بازیگران سینما در سالهای فعالیت خود اشتباهات زیادی را مرتکب میشوند؛ اینجا بعضی از بزرگترین اشتباهات آنها را در انتخاب نقشها بررسی کرده ایم
من اشتباهی بودم!
لیلا حاتمی، محمدرضا گلزار، هدیه تهرانی، بهرام رادان، نیکی کریمی و تمام ستارگان دیروز و امروزی که معمولا نقشهای اول فیلمها را دارند و جوایز بسیاری را هم از آن خود میکنند، در طول سالها فعالیت حرفهای در عرصه سینما گاهی هم در نقشهای اشتباهی قرار گرفتهاند و خلاصه نتیجه کار مطلوب از آب در نیامده است. هرچند بازی ناموفق در چند نقش بههیچوجه نگاهها را به تمام بازیهای خوب یک بازیگر عوض نمیکند، اما بخواهیم و نخواهیم در ذهنمان میماند که فلان ستاره سینما هم بازی نهچندان مطلوبی در یک یا چند فیلم داشته است. در اینجا ممکن است این سوال پیشبیاید که مگر یک پروژه مسؤول انتخاب بازیگر ندارد؟ و مگر نه اینکه مسؤول انتخاب بازیگر است که نقشها را به تناسب چهره، فیزیک، توانایی و... به بازیگران محول میکند؟ واقعیت این است که چندان نباید گول این القاب و عناوین را خورد، چراکه در بسیاری از پروژههای سینمایی این تهیهکننده و صاحب اثر است که انتخاب بازیگر را انجام میدهد، آنهم بیشتر براساس چهرهبودن یک بازیگر! چراکه به زعم بسیاری از صاحبان آثار، این چهرهها هستند که استقبال مردم را در گیشه به همراه میآورند و وجودشان در فیلم میتواند تضمینی باشد برای بازگشت سرمایه. حتی جالب است این را هم بدانید که قبل از کرونا شایعات دامنهداری پیچیده بود که یکی از معیارهای مهم تهیهکنندگان پروژههای سینمایی و نمایشی دنبالکنندهها یا همان تعداد فالوئرهای بازیگران در فضاهای مجازی است! با این منطق که بازیگرانی که در صفحات شخصیشان تعداد بیشتری فالوئر دارند پس حتما بیشتر دیده میشوند و بنابراین شانس بیشتری هم در گرفتن نقش دارند. حالا اینکه آن بازیگر چقدر شایسته آن نقش است و اصلا خود بازیگر با قبول یک نقش نامناسب چه لطمهای به پیشینه کاریاش میزند، بماند. چندی پیش خبری منتشر شد مبنیبر اینکه حسن فتحی برای سریال جدیدش «جیران»، نقش ناصرالدینشاه را به بهرام رادان سپرده و خب از آنجا که تصورات اغلب مردم از پادشاهان قدیم انسانهایی تنومند با اندامی قوی است، انتخاب بهرام رادان برای این نقش انتخابی دور از واقعیت به نظر میرسید که البته هنوز نمیدانیم فتحی چه گریمی برای رادان در نظر دارد و شاید هم نتیجه کار درخشش رادان در این نقش باشد، اما به همین بهانه رفتیم سراغ بخشی از بدترین انتخاب بازیگران در سینمای ایران.
بدترین انتخاب: «آذر»
این فیلم را محمد حمزهای به تهیهکنندگی خود نیکی کریمی ساخته. قطعا هیچ اشکالی نداشت اگر نیکی کریمی میتوانست با آن صورت و حرکات لاکچری گونهاش در نقش یک پیکموتوری زن، مشکلاتی را که جامعه بر قشر متوسط (بهخصوص زنان این طبقه) تحمیل میکند، به تصویر بکشد، اما بازی خشک و خالی از احساس او نهتنها همدلی مخاطب را برنمیانگیزد، بلکه فیلم را هم به کسالت میکشاند. نیکی کریمی، در این نقش نتوانست در قامت یک زن قوی و مستقل ظاهر شود و آنچه مخاطب بیشتر از او در این فیلم میبیند، چهره زنی قربانی بود تا قهرمان.
حمید فرخ نژاد
بدترین انتخاب: «گشت 2»
این فیلم در ادامه «گشت ارشاد 1»، سعی داشت با ایجاد موقعیتهای خندهدار دل مخاطب را شاد کند، اما ماجرا به گونهای دیگر رقم خورد. در ادامه سری اول این فیلم، حمید فرخ نژاد در نقش عباس و رفقای سابقاش از زندان آزاد میشوند و بعد از مدتی دوباره همان راه قبلی را ادامه میدهند. در این فیلم به نظر میرسد انتخاب فرخ نژاد برای بازی در نقش کله گنده لاتها هنوز جای کار بسیاری داشت. او برای بازی در این نقش بسیار احساساتی و حتی در جاهایی شق و رق و اخلاقمدار رفتار میکند!
مهدی پاکدل
بدترین انتخاب: «چهارراه استانبول»
نمونههای فراوانی میتوان در ذهن ردیف کرد از بازیگرانی که نقشهای کوتاه را چنان بینقص و حرفهای بازی کردهاند که در تاریخ سینما ثبت شده است. مهدی پاکدل اما، در نقش آتشنشان حادثه پلاسکو در فیلم «چهارراه استانبول» با گریمی سخت و متفاوت بسیار ضعیف و خارج از حد انتظار ظاهر شد. کافی است شما به سکانسی که از آتش خارج میشود و فریاد میزند، توجه کنید! به قدری اغراقشده این کار را انجام میدهد که مخاطب میماند او یک هنرپیشه کاربلد است یا یک بازیگر تازهکار!
هانیه توسلی
بدترین انتخاب: «عاشق»
این فیلم با اقتباس ضعیفی که از فیلم خوب «آوای موسیقی» به کارگردانی رابرت وایز داشت، قطعا نمیتوانست تجربه چندان دلچسبی از آب درآید. هانیه توسلی که پس از بازی در فیلمهای «شام آخر»، «شبهای روشن» و «کافه ستاره» به یکی از ستارگان سینما تبدیل شده بود با بازی در نقش دختری جیببر و دزد و لمپن مآب، در فیلم «عاشق» به کارگردانی افشین شرکت، دست به انتخاب نافرجامی زد که برای مخاطب بسیار آزاردهنده بود. تلاش توسلی در این فیلم برای قوی به نظر رسیدن، به قدری سست و تصنعی از آب درآمد که تا مدتها در ذهن سینمادوستان باقی ماند.
ترانه علیدوستی
بدترین انتخاب: «راز دشت تاران»
11 سال پیش هاتف علیمردانی و محمد لطفعلی بسیار کمتجربه بودند که تصمیم گرفتند دست به ساخت اولین انیمیشن- رئال سینمای ایران بزنند که البته خیلی جالب نشد. ترانه علیدوستی در نقش پزشک بیمارستان کودکان در این فیلم نمیتواند آنطور که باید و شاید کردار و رفتار، صدا و بیان، منطق و جاذبهای را که یک پزشک در ارتباط با کودکان دارد به تصویر بکشد و آنطور که به نظر میرسد او اصلا مهارت بازی در نقش شخصیتی در داستانی فانتزی را ندارد.
مصطفی زمانی
بدترین انتخاب: «قصه پریا»
جوان چشم آبی و رعنا و خوش سیمایی که نقش یوسف پیامبر را بازی کرد در فیلم «قصه پریا» در نقش شخصیتی مظلوم، قربانی و معتاد بازی کرد. او در نقش معتادی که بیشتر از همه خودش در زندگی ضربه خورده بسیار ضعیف عمل کرده است. زمانی در این فیلم باید سه چهار حس مختلف را از پی هم درمی آورد؛ شور و انرژی و عاشقی جوانی، عصبیت و خستگی ناشی از ناکامی و اعتیاد، استیصال و فروپاشی به دلیل غرق شدن در مواد و در نهایت بازگشتی آرام و پردرد به زندگی که تقریبا در تمام این موارد هم ناموفق و ناکارآمد بوده است.
محمدرضا گلزار
بدترین انتخاب: «زمانه»
15تا16 سال پیش تقریبا همه هواخواهش بودند. پوسترهایش را به در و دیوار اتاق هایشان می آویختند و اصلا خیلی از فیلمنامه نویسها به اعتبار او و برای خود او نقش می نوشتند، اما او هیچوقت نتوانست بازیگر فوقالعادهای باشد و شاید بتوان گفت بدترین بازیاش را در فیلم «زمانه» به کارگردانی حمیدرضا صلاحمند انجام داد. او در این فیلم با آن گریم شیک و مجلسیاش نتوانست حس و حال یک جانباز معلول را بیان کند و البته کارنامهاش گواه آن است که او آدم تجربه گریم های سنگین نیست که به زیباییاش پیش چشم مخاطب لطمه بزند.
پریناز ایزدیار
بدترین انتخاب: «این سیب هم برای تو»
پریناز ایزدیار که با ایفای نقش ارغوان در سریال زمانه به اوج شهرت رسید در ایفای نقش شایسته در فیلم سینمایی «این سیب هم برای تو» به کارگردانی سیروس الوند اشتباه بزرگی کرد. او در اینجا و در نقش دختری زرنگ و امروزی آنچنان تصنعی بازی کرد که با هیچ متر و معیاری به دل نمینشیند. حتی معلوم نیست چه کسی در محاوره عادی و روزمرهاش، اینچنین دیالوگهای ثقیلی را آنهم با لحنی محکم بیان میکند که او مرتب تاکید به تحکم بیشتری در ادای آنها دارد. بدتر از همه ژست های عاشقانه آبکی اوست که برای مخاطب بسیار نچسب است.




