اقدامات ضدایرانی حاکم ابوظبی از میزبانی نتانیاهو تا کارچاقکنی برای طراحیهای ضدایرانی، حکایت از همراهی همهجانبه با رژیمصهیونی دارد
زیاده گویی بنزاید
در شرایطی که منطقه درگیر یکی از حساسترین دورههای رویارویی ایران با آمریکا و رژیمصهیونیستی است و همزمان، ابوظبی به محلی برای رایزنیهای امنیتی میان تلآویو و شماری از کشورهای عربی تبدیل شده؛ امارات نیز بار دیگر ادعاهای تکراری خود در خصوص سه جزیره ایرانی را مطرح کرد.
خلیفه شاهین المرر، وزیر مشاور دولت امارات، در نشست مجمع عمومی سازمان ملل بار دیگر ادعای ابوظبی درباره ابوموسی، تنب بزرگ و تنب کوچک را تکرار کرد و این جزایر را «اشغالشده» خواند. او خواستار حل این مسأله از طریق مذاکره مستقیم یا ارجاع آن به دیوان بینالمللی دادگستری شد.
تهران اما پاسخ روشنی به این زیادهخواهی داد. نماینده ایران در سازمان ملل تأکید کرد سه جزیره، بخش جداییناپذیر سرزمین ایران هستند و حاکمیت جمهوری اسلامی بر آنها قابل مذاکره نیست. درواقع، آنچه ابوظبی تحت عنوان «اختلاف» مطرح میکند، موضوعی برای چانهزنی و معامله نیست.
اما اهمیت اقدام اخیر امارات فقط در تکرار یک ادعای قدیمی خلاصه نمیشود. آنچه اینبار توجهها را به خود جلب کرده، همزمانی این موضع با یک سلسله رایزنیهای امنیتی میان امارات، اسرائیل و چند کشور عربی با محوریت ایران است.
ابوظبی؛ میزبان نشست ضدایرانی
بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر رژیم صهیونیستی، روز یکشنبه بهصورت محرمانه راهی ابوظبی شد و با محمد بنزاید دیدار کرد. این سفر بعدها از سوی دفتر نخستوزیر رژیمصهیونیستی و خبرگزاری رسمی امارات تأیید شد. طرفین در روایت رسمی از «تقویت روابط دوجانبه» و «چالشهای منطقهای» سخن گفتند اما گزارشهای رسانههای اسرائیلی تصویر بسیار گستردهتری از این دیدار ارائه میکنند.
شبکه i24NEWS به نقل از گزارش «واینت» اعلام کرده است که نمایندگانی از عربستان سعودی، اردن و مراکش نیز در این نشست حضور داشتند و محور مذاکرات، ایران و راههای محدود کردن نفوذ نیروهای همسو با تهران در منطقه، بهویژه جنبش انصارالله یمن، بوده است. همچنین، طرف اسرائیلی در این دیدار آمادگی خود را برای ارائه کمک در حوزه سامانههای پدافند هوایی به کشورهای حاضر اعلام کرده است.
گزارشهای دیگر حتی از ابعاد گستردهتر این نشست سخن میگویند. به گفته یک منبع عالیرتبه اماراتی که نامش فاش نشده، نمایندگان ۱۰ کشور شامل امارات، اسرائیل، عربستان سعودی، آمریکا، مراکش، کویت، بحرین، لیبی، عمان و مصر در این رایزنی حضور داشتهاند. با این حال، جایگاه و سطح دقیق نمایندگان برخی از این کشورها مشخص نیست و این فهرست تاکنون بهصورت رسمی از سوی همه طرفها تأیید نشده است.
همین گزارشها یک نکته مهم دیگر را نیز مطرح میکنند: نشست به ابتکار رومن گافمن، رئیس موساد، درخواست عربستان برای دریافت کمک اسرائیل در مقابله با حملات انصارالله در دریای سرخ ترتیب داده شده و محمد بنزاید با میزبانی آن موافقت کرده است. یک گزارش دیگر نیز میگوید گافمن مقدمات این نشست را فراهم کرده و ابوظبی محل گردهمایی طرفهای عربی و اسرائیلی بوده است.
اگر این گزارشها درست باشد، نقش امارات از یک متحد عادی اسرائیل فراتر میرود و ابوظبی در حال ایفای نقش هماهنگکننده و تسهیلکننده رایزنیهای امنیتی میان تلآویو و کشورهای عربی علیه ایران است.
این دقیقا همان نقطهای است که باید ادعای جدید امارات درباره جزایر را در کنار سفر نتانیاهو و نشست امنیتی ابوظبی قرار داد. باید توجه داشت مواضع این کشور پیش از این با مخالفت امیرنشینهای دیگر در شارجه و دبی همراه
بوده است.
جزایر؛ یک پرونده قدیمی با کاربردی تازه
امارات در شرایطی مسأله جزایر را به تریبون مجمع عمومی سازمان ملل برده که همزمان در خاک خود، نشستی با حضور مقامها و نمایندگانی از چند کشور عربی و رژیمصهیونیستی برگزار کرده که بنا بر گزارشهای منتشرشده، ایران یکی از محورهای اصلی آن بوده است.
در چنین شرایطی، طرح مسأله جزایر میتواند بخشی از تلاش ابوظبی برای افزایش فشار سیاسی و دیپلماتیک بر تهران تلقی شود؛ روندی که در کنار فشارهای آمریکا و اقدامات رژیم صهیونیستی، ابعاد منطقهای بیشتری پیدا میکند.
امارات؛ شریک کوچکتر یا کارگزار منطقهای واشنگتن؟
امارات طی سالهای گذشته تلاش کرده خود را از یک کشور کوچک عربی به یک بازیگر اثرگذار در معادلات امنیتی منطقه تبدیل کند. نزدیکی به واشنگتن، عادیسازی روابط با اسرائیل و توسعه همکاریهای امنیتی با تلآویو، ابزارهای اصلی این سیاست بودهاند. اکنون به نظر میرسد ابوظبی در حال استفاده از همین شبکه روابط برای ایفای نقش در پرونده ایران است. این روند را باید در چارچوب گستردهتر روابط خائنانه امارات و اسرائیل دید. توافق ابراهیم سال ۲۰۲۰ روابط رسمی
دو طرف را برقرار کرد و از آن زمان، همکاریهای امنیتی و سیاسی آنها عمق بیشتری پیدا کرده است. گزارش رویترز درباره دیدار اخیر نتانیاهو و بنزاید نیز تأکید میکند که این روابط اکنون به یک شراکت راهبردیتر در مواجهه با مسائل منطقهای، بهویژه علیه ایران، تبدیل شده است.
درواقع، ابوظبی میکوشد در معادله جدید منطقهای جایگاه خود را تثبیت کند اما این بازی یک تفاوت اساسی با نقشآفرینی سنتی کشورهای عربی دارد. امارات نهتنها در کنار سیاستهای واشنگتن و تلآویو قرار گرفته، بلکه در مواردی بستر و میزبان هماهنگی میان آنها و برخی دولتهای عربی شده است.
بازی با ایران؛ بازی با هرمز
اهمیت این تحولات زمانی بیشتر میشود که موضوع را در کنار تنگه هرمز قرار دهیم. سه جزیره ابوموسی، تنب بزرگ و تنب کوچک در مجاورت یکی از حساسترین آبراههای جهان قرار دارند. هرمز در ماههای اخیر به کانون رویارویی ایران و آمریکا تبدیل شده و هرگونه تحول امنیتی در این منطقه مستقیما بر انرژی، کشتیرانی و امنیت کشورهای عربی حاشیه خلیجفارس اثر میگذارد.
از همینرو، مسأله جزایر را نمیتوان صرفا یک اختلاف مرزی میان ایران و امارات دانست. ابوظبی از یکسو درباره حاکمیت بر جزایر ادعای غیرمستند مطرح میکند و از سوی دیگر در تلاش است در طراحی ترتیبات امنیتی جدید خلیجفارس نقش پررنگتری داشته باشد؛ ترتیباتی که در آن آمریکا و اسرائیل نیز حضور فعال دارند.
این در حالی است که برخی کشورهای منطقه مسیر متفاوتی را دنبال میکنند. عمان و قطر در ماههای اخیر در مسیر میانجیگری و کاهش تنش حرکت کردهاند و میکوشند میان تهران و طرفهای مقابل کانال گفتوگو ایجاد کنند. در مقابل، گزارشهای اخیر از نشست ابوظبی تصویری متفاوت ارائه میدهد: همکاری امنیتی با اسرائیل برای مهار ایران.
خط قرمز تهران
پاسخ ایران به این تحولات نیز روشن بوده است. تهران مسأله سه جزیره را از جنس اختلافی نمیداند که بتوان در چارچوب یک معامله سیاسی درباره آن امتیاز داد. ایران معتقد است حاکمیت کشور بر ابوموسی، تنب بزرگ و تنب کوچک غیرقابل مذاکره است. بنابراین، اگر ابوظبی تصور میکند میتواند همزمان با نزدیکی امنیتی به تلآویو، استفاده از ظرفیت آمریکا و میزبانی نشستهای منطقهای درباره مهار ایران، پرونده جزایر را نیز به یک ابزار فشار تبدیل کند، با یک خط قرمز بسیار روشن تهران مواجه خواهد شد.
ماجرا درواقع فراتر از سه جزیره است. مسأله اصلی، رقابت بر سر آینده نظم امنیتی خلیجفارس است.
یک طرف تلاش میکند ایران را از معادلات امنیتی منطقه کنار بزند و برای این هدف، میان واشنگتن، تلآویو و برخی پایتختهای عربی شبکهای از همکاری ایجاد کند. در سوی دیگر، ایران تأکید دارد امنیت خلیجفارس باید بدون مداخله قدرتهای خارجی و با مشارکت کشورهای منطقه تأمین شود.
در این میان، ابوظبی ظاهرا میخواهد بیش از اندازهای که وزن جمعیتی و جغرافیایی آن اقتضا میکند، در طراحی این نظم نقش ایفا کند؛ از اینرو، احتمالا در آینده نهچندان دور هزینه این بلندپروازی خائنانه خود را خواهد پرداخت.
تهران اما پاسخ روشنی به این زیادهخواهی داد. نماینده ایران در سازمان ملل تأکید کرد سه جزیره، بخش جداییناپذیر سرزمین ایران هستند و حاکمیت جمهوری اسلامی بر آنها قابل مذاکره نیست. درواقع، آنچه ابوظبی تحت عنوان «اختلاف» مطرح میکند، موضوعی برای چانهزنی و معامله نیست.
اما اهمیت اقدام اخیر امارات فقط در تکرار یک ادعای قدیمی خلاصه نمیشود. آنچه اینبار توجهها را به خود جلب کرده، همزمانی این موضع با یک سلسله رایزنیهای امنیتی میان امارات، اسرائیل و چند کشور عربی با محوریت ایران است.
ابوظبی؛ میزبان نشست ضدایرانی
بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر رژیم صهیونیستی، روز یکشنبه بهصورت محرمانه راهی ابوظبی شد و با محمد بنزاید دیدار کرد. این سفر بعدها از سوی دفتر نخستوزیر رژیمصهیونیستی و خبرگزاری رسمی امارات تأیید شد. طرفین در روایت رسمی از «تقویت روابط دوجانبه» و «چالشهای منطقهای» سخن گفتند اما گزارشهای رسانههای اسرائیلی تصویر بسیار گستردهتری از این دیدار ارائه میکنند.
شبکه i24NEWS به نقل از گزارش «واینت» اعلام کرده است که نمایندگانی از عربستان سعودی، اردن و مراکش نیز در این نشست حضور داشتند و محور مذاکرات، ایران و راههای محدود کردن نفوذ نیروهای همسو با تهران در منطقه، بهویژه جنبش انصارالله یمن، بوده است. همچنین، طرف اسرائیلی در این دیدار آمادگی خود را برای ارائه کمک در حوزه سامانههای پدافند هوایی به کشورهای حاضر اعلام کرده است.
گزارشهای دیگر حتی از ابعاد گستردهتر این نشست سخن میگویند. به گفته یک منبع عالیرتبه اماراتی که نامش فاش نشده، نمایندگان ۱۰ کشور شامل امارات، اسرائیل، عربستان سعودی، آمریکا، مراکش، کویت، بحرین، لیبی، عمان و مصر در این رایزنی حضور داشتهاند. با این حال، جایگاه و سطح دقیق نمایندگان برخی از این کشورها مشخص نیست و این فهرست تاکنون بهصورت رسمی از سوی همه طرفها تأیید نشده است.
همین گزارشها یک نکته مهم دیگر را نیز مطرح میکنند: نشست به ابتکار رومن گافمن، رئیس موساد، درخواست عربستان برای دریافت کمک اسرائیل در مقابله با حملات انصارالله در دریای سرخ ترتیب داده شده و محمد بنزاید با میزبانی آن موافقت کرده است. یک گزارش دیگر نیز میگوید گافمن مقدمات این نشست را فراهم کرده و ابوظبی محل گردهمایی طرفهای عربی و اسرائیلی بوده است.
اگر این گزارشها درست باشد، نقش امارات از یک متحد عادی اسرائیل فراتر میرود و ابوظبی در حال ایفای نقش هماهنگکننده و تسهیلکننده رایزنیهای امنیتی میان تلآویو و کشورهای عربی علیه ایران است.
این دقیقا همان نقطهای است که باید ادعای جدید امارات درباره جزایر را در کنار سفر نتانیاهو و نشست امنیتی ابوظبی قرار داد. باید توجه داشت مواضع این کشور پیش از این با مخالفت امیرنشینهای دیگر در شارجه و دبی همراه
بوده است.
جزایر؛ یک پرونده قدیمی با کاربردی تازه
امارات در شرایطی مسأله جزایر را به تریبون مجمع عمومی سازمان ملل برده که همزمان در خاک خود، نشستی با حضور مقامها و نمایندگانی از چند کشور عربی و رژیمصهیونیستی برگزار کرده که بنا بر گزارشهای منتشرشده، ایران یکی از محورهای اصلی آن بوده است.
در چنین شرایطی، طرح مسأله جزایر میتواند بخشی از تلاش ابوظبی برای افزایش فشار سیاسی و دیپلماتیک بر تهران تلقی شود؛ روندی که در کنار فشارهای آمریکا و اقدامات رژیم صهیونیستی، ابعاد منطقهای بیشتری پیدا میکند.
امارات؛ شریک کوچکتر یا کارگزار منطقهای واشنگتن؟
امارات طی سالهای گذشته تلاش کرده خود را از یک کشور کوچک عربی به یک بازیگر اثرگذار در معادلات امنیتی منطقه تبدیل کند. نزدیکی به واشنگتن، عادیسازی روابط با اسرائیل و توسعه همکاریهای امنیتی با تلآویو، ابزارهای اصلی این سیاست بودهاند. اکنون به نظر میرسد ابوظبی در حال استفاده از همین شبکه روابط برای ایفای نقش در پرونده ایران است. این روند را باید در چارچوب گستردهتر روابط خائنانه امارات و اسرائیل دید. توافق ابراهیم سال ۲۰۲۰ روابط رسمی
دو طرف را برقرار کرد و از آن زمان، همکاریهای امنیتی و سیاسی آنها عمق بیشتری پیدا کرده است. گزارش رویترز درباره دیدار اخیر نتانیاهو و بنزاید نیز تأکید میکند که این روابط اکنون به یک شراکت راهبردیتر در مواجهه با مسائل منطقهای، بهویژه علیه ایران، تبدیل شده است.
درواقع، ابوظبی میکوشد در معادله جدید منطقهای جایگاه خود را تثبیت کند اما این بازی یک تفاوت اساسی با نقشآفرینی سنتی کشورهای عربی دارد. امارات نهتنها در کنار سیاستهای واشنگتن و تلآویو قرار گرفته، بلکه در مواردی بستر و میزبان هماهنگی میان آنها و برخی دولتهای عربی شده است.
بازی با ایران؛ بازی با هرمز
اهمیت این تحولات زمانی بیشتر میشود که موضوع را در کنار تنگه هرمز قرار دهیم. سه جزیره ابوموسی، تنب بزرگ و تنب کوچک در مجاورت یکی از حساسترین آبراههای جهان قرار دارند. هرمز در ماههای اخیر به کانون رویارویی ایران و آمریکا تبدیل شده و هرگونه تحول امنیتی در این منطقه مستقیما بر انرژی، کشتیرانی و امنیت کشورهای عربی حاشیه خلیجفارس اثر میگذارد.
از همینرو، مسأله جزایر را نمیتوان صرفا یک اختلاف مرزی میان ایران و امارات دانست. ابوظبی از یکسو درباره حاکمیت بر جزایر ادعای غیرمستند مطرح میکند و از سوی دیگر در تلاش است در طراحی ترتیبات امنیتی جدید خلیجفارس نقش پررنگتری داشته باشد؛ ترتیباتی که در آن آمریکا و اسرائیل نیز حضور فعال دارند.
این در حالی است که برخی کشورهای منطقه مسیر متفاوتی را دنبال میکنند. عمان و قطر در ماههای اخیر در مسیر میانجیگری و کاهش تنش حرکت کردهاند و میکوشند میان تهران و طرفهای مقابل کانال گفتوگو ایجاد کنند. در مقابل، گزارشهای اخیر از نشست ابوظبی تصویری متفاوت ارائه میدهد: همکاری امنیتی با اسرائیل برای مهار ایران.
خط قرمز تهران
پاسخ ایران به این تحولات نیز روشن بوده است. تهران مسأله سه جزیره را از جنس اختلافی نمیداند که بتوان در چارچوب یک معامله سیاسی درباره آن امتیاز داد. ایران معتقد است حاکمیت کشور بر ابوموسی، تنب بزرگ و تنب کوچک غیرقابل مذاکره است. بنابراین، اگر ابوظبی تصور میکند میتواند همزمان با نزدیکی امنیتی به تلآویو، استفاده از ظرفیت آمریکا و میزبانی نشستهای منطقهای درباره مهار ایران، پرونده جزایر را نیز به یک ابزار فشار تبدیل کند، با یک خط قرمز بسیار روشن تهران مواجه خواهد شد.
ماجرا درواقع فراتر از سه جزیره است. مسأله اصلی، رقابت بر سر آینده نظم امنیتی خلیجفارس است.
یک طرف تلاش میکند ایران را از معادلات امنیتی منطقه کنار بزند و برای این هدف، میان واشنگتن، تلآویو و برخی پایتختهای عربی شبکهای از همکاری ایجاد کند. در سوی دیگر، ایران تأکید دارد امنیت خلیجفارس باید بدون مداخله قدرتهای خارجی و با مشارکت کشورهای منطقه تأمین شود.
در این میان، ابوظبی ظاهرا میخواهد بیش از اندازهای که وزن جمعیتی و جغرافیایی آن اقتضا میکند، در طراحی این نظم نقش ایفا کند؛ از اینرو، احتمالا در آینده نهچندان دور هزینه این بلندپروازی خائنانه خود را خواهد پرداخت.




