آویختگی؛ حرکت روی مرز عشق و ترحم
آویختگی ساخته مهدی رضایی، بهرغم ضعفهایش تلاشی قابلقبول برای رسیدن به نوعی از سینمای اجتماعی است که میخواهد با انتخاب فرم روایی، نزدیک به فضای نمایش که دغدغه یکی از شخصیتهای اصلی آن نیز هست، نگاهی از نزدیک به یک اتفاق تراژیک عاشقانه با چاشنی اعتیاد به روانگردانها داشته باشد.
امیر، جوانی ترانهسرا به یلدا، زنی مطلقه که چند سال از او بزرگتر و بازیگر تئاتر است، دل بسته و مدام قول میدهد که بهزودی برای جلب نظر یلدا استفاده از مواد روانگردان را کنار میگذارد ولی نمیتواند در مقابل وسوسه مصرف مجدد مقاومت کند.فیلم در نشان دادن آنچه که در مقابل دوربین و در زمان حال میگذرد، لحن و بیانی رک، صریح و موثر دارد، ولی در جایی که مخاطب نیاز به فهمیدن چگونگی ایجاد این ارتباط و آشنایی با پیشینه شخصیتهای اصلی دارد، به نوعی کم میآورد. امیر ترانهسرا است. ولی جز شنیدن چند ترانه از زبان او، نمیتوان کارکرد دیگری برای وضعیت رمانتیک ایجاد شده در این ارتباط بهواسطه شاعر بودن امیر متصور بود و به همین دلیل هم ارتباطی که در برابر دوربین شکل میگیرد، بیشتر وجه مادرانه نگاه یلدا به امیر را پررنگ میکند. شخصیت بیمار و متزلزل امیر بهویژه در زمانهایی که نمیتواند به یلدا راست بگوید و مدام در موضع عذرخواهی قرار دارد، بهرغم بازی ضعیف بازیگر نقش بهویژه در سکانسهای مهم روبهرو شدن با یلدا و بدون در نظر گرفتن پیشینه نه چندان قابل باور این ارتباط در برابر شخصیت بهظاهر آرام و سازگار یلدا، پرداخت قابل قبول و باوری دارد که اگر نبود نقطه ضعفی که به آن اشاره شد، یعنی وجود حفرههایی در پیشینه ارتباط امیر و یلدا، میتوانست یکی از نمونههای موفق آثار مرتبط با معضل مواد مخدر در سالهای اخیر باشد .هر زمان که فیلمساز برای جا انداختن و قابل باور کردن عشق یلدا تلاش میکند و ارتباط از حد نگاه ترحمبرانگیز زنی به زندگی یک مبتلا به مصرف مواد روانگردان، فاصله میگیرد و برخورد رودرروی یلدا و امیر در موقعیتهای مختلف شکل میگیرد، فیلم به سمت هدف اصلیاش که به تصویر کشیدن تخریب یک رابطه عاشقانه بهواسطه میل افسارگسیخته مبتلایان به مصرف مواد روانگردان به تکرار مصرف است، نزدیک میشود اما از دیگر سو وقتی امیر در اغلب لحظات فیلم در جمع دوستان ناباب مشغول وقتگذرانی و مصرف مواد است، فیلم از ساختار فکرشدهای که میتوانست آن را از راهی میانبر به هدف اصلیاش برساند، دور میشود. گفتوگوها و برخوردهای امیر با دوستان اگرچه برای معرفی شخصیت او و دیگران به مخاطب ضروری است اما طولانیشدن این برخوردها و گفتوگوها نمیتواند به ساختار زیباشناختی و روایی اثر کمک کند.«آویختگی» نشان از دغدغهمندی فیلمسازی دارد که شخصیتهای قصهاش را بهخوبی میشناسد و بر پایه همین شناخت در مسیر معرفی آنها با ساختاری متفاوت حرکت میکند. همچنان که بر مبنای دلمشغولی یلدا و علاقهاش به دنیای نمایش، پدر ازدسترفته امیر در قالبی نمایشی و سوررئال مانند نوعی فاصلهگذاری در سراسر اثر به مخاطب معرفی میشود. بر پایه نوعی ساختار روایی متفاوت که در اینجا خوب جواب میدهد و نوعی پیوند با ساختار فراواقعی پایان اثر ایجاد میکند.
سید محمد سلیمانی - نویسنده و منتقد
سید محمد سلیمانی - نویسنده و منتقد




