چالش شبکه‌ای برای کتابخوان‌ها

کارزاری جدید در فضای مجازی به راه افتاده که مدعی است هر فرد با هدیه یک کتاب می‌تواند 36 کتاب دریافت کند؛ ماجرای این چالش چیست؟

چالش شبکه‌ای برای کتابخوان‌ها

«ما دنبال آدم‌هایی هستیم برای شرکت در یک تبادل بزرگ کتاب. شما می‌توانید هر جای دنیا باشید، تنها کاری که باید انجام دهید این است که کتاب مورد علاقه‌تان را بخرید (فقط یک کتاب) و برای یک فرد ناشناس بفرستید. ما نشانی آن شخص را به‌طور خصوصی برای شما ارسال می‌کنیم. شما به‌طور حدودی ۳۶ کتاب دریافت می‌کنید. این کتاب‌ها، کتاب‌های مورد علاقه آدم‌های ناشناس از سراسر دنیاست. اگر علاقه دارید به ما بپیوندید، کلمه IN را بفرستید.» اگر اهل اینستاگرام باشید و صدالبته اینستاگردی‌تان صرفا به صفحات مد و لباس خلاصه نشود، احتمالا باید پیام بالا را در استوری‌های اکثر کتابفروشی‌ها و افراد کتابخوان دیده باشید. ماجرا از این قرار است که همزمان با هفته کتاب و کتابخوانی، کمپینی در شبکه‌های اجتماعی به راه افتاد که مؤسسان آن ادعا می‌کردند شما می‌توانید با خرید کتاب مورد علاقه‌تان و ارسال آن به یک فرد ناشناس، 36 جلد کتاب (که آنها هم کتاب‌های مورد علاقه افراد ناشناس دیگری بوده) دریافت کنید. در این گزارش تلاش کرده‌ایم تا صحت و سقم این ادعا و وجوه مطلوب و نامطلوب آن را بررسی کنیم.

ریشه اصلی چالش
مثل اکثر چالش‌ها و کمپین‌هایی که در فضای مجازی به راه می‌افتد، این کمپین هم وارداتی است. این چالش ابتدا در سال ۲۰۱۶ در فیسبوک راه‌اندازی شده بود و برای انجام آن نیاز به مشارکت حداقل شش نفر بود. دو سال بعد چالش موردنظر از فیسبوک به اینستاگرام راه یافت منتها با این فرق که در اینستاگرام دیگر نیاز به مشارکت آن شش نفر نیز نبود و چالش موردبحث مدعی بود که شما با اهدای یک کتاب، 36 کتاب دریافت خواهید کرد.
مثل همین حالا که با فراگیرتر شدن هرچه بیشتر این چالش، به تعداد موافقان و مخالفان آن روز به روز افزوده می‌شود، در بستر جهانی نیز این چالش- به‌خصوص بعد از مطرح شدن آن برای نخستین بار در فیسبوک -مورد استقبال و هجمه بسیاری از کاربران قرار گرفت. از بین مخالفان این کمپین، رسانه «بیزینس اینسایدر» آتش بیشتری افروخت و این کمپین را در واقع همان شیوه بازاریابی هرمی نظیر گلدکوئیست و دیگر شرکت‌های فعال این‌چنینی دانست. کارشناسان این رسانه با محاسبه اعداد و ارقام ثابت می‌کردند که جمع کثیری از کسانی که به این کمپین می‌پیوندند، عملا هرگز کتابی دریافت نخواهند کرد. آنها مدعی بودند برای این‌که همه مشارکت‌کنندگان از این طرح منتفع شوند، کره زمین باید جمعیتی بیش از
۱۳ میلیارد نفر داشته باشد!
آنان این کمپین را حرکتی در ادامه شیوه کلاهبرداری پانزی می‌دانستند.
بالاخره خوب است یا بد؟
اگر دنبال این هستید که سؤالی که در این میان تیتر مطرح کرده‌ایم را جواب بدهیم، باید بدانید که پاسخ این پرسش در این گزارش نیست. با مقدماتی که گفته شد، حالا می‌خواهیم نکات مثبت و منفی این طرح یا کمپین را بررسی کنیم و قضاوت را به شما مخاطب عزیز و فهیم می‌سپاریم:

 در درجه اول باید دانست کمپینی که در حال حاضر در شبکه‌های اجتماعی به زبان فارسی در حال دست به دست شدن است، اساسا یک نمونه داخلی شده از یک چالش جهانی است، بنابراین در داخل کشور مدیریت می‌شود و باید تمام ابعاد آن را نیز در چارچوب کشور خودمان بررسی کنیم. به این معنا که نیاز نیست با قیاس‌های عجیب و غریب کارشناسان «بیزینس اینسایدر» به جزئیات طرح بنگریم تا تخمین بزنیم برای بهره‌مندی همه شرکت‌کنندگان از این طرح، می‌بایست ایران، خاورمیانه، آسیا و کره زمین چقدر جمعیت داشته باشد.

ماجرا این است که ما قرار است کتابی به انتخاب خود هدیه بدهیم و کتاب یا کتاب‌هایی به سلیقه دیگران هدیه بگیریم. فعالیت‌های گلدکوئیستی مذموم شمرده می‌شوند و جزو راه‌های ممنوعه کسب درآمد هستند، چرا که در فرآیند‌های هرمی این‌چنینی پول، الماس و طلا جابه‌جا می‌شود و در نهایت سر حلقه یک هرم تمام پول‌ها را به جیب می‌زند. اما در این طرح، صرفا این کتاب است که دارد بین سطوح مختلف هرم دست به دست می‌شود. اگر نگاه بدبینانه منتقدان هم درست باشد، در نهایت تفاوت ما که در قاعده هرم هستیم با قله آن هرم این است که ما 20 کتاب به دست آوردیم و او 2000 تا! اگر غبطه‌ای باشد باید به همین تعداد بخوریم و الا این شبکه در حال جابه‌جایی الماس فلان قیراتی نیست! البته این تا حدودی به خاطر ذهن جنایی ما ایرانی‌هاست که دل‌مان می‌خواهد به همه وقایع به چشم یک سوژه فیلم سینمایی نگاه کنیم.

یکی از مواردی که می‌توان به‌عنوان نواقص این طرح به آن اشاره کرد این است کتاب‌هایی که در این کمپین به دست می‌آید، لزوما کتاب‌های موردعلاقه خودمان نیست. حتی گاهی نیز ممکن است کتابی که به دست‌مان می‌آید تکراری باشد. تصور کنید که یک نفر به حوزه تاریخ علاقه‌مند است و شما مطالعات روان‌شناسی را ترجیح می‌دهید. کتاب موردعلاقه او «تاریخ مشروطه» است و کتاب موردعلاقه شما «20 راهکار برای زندگی موفق».
این که کتاب‌های شما برای هم ارسال شود تقریبا فاجعه است! چقدر احتمال دارد کتابی که مربوط به یک حوزه کاملا جدا از علایق‌تان است را بخوانید؟ از آن طرف فکر کنید که آناکارنینای تولستوی را با یک ترجمه معرکه پنج سال پیش خوانده‌اید. حالا با هزار امید و آرزو به این طرح منتظرید تا ببینید چه کتابی عایدتان می‌شود؟ در نهایت یک آناکارنینا دقیقا مثل همان قبلی به دست‌تان می‌رسد.
 واقعیت ماجرای کمپین‌های این‌چنینی آن است که این کمپین‌ها نه آن‌قدر جنایی هستند که کسی در پشت پرده‌شان یک پول میلیاردی به جیب بزند و نه آن‌قدر جدی و مهم هستند که بخواهیم برای کتابخوان شدن خود و اطرافیان‌مان رویشان حساب کنیم. کسی که واقعا به کتاب علاقه‌مند باشد، اولا طرح مطالعاتی خودش را دارد و از مواقع این‌چنینی نظیر هفته کتاب بهترین بهره را می‌برد تا بتواند تعدادی از کتاب‌های لیستش را یکجا با تخفیف تهیه کند. ثانیا چنین فردی نیازی به هدیه دیگران ندارد، چون هرچقدر هم درآمدش کم باشد، بخش مهمی از این درآمد را برای کتاب‌های موردعلاقه‌اش کنار خواهد گذاشت یا این‌که آدرس بهترین کتابخانه‌های اطراف منزل یا محل کارش را دارد تا اگر وسعش به خرید کتابی نرسید، از لذت خواند آن بی‌بهره نماند و ثالثا کسی که کتابخوان است، اساسا آن‌قدرها وقت چک کردن فضای مجازی و این کمپین و آن چالش را ندارد و بیشتر ترجیح می‌دهد به مطالعه بپردازد تا اینستاگردی.

شیوه کلاهبرداری پانزی چیست؟
ترفند کلاهبرداری پانزی بر اساس اسم چارلز پانزی که برای استفاده از این روش در سال ۱۹۲۰ بدنام شده بود انتخاب شده‌است. پانزی این سیستم را اختراع نکرده بود، اما عملیات او چنان پولی را به خود جذب کرد که اولین موردی بود که در سراسر ایالات متحده شناخته شد.
ترفند پانزی یک روند سرمایه‌گذاری کلاهبردارانه ‌است که سود‌هایی را از همان پول سرمایه‌گذاری شده یا مالی که به‌وسیله سرمایه‌گذار بعدی پرداخت شده‌است، به سرمایه‌گذار قبلی خودش پرداخت می‌کند یعنی عایدی حاصل‌شده از سود واقعی به‌دست آمده توسط سازمان یا شخصی که فعالیت تجاری را انجام می‌دهد پرداخت نمی‌گردد.
معمولا کلاهبرداری ترفند پانزی سوژه‌های جدید خود را با نمایش سود‌هایی که دیگر سرمایه‌گذاری‌ها نمی‌توانند پرداخت کنند فریب می‌دهند. بنابه گفته کلاهبرداران سودهای پرداختی به‌طور غیرعادی با دوام و مقدار آن زیاد می‌باشد. برای حفظ حیات سیستم پانزی و این عایدی و پرداخت سود به سرمایه‌گذاران می‌بایست روند جذب افراد جدید ادامه‌دار باشد.
به علت پرداخت سود واقعی کم این سیستم کلاهبرداری (اگر سودی در کار باشد)، فروپاشی این سیستم قریب‌الوقوع می‌باشد. همچنین معمولا قبل از فروپاشی این سیستم به‌علت درگیر شدن سرمایه‌گذاران بیشتر و فروش اسناد بدون اعتبار و یا ثبت نشده، توجه مراجع قانونی را به خود جلب کرده و مورد سوءظن قرار خواهند گرفت.