انحطاط در فرهنگ شعری

نگاهی به شعر و اصالت آن در ادبیات

انحطاط در فرهنگ شعری

سخن در باب شعر و اصالت شعری ا‌ست که به فرهنگ دیرینه و کهن ما برمی‌گردد. در حقیقت شعر باید از مشعر ( قوه ادراک و شعور) سرچشمه گرفته باشد و این مشعر جایی‌ است که انسان یا شاعر پیام‌ها را به صورت نظم و موزون دریافت می‌کند و روی کاغذ می‌نویسد و قلم می‌زند و در واقع کلام موزون و با قافیه را نظم گویند که همان شعر یا چکامه است.

حالا می‌بینیم که متأسفانه این سبک دیرینه و گوهر گرانمایه رو به انحطاط است و به واسطه تغییر فرهنگ‌ها، از جمله فرهنگ اجتماعی جوامع، به‌خصوص جوامع غربی و به دنبال آن شعر و فرهنگ شعری مملکت به سمت مدرنیسم پیش رفته است، اما اگر بخواهیم واقع‌بین باشیم باید بگوییم که فرهنگ شعر و ادبیات کشور به نوعی پیش نرفته که هیچ، بلکه «پس رفته است» و این باعث تأسف است. شعر و ادبیات این سرزمین تحت تأثیر برخی گرایش‌های فکری صاحبان سبک شعری، چون «شاملو» پایه‌گذار شعر سپید و دیگر همفکران و طرفداران این سبک یا شعر شاملویی قرار گرفته است، البته بنده به صاحبان این سبک نوشته احترام می‌گذارم، ولی در حقیقت باید گفت که ما هیچ آفرینشی در این سبک شعری نمی‌بینیم و گرایش به این نوع سبک شعر در واقع خیانتی است که به شعر کلاسیک و اصیل پارسی، یعنی غزل، مثنوی، دوبیتی و رباعی می‌شود.
به راستی اصالت شعر در ادبیات ما کجاست؟ ما در حقیقت با سر کار آمدن شعر نو و سپید، اصالت شعری خود را گم کرده‌ایم و شاهد گزافه‌گویی‌های بی‌معنا و تو خالی و بی‌محتوا و در واقع فقط حرف در این سبک یعنی «سپید» هستیم که مضمون مفیدی در آن پیدا نمی‌کنیم، در واقع «سپید یا نو» چیزی جز نثر یا یک نوشته بیش نیست؛ البته نباید در حق نثر هم جفا کرد، چرا که یک نویسنده در نثر حداقل مضمون و تصویرسازی زیبایی را از خود به یادگار می‌گذارد اما یک نوشته کوتاه به نام سپید هرگز در خاستگاه فرهنگی ایران و ادبیات ایرانی جایی نداشته و ندارد، بلکه به جرأت می‌توان گفت که ورود این سبک نوشته (شعر سپید) به ادبیات، تنها در جهت و با هدف نابودی اصالت شعری و ادبیات ما به کار گرفته شده و این به سود ادبیات سرزمین‌مان نیست.
ما بزرگانی چون «مولانا، فردوسی، عطار، سعدی، حافظ و صائب تبریزی و ‌دیگر شاعران و عارفان ایرانی که اشعار رندانه و عارفانه می‌سرودند چون شاه‌نعمت‌ا... ولی کرمانی را داشتیم که این بزرگان هر کدام مکتب بزرگی از فرهنگ و ادبیات سرزمین‌مان را شکل داده‌اند و هدف همه آنها یکی بوده است و آن نشان‌دادن حقیقت و درستی شعر در فرهنگ ادبیات ایران است و همان طور که می‌بینیم شاعران بزرگ معاصر و اخیر هم مانند زنده‌یاد استاد شهریار و بانو پروین اعتصامی و دیگر شاعران از این قبیل، این فرهنگ و اصالت شعری را در ادبیات سرزمین حفظ کرده و پاس داشته‌اند. ما و فرهنگ ما متأسفانه به یک نوگرایی کشیده شده‌ایم که این مدرنیسم نبایستی به ادبیات و حتی موسیقی ما نفوذ کند، چرا‌که زمانی که ادبیات و موسیقی ما تحت تأثیر غرب و افکار غربی و تجددگرایی قرار گرفت دیگر سخت می‌شود جوانان‌مان را با ادبیات و موسیقی سنتی و اصیل این سرزمین آشنا کرد، چرا که فکر جوان ما به واسطه عدم پذیرش شناخت ادبیات و‌ موسیقی و هنر اصیل ایرانی ، به بیراهه و انحطاط کشیده می‌شود و این باعث نوعی آنارشی و انقلاب فکری نامناسب با فرهنگ اصیل ما در شعر و ادبیات و موسیقی مملکت می‌شود؛ همچنان که می‌بینیم شده است.

شهراد شاهرخی طهرانی | نویسنده و شاعر
ضمیمه ویژه نامه