مراقبت ویژه از  راز پزشكی

مراقبت ویژه از راز پزشكی

امید مهدی‌نژاد طنزنویس

 پس از آغاز موج‌چهارم پاندمی كرونا در یكی از بیمارستان‌های بلغارستان اتفاق عجیبی رخ داد. این اتفاق عجیب ‌این‌گونه بود كه در بخش مراقبت‌های ویژه این بیمارستان هر روز راس ساعت 7صبح هر بیماری كه روی تخت شماره۱۱(كه كنار پنجره واقع شده بود) بستری بود، دارفانی را وداع می‌گفت. عجیب‌بودن این اتفاق هم از این‌رو بود كه همه بیماران بلااستثناء راس ساعت7 از دنیا می‌رفتند و هم از این جهت بود كه از دنیا رفتن‌شان ارتباطی با شدت و ضعف بیماریشان نداشت و حتی اگر رو به بهبود بودند باز راس ساعت7 از دنیا می‌رفتند. این اتفاق پس از چندی موجب شگفتی كادردرمان شد و كادردرمان طی جلسه فوق‌العاده‌ای به بررسی این اتفاق پرداختند. در جلسه بررسی تنی چند از كادردرمان این اتفاق را به مسائل ماوراءطبیعی نسبت دادند و تنی‌چند دیگر از كادردرمان ضمن مخالفت با تنی چند قبلی احتمال بروز اشكالات فنی را مطمح‌نظر قرار دادند و در نهایت مقرر شد صبح روز بعد یك شخص سالم به‌طور داوطلبانه روی تخت شماره۱۱ دراز بكشد و علاوه بر نصب دوربین‌های مداربسته برای مشاهده ۲۴ساعته تخت شماره۱۱، تنی چند از كادر درمان نیز پشت سایر تخت‌ها مخفی شوند و تخت شماره۱۱ را زیرنظر بگیرند تا علت اتفاق را متوجه شوند. فردای آن روز وقتی شخص داوطلب روی تخت شماره۱۱ دراز كشید و دوربین‌های مداربسته و تنی‌ چنداز كادردرمان آن تخت را زیرنظر داشتند، جعفرآقا، نظافتچی پاره‌وقت بیمارستان همراه جاروبرقی خود وارد بخش مراقبت‌های ویژه شد و به كنار تخت۱۱ رفت و سیم دستگاه اكسیژن‌ساز را از پریز برق بیرون كشید و سیم جاروبرقی را در پریز برق فرو كرد و مشغول نظافت بخش مراقبت‌های ویژه شد. در این لحظه تنی چند از كادردرمان كه از پشت تخت‌های دیگر مشغول رصد بودند بیرون آمدند و نخست دوربین‌ها را خاموش كردند و سپس جعفرآقا را به‌سختی كتك زدند و تا پایان عمر در صندوقچه سینه خود از این راز پزشكی مراقبت ویژه كردند.