«وقایعنگاری کریسمسی 2» یک فیلم متوسط کریسمسی
تلاش نافرجام برای نابودی جشن سال نو
سال نوی میلادی و کریسمس از آن دسته اتفاقاتی است که صنعت سینما نسبت به آن روی بسیار خوشی نشان داده و گونه فیلمهای کریسمسی در بین گونههای مختلف سینمایی، برای خودش جایگاه ویژهای دارد. این فیلمها همیشه در ایام تعطیلات سال نو اکران عمومی شده و با نمایش عمومی آنها، جشن کریسمس به شکل بهتر و جذابتری برپا میشود. با این حال، بسیاری از منتقدان از این نکته گله میکنند که محصولات کریسمسی آنطور که باید و شاید، جذابیت لازم برای جذب تماشاگران را ندارند و در حد کارهایی متوسط باقی ماندهاند. در چنین اوضاع و احوالی است که دومین قسمت کمدی خانوادگی اکشن و کریسمسی «وقایعنگاری کریسمسی» در معرض دید مخاطبان قرار میگیرد. اگرچه نسخه اصلی فیلم روی پرده سینماها به نمایش درنیامد وشبکه نتفلیکس آن را به صورت استریم پخش کرد، دومین قسمت آن بهدلیل شیوع بیماری کرونا سر از اینترنت و پخش زنده و استریم درآورد. کریس کلمبوس، کمدیساز سرشناس سینما این کمدی اکشن را تهیه و کارگردانی کرده است. شبکه نتفلیکس در 25 نوامبر فیلم را پخش کرد و این در حالی بود که سه شهر آمریکا آن را یک هفته قبل از این اکران اینترنتی، نمایش عمومی دادند.
در تاریخ فعالیت چند ساله شبکه نتفلیکس، این اولین بار بود که مدیرانش اجازه نمایش محصولی از خود را در سالنهای تاریک سینما میدادند. علت آن هم مضمون کریسمسی فیلم بود. کلمبوس از مدیران نتفلیکس درخواست کرده بود به احترام شروع سال جدید میلادی، وقایعنگاری کریسمسی 2 در چند سالن سینما هم اکران شود. دومین قسمت فیلم دو سال بعد از نمایش موفق قسمت اول به دیدار تماشاگران آمد. کرت راسل، بازیگر مطرح دهه 80 میلادی برای دومین بار در این مجموعه فیلم، لباس بابانوئل/ سانتا کلاوز را به تن کرد. همسر واقعی او گلدی هاون هم نقش همسر بابانوئل را بازی کرده است. داستان فیلم دقیقا دو سال بعد از پایان ماجراهای نسخه اصلی اتفاق میافتد. تاپرس گیبسون که در قالب شخصیت باب به جمع بازیگران فیلم پیوسته، قرار است با کل (کیمبرلی ویلیامز پیسلی) مادر شخصیت نوجوان فیلم کیت (داربی کمپ) ازدواج کند و کیت از این موضوع خشنود نیست. او طبق معمول همه ساله نامهای برای بابانوئل نوشته است. در جریان یک سفر کریسمسی، کیت و جک (ظهیر برونو) پسر کوچک باب، در دام بلزنیکل (جولین دنیسون) میافتند. بلزنیکل که قبل از این یکی از کوتولههای مورد اعتماد بابانوئل بوده، بعد از یک خرابکاری از نزد او فرار کرده و حالا در پی انتقامگیری از بابانوئل است. بلزنیکل با کمک جادویی که کسب کرده، کیت و جک را به قطب شمال محل زندگی و کار بابانوئل میفرستند.
در ادامه داستان، بچهها با کمک بابانوئل و همسرش جادوی بلزنیکل برای نابودی جشن کریسمس را خنثی میکنند. بلزنیکل هم که متوجه اشتباهش شده، از بابانوئل عذرخواهی کرده و دوباره نزد او برمیگردد.
نکته جالب در رابطه با وقایعنگاری کریسمسی 2، تولید سریع آن است. ماه می 2020 اعلام شد که این فیلم تولید میشود و یک ماه و نیم بعد خبر پایان کار فیلمبرداری آن آمد! نتفلیکسیها رقم هزینههای تولید را اعلام نکردهاند و اطلاعی هم از وضعیت پخش اینترنتی آن نیست. کلی کایتیس، کارگردان نسخه اصلی جای خود در قسمت دوم را به کلمبوس داد. البته او همچنان بهعنوان مدیر تولید با دومین قسمت همکاری کرد. این در حالی است که کلمبوس مدیر تولید قسمت اول بود! برخورد منتقدان با فیلم خیلی گرم نبود. به باور آنها داستان فیلم نتوانسته بود جادوی نسخه اصلی را تکرار کند. رسانهها از فیلم بهعنوان کاری متوسط یاد کردند. از سال 1983 که راسل و هاون ازدواج کردند، در کمتر فیلمی در کنار یکدیگر ظاهر شدهاند. به همین دلیل، تهیهکنندگان وقایعنگاری کریسمسی اصرار داشتند نقش همسر بابانوئل در فیلم را هاون بهعهده بگیرد. در صحنهای از فیلم، تلویزیون در حال نمایش فیلم کلاسیک «چه زندگی فوقالعادهای» (1946) است. این درام خانوادگی از فیلمهای مورد علاقه کلمبوس است. او قبل از این در دو فیلم «تنها در خانه» و «گرملینها» هم، صحنههایی از این فیلم را پخش کرد. ظهیر برونو ظاهرا بازیگر مورد علاقه نتفلیکسیهاست. او مدتی قبل در «جادوگرها»ی این شبکه در کنار آن هاتاوی بازی کرده بود.
ضد کریسمس!
در بین فیلمهای گونه کریسمسی میتوان فیلمهایی پیدا کرد که کریسمسی نیستند و سازندگانشان اصرار بر کریسمسی بودن آنها دارند. برای مثال آیا میتوان کسانی را پیدا کرد که کمدی اکشن «تنها در خانه» یا اکشن دلهره آور «جان سخت» بروس ویلیس را در رده محصولات کریسمسی و سال نو میلادی قرار دهند؟ البته هستند افرادی که چنین عقیدهای دارند. برخی منتقدان سرشناس هم جزو این گروه هستند. تنها در خانه داستان پسربچه شیطانی است که از هواپیما جا میماند و نمیتواند همراه خانوادهاش به تعطیلات سال نو برود. او در خانه، با دزدانی درگیر میشود که با بهرهگیری از خالی بودن خانهها در ایام جشن کریسمس، دست به سرقت میزنند. جان سخت هم داستان پلیس سختکوش و جان سختی است که باید با یک تروریست خطرناک در شب سال نو مقابله کند. تنها وجه اشتراک این فیلمها با ایام کریسمس این است که داستانهایشان همزمان با تعطیلات جشن سال نو میلادی است.
طبیعی است که چنین داستانهایی میتوانند در هر زمان دیگری از سال هم اتفاق بیفتند و کریسمسی خواندن آنها کمی دور از ذهن است، اما هر سال و همزمان با تعطیلات سال نو، نام این فیلمها هم در فهرست بهترین فیلمهای کریسمسی تاریخ سینما قرار میگیرند.
حالا سهم سینمای ایران از جشن سال نو و نوروز چیست؟ چند فیلم را میتوان مثال زد و نام برد که داستانش اختصاص به جشن نوروز و تعطیلات عید دارد؟ اگر از کسی در این رابطه چنین پرسشی شود، حتما چند دقیقه فکر میکند و جوابی هم که میدهد منفی خواهد بود. با آنکه جشن نوروز و تعطیلات مربوط به آن، زمینه بسیار خوبی برای خلق داستانها و ماجراهای مختلف (در رشتهها و گونههای متفاوت) میدهد، اما فیلمنامهنویسان ایرانی ترجیح دادهاند از کنار آن بیاعتنا بگذرند. اگر از «ماهی» کامبوزیا پرتوی و «بادکنک سفید» جعفر پناهی بگذریم که کودکان داستان خود را روز قبل از سال تحویل راهی کوچه و خیابان میکنند تا طی سفری مکاشفهوار و سخت تلاش کنند برای سفره هفتسین ماهی قرمز بخرند، در فیلمهایی مثل آژانس شیشهای ابراهیم حاتمیکیا (که شباهتهای زیادی به «بعدازظهر نحس» سیدنی پولاک دارد)، «کودک و سرباز» و «خیلی دور خیلی نزدیک» رضا میرکریمی، از راه رسیدن عید بهانهای برای شخصیتهای اصلی داستان است تا با مشکلی که با آن رودررو هستند (و الزاما ارتباط مستقیمی با عید و جشن مربوط به آن ندارد) دست و پنجه نرم کنند.
وجه اصلی تمام این فیلمها هم غمگین بودن آنهاست و از راه رسیدن عید، قرار نیست پیامآور شادی و نشاط و سرزندگی باشد. البته «کمالالملک» زندهیاد علی حاتمی را نباید فراموش کرد که از تابلوی تالار آینه در اولین روز بهار پردهبرداری میکند و سفره هفتسین را در زیباترین شکلش به نمایش میگذارد.
در تاریخ فعالیت چند ساله شبکه نتفلیکس، این اولین بار بود که مدیرانش اجازه نمایش محصولی از خود را در سالنهای تاریک سینما میدادند. علت آن هم مضمون کریسمسی فیلم بود. کلمبوس از مدیران نتفلیکس درخواست کرده بود به احترام شروع سال جدید میلادی، وقایعنگاری کریسمسی 2 در چند سالن سینما هم اکران شود. دومین قسمت فیلم دو سال بعد از نمایش موفق قسمت اول به دیدار تماشاگران آمد. کرت راسل، بازیگر مطرح دهه 80 میلادی برای دومین بار در این مجموعه فیلم، لباس بابانوئل/ سانتا کلاوز را به تن کرد. همسر واقعی او گلدی هاون هم نقش همسر بابانوئل را بازی کرده است. داستان فیلم دقیقا دو سال بعد از پایان ماجراهای نسخه اصلی اتفاق میافتد. تاپرس گیبسون که در قالب شخصیت باب به جمع بازیگران فیلم پیوسته، قرار است با کل (کیمبرلی ویلیامز پیسلی) مادر شخصیت نوجوان فیلم کیت (داربی کمپ) ازدواج کند و کیت از این موضوع خشنود نیست. او طبق معمول همه ساله نامهای برای بابانوئل نوشته است. در جریان یک سفر کریسمسی، کیت و جک (ظهیر برونو) پسر کوچک باب، در دام بلزنیکل (جولین دنیسون) میافتند. بلزنیکل که قبل از این یکی از کوتولههای مورد اعتماد بابانوئل بوده، بعد از یک خرابکاری از نزد او فرار کرده و حالا در پی انتقامگیری از بابانوئل است. بلزنیکل با کمک جادویی که کسب کرده، کیت و جک را به قطب شمال محل زندگی و کار بابانوئل میفرستند.
در ادامه داستان، بچهها با کمک بابانوئل و همسرش جادوی بلزنیکل برای نابودی جشن کریسمس را خنثی میکنند. بلزنیکل هم که متوجه اشتباهش شده، از بابانوئل عذرخواهی کرده و دوباره نزد او برمیگردد.
نکته جالب در رابطه با وقایعنگاری کریسمسی 2، تولید سریع آن است. ماه می 2020 اعلام شد که این فیلم تولید میشود و یک ماه و نیم بعد خبر پایان کار فیلمبرداری آن آمد! نتفلیکسیها رقم هزینههای تولید را اعلام نکردهاند و اطلاعی هم از وضعیت پخش اینترنتی آن نیست. کلی کایتیس، کارگردان نسخه اصلی جای خود در قسمت دوم را به کلمبوس داد. البته او همچنان بهعنوان مدیر تولید با دومین قسمت همکاری کرد. این در حالی است که کلمبوس مدیر تولید قسمت اول بود! برخورد منتقدان با فیلم خیلی گرم نبود. به باور آنها داستان فیلم نتوانسته بود جادوی نسخه اصلی را تکرار کند. رسانهها از فیلم بهعنوان کاری متوسط یاد کردند. از سال 1983 که راسل و هاون ازدواج کردند، در کمتر فیلمی در کنار یکدیگر ظاهر شدهاند. به همین دلیل، تهیهکنندگان وقایعنگاری کریسمسی اصرار داشتند نقش همسر بابانوئل در فیلم را هاون بهعهده بگیرد. در صحنهای از فیلم، تلویزیون در حال نمایش فیلم کلاسیک «چه زندگی فوقالعادهای» (1946) است. این درام خانوادگی از فیلمهای مورد علاقه کلمبوس است. او قبل از این در دو فیلم «تنها در خانه» و «گرملینها» هم، صحنههایی از این فیلم را پخش کرد. ظهیر برونو ظاهرا بازیگر مورد علاقه نتفلیکسیهاست. او مدتی قبل در «جادوگرها»ی این شبکه در کنار آن هاتاوی بازی کرده بود.
ضد کریسمس!
در بین فیلمهای گونه کریسمسی میتوان فیلمهایی پیدا کرد که کریسمسی نیستند و سازندگانشان اصرار بر کریسمسی بودن آنها دارند. برای مثال آیا میتوان کسانی را پیدا کرد که کمدی اکشن «تنها در خانه» یا اکشن دلهره آور «جان سخت» بروس ویلیس را در رده محصولات کریسمسی و سال نو میلادی قرار دهند؟ البته هستند افرادی که چنین عقیدهای دارند. برخی منتقدان سرشناس هم جزو این گروه هستند. تنها در خانه داستان پسربچه شیطانی است که از هواپیما جا میماند و نمیتواند همراه خانوادهاش به تعطیلات سال نو برود. او در خانه، با دزدانی درگیر میشود که با بهرهگیری از خالی بودن خانهها در ایام جشن کریسمس، دست به سرقت میزنند. جان سخت هم داستان پلیس سختکوش و جان سختی است که باید با یک تروریست خطرناک در شب سال نو مقابله کند. تنها وجه اشتراک این فیلمها با ایام کریسمس این است که داستانهایشان همزمان با تعطیلات جشن سال نو میلادی است.
طبیعی است که چنین داستانهایی میتوانند در هر زمان دیگری از سال هم اتفاق بیفتند و کریسمسی خواندن آنها کمی دور از ذهن است، اما هر سال و همزمان با تعطیلات سال نو، نام این فیلمها هم در فهرست بهترین فیلمهای کریسمسی تاریخ سینما قرار میگیرند.
حالا سهم سینمای ایران از جشن سال نو و نوروز چیست؟ چند فیلم را میتوان مثال زد و نام برد که داستانش اختصاص به جشن نوروز و تعطیلات عید دارد؟ اگر از کسی در این رابطه چنین پرسشی شود، حتما چند دقیقه فکر میکند و جوابی هم که میدهد منفی خواهد بود. با آنکه جشن نوروز و تعطیلات مربوط به آن، زمینه بسیار خوبی برای خلق داستانها و ماجراهای مختلف (در رشتهها و گونههای متفاوت) میدهد، اما فیلمنامهنویسان ایرانی ترجیح دادهاند از کنار آن بیاعتنا بگذرند. اگر از «ماهی» کامبوزیا پرتوی و «بادکنک سفید» جعفر پناهی بگذریم که کودکان داستان خود را روز قبل از سال تحویل راهی کوچه و خیابان میکنند تا طی سفری مکاشفهوار و سخت تلاش کنند برای سفره هفتسین ماهی قرمز بخرند، در فیلمهایی مثل آژانس شیشهای ابراهیم حاتمیکیا (که شباهتهای زیادی به «بعدازظهر نحس» سیدنی پولاک دارد)، «کودک و سرباز» و «خیلی دور خیلی نزدیک» رضا میرکریمی، از راه رسیدن عید بهانهای برای شخصیتهای اصلی داستان است تا با مشکلی که با آن رودررو هستند (و الزاما ارتباط مستقیمی با عید و جشن مربوط به آن ندارد) دست و پنجه نرم کنند.
وجه اصلی تمام این فیلمها هم غمگین بودن آنهاست و از راه رسیدن عید، قرار نیست پیامآور شادی و نشاط و سرزندگی باشد. البته «کمالالملک» زندهیاد علی حاتمی را نباید فراموش کرد که از تابلوی تالار آینه در اولین روز بهار پردهبرداری میکند و سفره هفتسین را در زیباترین شکلش به نمایش میگذارد.




