جشنواره در سربالایی
روز سوم را در حالی پشت سر گذاشتیم که انگار جشنواره در سربالایی به نفسنفس افتاده و زیر بار مضامین و محتوای سنگین کشش و جان رسیدن به قله را ندارد.
حر انقلاب که میگفتند این بود؛ صبح اعدام
پیشترها هم گفته بودم که افخمی تبحر جدی در خراب کردن سوژههای مهم و استراتژیک دارد. فرزند صبح را طوری ساخت که به این زودیها دیگر کسی جرات نزدیک شدن به آن را ندارد. مرحوم تختی را دربست حرام کرد و... و حالا زورش به «حر انقلاب اسلامی» رسیده و چیزی از این شخصیت مهم ارائه میکند که به هیچ دردی نمیخورد (تخریب کامل). همواره گفته و شنیدیم که حاجطیب رضایی بهدلیل گرویدن به جنبش پانزده خرداد، مقام حر را به خود اختصاص داده است. حالا اگر فیلمی درباره طیب ساخته شود، اصلیترین پاسخی که باید بدهد، همین تحول طیب است. اما افخمی نه فقط حداقلی از پروسه تحول طیب را نمایشی نمیکند که با نماهای طولانی از دادگاه و حاجاسماعیل رضایی، به وهن و تمسخر آنها میپردازد؛ خصوصا که او به تفصیل خدمات طیب در خدمت به شاه و علیه مصدق را طرح و بسط میدهد اما از چگونگی برگشت و چرایی ضد شاه شدنش حرف بهدرد بخوری نمیزند. تا اینجای مطلب به موضوع و محتوای فیلم اشاره کردم اما در ساختمان و فرم اثر نتیجه فیلم ضعیفتر است. اینکه مثلا نوع روایت و ساخت و پرداخت مستندواره است، صرف سیاه و سفید کردن کفایت نمیکند. بالاخره فیلم در زمره آثار تاریخی/ درام میگنجد ولی دریغ از مؤلفههای این گرایش. چه خوب میشد تا افخمی قبل از ساخت صبح اعدام، فیلم دوازده مرد خشمگین ساخته سیدنی لومت را میدید تا شاید بداند که چگونه در تکلوکیشن و با تعدد شخصیتها فیلم قابل دیدنی ساخته است. دیزالوهای افخمی راه به ابتذال میکشد ولی از موسیقی خوب محمد زمانی نباید گذشت که امتیاز فیلم از ناحیه اوست.
کو دو نیم خط قصه؛ شهسوار
فیلم «شهسوار» ساخته حسین نمازی در راستای فیلم قبلیاش، شادروان است. باز هم بازی با جنازه. اما در شادروان تنه و شاخه و برگ سناریو مبتنی بر اصول فیلمنامهنویسی طراحی و پیاده شده بود. اما شهسوار بهشدت از ناحیه تشتت ایده و موضوع رنج میبرد. اتفاقا نمازی با خوب موضوعی شروع میکند. یکی از اعضای خانواده در شرایطی میمیرد که در شرف عروسی یک زوج هستند و...این تضاد یاحتی سنتشکنی در صورت بسط ودرام شدن هم جذاب و تازه بود و هم جای خندهگیری از مخاطب داشت، کمااینکه درابتدا این اتفاق میافتد ولی نمازی این کانسپت رارهامیکند وبه سراغ تصادف ساختگی برای گرفتن دیه میرود و تازه موضوع اشتغالزایی با «خر» هم هست وهیچکدام از این موضوعات پرداخت نمیشود، لذا تبدیل به وضعیتی میشود که آدمها در این بین پاندول میشوند. درواقع بیهویت و فاقد شناسنامه هستند؛ مثل دختر که اگر شنوا بود چه فرقی میکرد تا الان که ناشنواست. در مجموع کمدی/ درام حسین نمازی درنیامده است.
نه در حد لیسانسهها؛ صبحانه با زرافهها
فیلم «صبحانه با زرافهها» ساخته سروش صحت در اجزای ساخت و شوخیها، از سریالهای تلویزیونی این فیلمساز میخورد. در اینکه صحت، شوخینویس موفقی است شکی نیست ولی نباید غافل شد که اینجا سینماست و نیازمند داستان پروپیمان است؛ درحالی که این فیلم در داستان خیلی کم دارد و مطابق معمول اینکه صحت پلاتونویس ماهری است، صبحانه با زرافهها نیز در همین گرایش قابل تعریف است. بنابراین با کلام و ایما و اشارههای تلویحی از تماشاگر خنده میگیرد اما هیچچیز عمق پیدا نمیکند. مثلا فصلی که سه مرد میخواهند مخ سه زن را بزنند و کار به خارجی صحبت کردن میکشد، واقعا ابتذال در تمام صحنه غالب است اما بله خنده هم گرفته میشود ولی به همین نسبت هم زود فراموش میشود. خلاصه اینکه صحت با وفور سریال و حالا چند فیلم به نوعی از بیان و شیوه روایت رسیده که خاص اوست و این یعنی ماندن و موفقیت.
محمدتقی فهیم - نویسنده و منتقدپیشترها هم گفته بودم که افخمی تبحر جدی در خراب کردن سوژههای مهم و استراتژیک دارد. فرزند صبح را طوری ساخت که به این زودیها دیگر کسی جرات نزدیک شدن به آن را ندارد. مرحوم تختی را دربست حرام کرد و... و حالا زورش به «حر انقلاب اسلامی» رسیده و چیزی از این شخصیت مهم ارائه میکند که به هیچ دردی نمیخورد (تخریب کامل). همواره گفته و شنیدیم که حاجطیب رضایی بهدلیل گرویدن به جنبش پانزده خرداد، مقام حر را به خود اختصاص داده است. حالا اگر فیلمی درباره طیب ساخته شود، اصلیترین پاسخی که باید بدهد، همین تحول طیب است. اما افخمی نه فقط حداقلی از پروسه تحول طیب را نمایشی نمیکند که با نماهای طولانی از دادگاه و حاجاسماعیل رضایی، به وهن و تمسخر آنها میپردازد؛ خصوصا که او به تفصیل خدمات طیب در خدمت به شاه و علیه مصدق را طرح و بسط میدهد اما از چگونگی برگشت و چرایی ضد شاه شدنش حرف بهدرد بخوری نمیزند. تا اینجای مطلب به موضوع و محتوای فیلم اشاره کردم اما در ساختمان و فرم اثر نتیجه فیلم ضعیفتر است. اینکه مثلا نوع روایت و ساخت و پرداخت مستندواره است، صرف سیاه و سفید کردن کفایت نمیکند. بالاخره فیلم در زمره آثار تاریخی/ درام میگنجد ولی دریغ از مؤلفههای این گرایش. چه خوب میشد تا افخمی قبل از ساخت صبح اعدام، فیلم دوازده مرد خشمگین ساخته سیدنی لومت را میدید تا شاید بداند که چگونه در تکلوکیشن و با تعدد شخصیتها فیلم قابل دیدنی ساخته است. دیزالوهای افخمی راه به ابتذال میکشد ولی از موسیقی خوب محمد زمانی نباید گذشت که امتیاز فیلم از ناحیه اوست.
کو دو نیم خط قصه؛ شهسوار
فیلم «شهسوار» ساخته حسین نمازی در راستای فیلم قبلیاش، شادروان است. باز هم بازی با جنازه. اما در شادروان تنه و شاخه و برگ سناریو مبتنی بر اصول فیلمنامهنویسی طراحی و پیاده شده بود. اما شهسوار بهشدت از ناحیه تشتت ایده و موضوع رنج میبرد. اتفاقا نمازی با خوب موضوعی شروع میکند. یکی از اعضای خانواده در شرایطی میمیرد که در شرف عروسی یک زوج هستند و...این تضاد یاحتی سنتشکنی در صورت بسط ودرام شدن هم جذاب و تازه بود و هم جای خندهگیری از مخاطب داشت، کمااینکه درابتدا این اتفاق میافتد ولی نمازی این کانسپت رارهامیکند وبه سراغ تصادف ساختگی برای گرفتن دیه میرود و تازه موضوع اشتغالزایی با «خر» هم هست وهیچکدام از این موضوعات پرداخت نمیشود، لذا تبدیل به وضعیتی میشود که آدمها در این بین پاندول میشوند. درواقع بیهویت و فاقد شناسنامه هستند؛ مثل دختر که اگر شنوا بود چه فرقی میکرد تا الان که ناشنواست. در مجموع کمدی/ درام حسین نمازی درنیامده است.
نه در حد لیسانسهها؛ صبحانه با زرافهها
فیلم «صبحانه با زرافهها» ساخته سروش صحت در اجزای ساخت و شوخیها، از سریالهای تلویزیونی این فیلمساز میخورد. در اینکه صحت، شوخینویس موفقی است شکی نیست ولی نباید غافل شد که اینجا سینماست و نیازمند داستان پروپیمان است؛ درحالی که این فیلم در داستان خیلی کم دارد و مطابق معمول اینکه صحت پلاتونویس ماهری است، صبحانه با زرافهها نیز در همین گرایش قابل تعریف است. بنابراین با کلام و ایما و اشارههای تلویحی از تماشاگر خنده میگیرد اما هیچچیز عمق پیدا نمیکند. مثلا فصلی که سه مرد میخواهند مخ سه زن را بزنند و کار به خارجی صحبت کردن میکشد، واقعا ابتذال در تمام صحنه غالب است اما بله خنده هم گرفته میشود ولی به همین نسبت هم زود فراموش میشود. خلاصه اینکه صحت با وفور سریال و حالا چند فیلم به نوعی از بیان و شیوه روایت رسیده که خاص اوست و این یعنی ماندن و موفقیت.




