پاکسازی پایتخت
احتمالا اكثر شما با شركت Machine Games آشنا هستید؛ شركتی كه با جهانبینی و ساختار خود توانست یكی از محبوبترین و قدیمیترین فرنچایزهای تیراندازی اول شخص یعنی ولفنشتاین را زنده كند. گیمپلی تیراندازی كلاسیك و چالشبرانگیز در كنار داستانی كه چسب اتصال رخدادهای مختلف مراحل به یكدیگر است، از خصیصههای اصلی این مجموعه به شمار میروند، هرچند Wolfenstein II: The New Colossus توانست با افزودن ویژگیهای جدید و بها دادن بیشتر به داستان و شخصیتها، جایگاه بسیار درخشانی بین تیراندازیهای اول شخص چند سال اخیر به دست آورد. نسخه جدید بازی یعنی Youngblood با اضافه كردن عناصر نقشآفرینی مثل به دست آوردن قابلیتهای مبارزهای جدید در طول روند بازی، درخت تواناییها، شخصیسازیهای ظاهری و حتی سرویسهایی آنلاین مثل چالشهای روزانه تلاش كرده تا گامی دیگر در جهت ارتقای این مجموعه بردارد. ضمن اینكه تمركز بازی روی تجربه Co-Op را نیز نباید از یاد برد. به هرحال تمام این ویژگیها نسخه جدید را برای من و عدهای به تجربهای ارزشمند و آموزنده تبدیل كرده و برای عدهای دیگر دلیلی بر افت و فاصله گرفتن مجموعه از ماهیت اصلی خود است.
مجید رحمانی
آخرین باری كه با شخصیت اصلی مجموعه ولفنشتاین یعنی B.J بودیم، او و دار و دستهاش در The New Colossus سعی میكردند با راه انداختن یك انقلاب سراسری، آمریكا را از
زیر سلطه نازیها خارج كنند. حالا 20 سال گذشته و آمریكا آزادی خود را بهدست آورده، اما اروپا همچنان اسیر نازیهاست و B.J هم گم شده است. این اتفاقات باعث شده دخترهای دوقلوی او Jess و Soph به هوای یافتن پدر قدم در راه او گذاشته و با همكاری گروههای انقلابی فرانسه تلاش كنند پاریس را منطقه به منطقه از زیرسلطه رژیم فاشیست نازی آزاد كنند.
ابتدای بازی این انتخاب را دارید كه بین دو شخصیت، یكی را انتخاب كنید و اگر رفیق و همراهی برای تجربه Co-Op بازی نداشته باشید، هوش مصنوعی هدایت شخصیت دیگر را بهعهده خواهد گرفت. اینكه كدام یك از دوخواهر را انتخاب كنید، در عمل هیچ تفاوتی برای شما ندارد، زیرا هر دوی آنها سلاحها، درخت تواناییها و قابلیتهای یكسانی دارند و این انتخاب شما در واقع ظاهری است.
گرچه لذت بازی با یك همراه انسانی به مراتب بیشتر است، ولی هوش مصنوعی بازی نیز خیلی خوب عمل میكند، به نحوی كه شما میتوانید گوشهای نشسته و شاهد باشید چگونه به تنهایی یك ساختمان را از وجود دشمنان پاك میكند و در عین حال آنقدر هم ابرقدرت طراحی نشده كه چالش را برای شما كاملا از بین ببرد و نیاز بازی به تعامل شما در گیمپلی را خدشهدار كند. بازی در جاهایی تلاش میكند سرنخهایی درباره اتفاقات نسخه قبل و حوادث این 20سال بدهد؛ از جمله اشاره به سرنوشت تعدادی از شخصیت ها. با این وجود نمیتوان منكر شد كه ارزش داستان و روایت در این نسخه بسیار كمتر شده است. تا جایی كه برای بازیكن مهم است جسیكا و سوفی كاراكترهایی هستند كه هدایتكردنشان حال میدهد، ولی هر دو واقعا از شخصیتپردازی درست و حسابی رنج میبرند و به تیپهای كلیشهای تبدیل شدهاند.
رد پاهای محسوس
لایه اولیه و سطحی گیمپلی بازی
یك تیراندازی اول شخص سریع و شلوغ است كه در محیط حركت میكنید و موج بعد از نازیها را به خاك و خون میكشید، ولی در این نسخه شاهد وجود نوار سلامتی و زره برای دشمنان هستیم؛ به این معنی كه با سازوكار نقشآفرینی بیشتری برای نابود كردن آنها مواجه هستیم. زمانی كه با كشتن دشمنان، XP به دست آورده و لولآپ شوید ـ كه خیلی سریع اتفاق میافتدـ به بزرگترین كابوس نازیها تبدیل خواهید شد. با هر بار لولآپ شدن، قدرت حملهتان بیشتر میشود و یك امتیاز برای خرج كردن در درخت تواناییها نیز به دست میآورید تا مثلا میزان سلامتی خود را افزایش دهید یا قابلیتهای مبارزهای بیشتری به دست آورید. همچنین در گوشه و كنار محیط مراحل نیز سكههایی به دست میآورید كه میتوانید آنها را خرج ارتقای سلاحهای خود كرده و مثلا ظرفیت خشاب را افزایش دهید یا دوربین روی آنها نصب كنید و مواردی از این دست. همین ساختار جستوجو در مراحل را كه حالا ساختار بازتر و غیرخطیتری یافتهاند جذاب میكند، اینكه بدانید در كوچهها و ساختمانهای پاریس حداقل میزان سكه بهعنوان پاداش كنجكاوی، انتظار شما را میكشند.
این ساختار جدید در گیمپلی به شما و رفیقتان این انتخاب را میدهد تا مراحل را به شیوههای نسبتی متفاوتی پیش برده و هر درگیری با دشمنان به خودی خود به سناریوی جذابی تبدیل شود كه در طول تجربه ده ساعته بخش داستانی بازی چندان هم از لذت آن كاسته نخواهد شد. شما میتوانید مثل نینجاها مخفیانه به مقر دشمنان نفوذ كرده و سپس درگیری را از قلب آنها شروع كنید یا مثل تانك مواضع آنها را یكی پس از دیگری ویران كرده و جلو بروید. در تمام طول این تجربه، طراحی خوب اسلحه از همان اولین كلت گرفته تا رایفلی كه با لیزر دشمنان را به ذرات وجودیشان تجزیه میكند، همگی هیجان را افزایش میدهند.
حرف آخر
Wolfenstein: Youngblood قدمی در ترزیق خلاقیت و نوآوری بیشتر به فرنچایزی كهن و محبوب برداشته كه شاید تماما نو و جدید نباشد، اما تركیب جالبی از آب درآمده است. من چون طرفدار گرایش بیشتر بازیها به سمت نقشآفرینی هستم با وجود ضعفهای ریزودرشت گیمپلی و داستانی از آن استقبال میكنم، اما خب گیمرها با اكشنهای نابی مثل Doom هم لذت میبرند!
سازنده Machine Games
ناشر Bethesda Softworks
پلتفرم PC، PS4، Xbox One، Switch
سبک تیراندازی اول شخص




