شریعتی درباره مطهری چهگفت
چیزی كه من به یاد دارم این است كه نه ایشان به دكتر شریعتی بیاحترامی كردند، نه دكتر شریعتی به ایشان. خودم از دكتر شریعتی مطلبی شنیدم كه نظر ایشان نسبت به شهید مطهری را نشان میدهد. به نظر من بسیاری از حرفهایی كه بعدها یا این روزها در مورد رابطه این دو مطرح میشود، واقعیت ندارد و تفاسیر شخصی است. یك بار دكتر شریعتی و پدرشان آمدند فریمان. مرحوم عمو در باغی بودند و به من گفته بودند: وقتی آنها آمدند، راهنماییشان كنم و آنها را به باغ ببرم. آن روزها كلاس دهم یا یازدهم دبیرستان و نوجوان بسیار كنجكاوی بودم. البته سؤالی نكردم، ولی خود دكتر شریعتی شروع كردند به تعریف از شهید مطهری كه: ایشان هم به علوم قدیم تسلط دارند و هم به علوم جدید، در حالی كه من اینطور نیستم!... به نظرم تمام این حرفها را اطرافیان این دو نفر در آوردهاند. خودم بارها از مرحوم عمویم شنیدم كه میفرمودند: دكتر شریعتی در جذب جوانان به مباحث اسلامی خدمت بزرگی كرده است، اما ایرادهایی هم دارد!
مثلا میگفتند: فلان مطلب را از نظر جامعهشناسی تحلیل كرده، ولی از نظر تاریخی پس و پیش گفته است! وقایع تاریخی این خاصیت را دارند كه وقتی آنها را پس و پیش بیان كنید، تحلیلهایتان هم غلط از كار در میآیند.
همینطور است. برای همین هم در سفر آخری كه به لندن رفت، به آقای محمدرضا حكیمی، مرحوم مطهری و مهندس بازرگان وصیت كرد كتابهایش را مجدد بررسی كنند و هر جا را كه در مغایرت آشكار با احكام و مباحث اسلامی دیدند، حذف یا حك و اصلاح كنند. بهعلاوه دكتر شریعتی و مرحوم عمویم خویشاوند هم بودند.




