در روز چهارم از چهل و دومین جشنواره فیلم فجر چه گذشت؟
جشنواره من خیلی خوب است
در روزهای اخیر، دبیر جشنواره فیلم فجر آماج انتقادهایی درخصوص حضور یا عدم حضور برخی فیلمها در جشنواره امسال بود. مهمترین و گل درشتترین اعتراض به مجتبی امینی ومدیریتش را عوامل فیلم سینمایی «بیبدن» بیان کردند که بهصراحت امینی را متهم اصلی عدم پذیرش این فیلم در بخش مسابقه دانستند.
امینی سکوت را بیش از این جایز ندانست و به سینمای رسانهها آمد و در برابر دوربین خبرنگاران قرار گرفت و از جشنواره دفاع کرد. او تا جایی که میشد از جشنواره امسال تعریف کرد و آن را بسیار پررنگ و پررونق ارزیابی کرد و رسیدن چند فیلم در سینماهای مردمی به نوبتهای فوقالعاده را اتفاقی بسیار بینظیر توصیف کرد. البته رسیدن فیلمها به نوبتهای فوقالعاده امر رایجی در جشنوارههای فجر است و امتیاز ویژهای برای جشنواره چهل ودوم نیست. مشخص بود بخش مهمی از سؤالات از او درباره فیلم «بیبدن» باشد. امینی عدم پذیرش این فیلم را به دلیل ضوابط جشنواره اعلام کرد و گفت فیلم به صورت ناقص به هیأت انتخاب داده شده بود و برای همین کنار گذاشته شد. وی البته به صورت بسیار دیپلماتیک جوابی هم به عوامل این فیلم و اعتراضشان داد وگفت: هر جشنوارهای آییننامه و پروتکلی دارد و صاحبان آثاری که میخواهند در جشنواره حضور داشته باشند بر همین اساس شرکت میکنند. همه باید به قوانین جشنواره پایبند باشیم و اگر اثری در جشنواره حضور پیدا میکند باید همه ضوابط را بپذیرد.
دبیر جشنواره با اشاره به حضور پنج فیلم اولی در بخش سودای سیمرغ گفت: دراین بخش ابتدا چهار فیلم انتخاب شد و یک فیلم هم به ما پیشنهاد شد تا سهمیه اضافهتری به سودای سیمرغ اضافه شود که درنهایت پنج فیلم به این بخش راه پیدا کردند. لذا خواهش من از همه فیلمسازان این است که به ضوابط و آییننامه جشنواره و نظر هیأت محترم انتخاب و داوری احترام بگذاریم. وقتی یک جمعبندی اتفاق میافتد وآثار راه یافته درهربخش اعلام میشود باید همه آن را بپذیرند. در مراحل بعدتر هم به داوری میرسیم که باید به نظر داوران احترام گذاشت.
1- نشست خبری فیلم «شهسوار» بیشتر به تلاش عوامل این فیلم برای جا انداختن این موضوع گذشت که این فیلم کمدی نیست. هادی کاظمی، بازیگر فیلم با این جملات سعی کرد از فیلم دفاع کند: شهسوار، کمدی نیست و یک زندگی است؛ زندگی که هم خنده دارد، هم گریه و هم چالشهای متنوع. به هرحال درباره ژانر این فیلم اگر اختلافنظر وجود داشته باشد، احتمالا بیشتر دراین زمینه خواهد بود که شه سوار بسیار شبیه فیلم قبلی حسین نمازی یعنی «شادروان» است. البته در این زمینه عوامل فیلم هم خیلی گارد نگرفتند و برای مثال سعید عطاییان، تهیهکننده فیلم گفت: شهسوار در کوچه پایینی شادروان ساخته شد و این سبک فیلمسازی حسین نمازی است و حتی میتواند سهگانه آن را بسازد. حالا باید منتظر جشنواره سال بعد باشیم و ببینیم آیا واقعا حسین نمازی میخواهد هتتریک کند یا پاس گل خواهد داد؟ پرسپولیسیها از این جملههایی که گفتم، خاطرات خوبی دارند.
2- «قلب رقه» فیلم سرپایی بود و خیلیها از آن خوششان آمد، فیلمی درباره مقاومت در برابر گروههای تکفیری و شکست دادنشان. کارگردان و عوامل فیلم هم سعی کردند از سختیهای فراوان ساخت این فیلم در سوریه روایتی در برابر مخاطبان قرار بدهند. بازیگران فیلم از دشواریهای این فیلم ازجمله چالش آموختن زبان عربی و مشکلات ساخت یک فیلم اکشن صحبت کردند. مصطفی ساسانی از بازیگران فیلم ازچالش موتورسواری خودش گفت و اینکه نزدیک بوده در یک صحنه کشته شود.اما سرجمع همه حرفها را شاید بشود در جملات کارگردان فیلم خلاصه کرد. خیرا... تقیانی پور گفت: وقتی وارد سوریه شدیم، کشور هنوز بحرانی بود و وقتی وارد حمص شدیم، رژیم صهیونیستی شروع به بمباران کرد. خدارا شاکرم که یک خون از دماغ عوامل نیامد و از آنهایی که امنیت را در سوریه برای ما فراهم کردند بهخصوص از شهید سید رضی موسوی که با همه چالشها پشت ما بودند، متشکرم. بزرگترین چالش سالم برگشتن به هتل و یک روز دیگر فیلمبرداری بود. او این فیلم را به شهید سید رضی موسوی تقدیم کرد و یاد این شهید را گرامی داشت.
3- نشست فیلم «صبحانه با زرافه» با چاشنی رفاقت و مرام گذاری همراه بود. پژمان جمشیدی که به دلیل حضور در پروژه تلویزیونی «زیرخاکی» نتوانسته بود در نشست حاضر شود از طریق تلفن با خبرنگاران صحبت و حسابی آنها را شرمنده خودش کرد. جمشیدی که چند سال قبل وقتی نامزد دریافت سیمرغ بلورین شده بود و با پوزخند برخی رسانهها رو به رو شده بود، به اهالی رسانه گفت چه وقتی از او تعریف میکنند و چه وقتی از او انتقاد میکنند، به یک اندازه آنها را دوست دارد. دیدن «صبحانه با زرافه»، خیلی از منتقدان را به یاد فیلم آمریکایی خماری(The Hangover) به کارگردانی تاد فیلیپس انداخت و اهالی رسانه که با کسی تعارف ندارند، همین سؤال را از سروش صحت پرسیدند. او گفت: ما وقتی فیلمنامه را مینوشتیم، یاد خماری نبودیم ولی بعد به خودمان گفتیم باید کاری کنیم تا شبیه آن فیلم نباشد. فیلم به خماری شباهت دارد و اگر بگوییم نه، دروغ گفتهایم اما این نبود که از روی آن کپی کرده باشیم ولی در ادامه تلاش کردیم شبیه نباشد. حتما هر چه خواندهایم یا دیدهایم یا حتی بو کردهایم در ذهن ما و طبیعتا در فیلم اثرش را داشته است.
آرش شفاعی - گروه فرهنگ و هنر
دبیر جشنواره با اشاره به حضور پنج فیلم اولی در بخش سودای سیمرغ گفت: دراین بخش ابتدا چهار فیلم انتخاب شد و یک فیلم هم به ما پیشنهاد شد تا سهمیه اضافهتری به سودای سیمرغ اضافه شود که درنهایت پنج فیلم به این بخش راه پیدا کردند. لذا خواهش من از همه فیلمسازان این است که به ضوابط و آییننامه جشنواره و نظر هیأت محترم انتخاب و داوری احترام بگذاریم. وقتی یک جمعبندی اتفاق میافتد وآثار راه یافته درهربخش اعلام میشود باید همه آن را بپذیرند. در مراحل بعدتر هم به داوری میرسیم که باید به نظر داوران احترام گذاشت.
1- نشست خبری فیلم «شهسوار» بیشتر به تلاش عوامل این فیلم برای جا انداختن این موضوع گذشت که این فیلم کمدی نیست. هادی کاظمی، بازیگر فیلم با این جملات سعی کرد از فیلم دفاع کند: شهسوار، کمدی نیست و یک زندگی است؛ زندگی که هم خنده دارد، هم گریه و هم چالشهای متنوع. به هرحال درباره ژانر این فیلم اگر اختلافنظر وجود داشته باشد، احتمالا بیشتر دراین زمینه خواهد بود که شه سوار بسیار شبیه فیلم قبلی حسین نمازی یعنی «شادروان» است. البته در این زمینه عوامل فیلم هم خیلی گارد نگرفتند و برای مثال سعید عطاییان، تهیهکننده فیلم گفت: شهسوار در کوچه پایینی شادروان ساخته شد و این سبک فیلمسازی حسین نمازی است و حتی میتواند سهگانه آن را بسازد. حالا باید منتظر جشنواره سال بعد باشیم و ببینیم آیا واقعا حسین نمازی میخواهد هتتریک کند یا پاس گل خواهد داد؟ پرسپولیسیها از این جملههایی که گفتم، خاطرات خوبی دارند.
2- «قلب رقه» فیلم سرپایی بود و خیلیها از آن خوششان آمد، فیلمی درباره مقاومت در برابر گروههای تکفیری و شکست دادنشان. کارگردان و عوامل فیلم هم سعی کردند از سختیهای فراوان ساخت این فیلم در سوریه روایتی در برابر مخاطبان قرار بدهند. بازیگران فیلم از دشواریهای این فیلم ازجمله چالش آموختن زبان عربی و مشکلات ساخت یک فیلم اکشن صحبت کردند. مصطفی ساسانی از بازیگران فیلم ازچالش موتورسواری خودش گفت و اینکه نزدیک بوده در یک صحنه کشته شود.اما سرجمع همه حرفها را شاید بشود در جملات کارگردان فیلم خلاصه کرد. خیرا... تقیانی پور گفت: وقتی وارد سوریه شدیم، کشور هنوز بحرانی بود و وقتی وارد حمص شدیم، رژیم صهیونیستی شروع به بمباران کرد. خدارا شاکرم که یک خون از دماغ عوامل نیامد و از آنهایی که امنیت را در سوریه برای ما فراهم کردند بهخصوص از شهید سید رضی موسوی که با همه چالشها پشت ما بودند، متشکرم. بزرگترین چالش سالم برگشتن به هتل و یک روز دیگر فیلمبرداری بود. او این فیلم را به شهید سید رضی موسوی تقدیم کرد و یاد این شهید را گرامی داشت.
3- نشست فیلم «صبحانه با زرافه» با چاشنی رفاقت و مرام گذاری همراه بود. پژمان جمشیدی که به دلیل حضور در پروژه تلویزیونی «زیرخاکی» نتوانسته بود در نشست حاضر شود از طریق تلفن با خبرنگاران صحبت و حسابی آنها را شرمنده خودش کرد. جمشیدی که چند سال قبل وقتی نامزد دریافت سیمرغ بلورین شده بود و با پوزخند برخی رسانهها رو به رو شده بود، به اهالی رسانه گفت چه وقتی از او تعریف میکنند و چه وقتی از او انتقاد میکنند، به یک اندازه آنها را دوست دارد. دیدن «صبحانه با زرافه»، خیلی از منتقدان را به یاد فیلم آمریکایی خماری(The Hangover) به کارگردانی تاد فیلیپس انداخت و اهالی رسانه که با کسی تعارف ندارند، همین سؤال را از سروش صحت پرسیدند. او گفت: ما وقتی فیلمنامه را مینوشتیم، یاد خماری نبودیم ولی بعد به خودمان گفتیم باید کاری کنیم تا شبیه آن فیلم نباشد. فیلم به خماری شباهت دارد و اگر بگوییم نه، دروغ گفتهایم اما این نبود که از روی آن کپی کرده باشیم ولی در ادامه تلاش کردیم شبیه نباشد. حتما هر چه خواندهایم یا دیدهایم یا حتی بو کردهایم در ذهن ما و طبیعتا در فیلم اثرش را داشته است.
آرش شفاعی - گروه فرهنگ و هنر




