دانشگاه و مرزهای هویت ملی
در روزهای اخیر، برخی دانشگاههای کشور صحنه بروز اعتراضهایی بودهاند که در مواردی از چارچوب مطالبات صنفی و مدنی عبورکرده وبه اغتشاشات انجامیده است. آنچه دراین میان اهمیت دارد،تفکیک میانحقاعتراض ورفتارهای ساختارشکنانه است؛ دو مقولهای که هرچند ممکن است در ظاهر به هم نزدیک شوند اما در ماهیت و پیامد تفاوتی جدی دارند.
روحالله احمدزادهکرمانی | عضو هیأت علمی دانشگاه آزاد اسلامی
دانشگاه در همه جوامع، پیشقراول تغییرات اجتماعی است. هرگاه جامعهای در آستانه یک دگرگونی قرار گرفته، این دانشگاه و جنبش دانشجویی بودهاند که نخستین نشانههای آن تحول را نمایندگی کردهاند. در ایران نیز از آغاز شکلگیری نهاد دانشگاه، جریان دانشجویی همواره نگاهی رو به آینده داشته و در مسیر پیشرفت و توسعه حرکت کرده است.با این حال، اعتراض اگر برآمده ازمطالبات بحق باشد نیازمند چارچوب،عقلانیت ودرکتاریخی است.دانشگاه عرصه مبادله فکر،تضارب آراو گفتوگوی منطقی است. اگر این بستر فکری به رفتارهای هیجانی تقلیل یابد، نهتنها کمکی به پیشبرد مطالبات نمیکند بلکه امکان گفتوگو را نیز مسدود میسازد.سوزاندن یا تخریب پرچم بهعنوان نماد ملی، در حافظه جمعی جامعه بهمثابه نفی تاریخ استقلال و سرمایه نمادین یک ملت تلقی میشود. چنین کنشی، بیش از آنکه بیانگر اعتراض آگاهانه باشد، میتواند ناشی از غفلت نسبت به جایگاه این نمادها در شکلگیری هویت ملی قلمداد شود.
باید توجه داشت که این رفتارها از سوی اقلیتی محدود صورت گرفته و اکثریت دانشجویان کشور، جوانانی آگاه، مسئول و دغدغهمند هستند که مسیر مطالبهگری را از راههای مدنی و فکری دنبال میکنند. تعمیم رفتار یک گروه کوچک به کلیت جامعه دانشگاهی، خطایی تحلیلی است که خود میتواند به تعمیق شکافها بینجامد.
نکته اساسی آن است که هر مطالبهای زمانی میتواند به اصلاح و پیشرفت بینجامد که در چارچوب گفتوگو و وفاداری به اصول هویت ملی مطرح شود. تجربه تاریخی ملتها نشان میدهد که توسعه پایدار، محصول تقابل عقلانی دیدگاهها در درون یک چارچوب مشترک است، نه نتیجه آشوب و هرجومرج شعاری.امروز بیش از هر زمان دیگری، دانشگاه نیازمند بازگشت به ایده بنیادین خود است؛ دانشگاه بهمثابه فضای تفکر، نقد و گفتوگوی مسئولانه. اگر این ایده حفظ شود، حتی تندترین اختلافنظرها نیز میتوانند به فرصتی برای رشد و بالندگی تبدیل شوند. اما اگر از این چارچوب فاصله بگیریم، نه اعتراض به نتیجه میرسد و نه اصلاحی پایدار شکل خواهد گرفت.
باید توجه داشت که این رفتارها از سوی اقلیتی محدود صورت گرفته و اکثریت دانشجویان کشور، جوانانی آگاه، مسئول و دغدغهمند هستند که مسیر مطالبهگری را از راههای مدنی و فکری دنبال میکنند. تعمیم رفتار یک گروه کوچک به کلیت جامعه دانشگاهی، خطایی تحلیلی است که خود میتواند به تعمیق شکافها بینجامد.
نکته اساسی آن است که هر مطالبهای زمانی میتواند به اصلاح و پیشرفت بینجامد که در چارچوب گفتوگو و وفاداری به اصول هویت ملی مطرح شود. تجربه تاریخی ملتها نشان میدهد که توسعه پایدار، محصول تقابل عقلانی دیدگاهها در درون یک چارچوب مشترک است، نه نتیجه آشوب و هرجومرج شعاری.امروز بیش از هر زمان دیگری، دانشگاه نیازمند بازگشت به ایده بنیادین خود است؛ دانشگاه بهمثابه فضای تفکر، نقد و گفتوگوی مسئولانه. اگر این ایده حفظ شود، حتی تندترین اختلافنظرها نیز میتوانند به فرصتی برای رشد و بالندگی تبدیل شوند. اما اگر از این چارچوب فاصله بگیریم، نه اعتراض به نتیجه میرسد و نه اصلاحی پایدار شکل خواهد گرفت.




