی افراد احساس تعلق به کشور و جامعه خود نداشته باشند یا این هویت در معرض تهاجم فرهنگی و ایدئولوژیک باشد، زمینه برای پذیرش ارزشها و منافع بیگانگان فراهم میشود. از نظر جامعهشناسی، نخبگان سیاسی و فرهنگی که متاثر از تفکر غربگرایانه و مدرنزدگی هستند، ممکن است بهدلیل ضعف در باورهای بومی و ملی، بهطور ناخواسته یا عامدانه در خدمت منافع بیگانگان قرار گیرند. روحیه غربگرایی برخی افراد، سبب میشود آنها خدمت به منافع غرب را وظیفه خود تلقی کنند. درواقع شالوده فکری و سیاسی آنها براساس دیدگاه غرب شکل گرفته است. به همین دلیل، اگر از آنها خواسته شود جاسوسی کرده یا اطلاعات منتقل کنند، این کار را طبیعی میدانند.




