نقش روابط عمومی رسانه ملی در توسعه اعتماد عمومی
روابط عمومی را هنر هشتم هم مینامند كه در قرن بیستم به عنوان یكی از اصول و پایههای كار
سازمانی مورد توجه بینالمللی
قرار گرفت.
ركس هارلو از اساتید علم ارتباطات و از پیشگامان روابط عمومی درباره این مسأله نظر جالب توجهی دارد؛ او میگوید: روابط عمومی دانشی است كه به وسیله آن سازمانها آگاهانه میكوشند، بر مسؤولیت اجتماعی خویش عمل كنند تا بتوانند، تفاهم و پشتیبانی كسانی را كه برای توسعه اهمیت دارد، به دست آورند.
امروزه روابط عمومی را كوششی آگاهانه و بر اساس قانون برای ایجاد تفاهم لازم و تداوم اعتماد و شناخت متقابل سازمانی با عموم مردم تعریف میكنند.
همچنین میتوان گفت حوزه روابط عمومی آن بخش از وظایف مدیریت سازمانی محسوب میشود كه دارای عملكردی ممتد و پایهریزی شده از قبل است و بر محور آن، افراد و سازمانها تلاش میكنند تفاهم و پشتیبانی كسانی را كه با آنها سرو كار دارند، جلب كنند.
یك توصیف دیگر هم از روابط عمومی بیان شده كه میگوید روابط عمومی پلی میان یك سازمان و نهاد با مخاطبان و مشتریان آن است، اما نكته اساسی تفاوت آن با بحث تبلیغات است؛ به عبارتی فعالیت روابط عمومی چندان مستقیم و ملموس نیست و همینجا میتوان پی به تفاوت آن با تبلیغات برد؛ زیرا روابط عمومی راهكاری به منظور ایجاد روابط تفاهمآمیز با كارمندان، مشتریان، سرمایهگذاران، رأیدهندگان و عموم جامعه فراهم میآورد.
رسانههای مختلفی در دنیای امروز مشغول فعالیت و ایجاد ارتباطات دو یا چند سویه با مخاطب هستند كه مهمترین آنها شبكههای اجتماعی و فضاهای مجازی به شمار میروند، اما در این بین هنوز رادیو و تلویزیون به عنوان دو عنصر اساسی ارتباطی نقش و جایگاه خود را در بین اقشار مختلف مردم دارند و توانستهاند تا حدود زیادی همگام با فناوریهای روز، همراهی با مخاطبان را حفظ كنند.
ادامه در صفحه 6




