با پیرمرد چه کردیم؟!

در آستانه سالمرگ ارنست همینگوی سراغ ترجمه‌های فارسی 2 كتاب مشهور او در ایران رفتیم؛ «پیرمرد و دریا» و «وداع با اسلحه»

با پیرمرد چه کردیم؟!

وقتی همینگوی سال 1952 «پیرمرد و دریا» را در كشور كوبا منتشر كرد، فكرش را هم نمی‌كرد تا دهه‌ها بعد سانتیاگوی پیرمرد و دریا بشود نماد امید و تلاش، پیرمردی ماهیگیر كه روزی دریا قلمرو صیدش بوده، حالا در روزگار پیری می‌خواهد دوباره به دوران اوج بازگردد و بزرگ‌ترین صید عمرش را به دام بیندازد. حالا و با گذر 67 سال پیرمرد و دریا برای اغلب كتابخوانان جهان نامی آشناست، حتی آنها هم كه خیلی اهل كتاب و مطالعه نیستند، به احتمال زیاد نامش را شنید‌ه‌اند و می‌دانند این رمان كوتاه یكی از شاهكارهای ادبیات داستانی جهان محسوب می‌شود. كتابی كه گفته می‌شود یكی از دلایل عمده اهدای جایزه ادبی نوبل سال ۱۹۵۴ به این نویسنده بوده است.

داستان تكراری بی‌قانونی
كمتر از یك ماه پیش هم بر سر دعوای میان ناشران و ماجرای داشتن ناشر رسمی برای انتشار آثار اورهان پاموك، نویسنده ترك در ایران رفتیم سراغ ترجمه‌های انجام‌شده از آثار این نویسنده در ایران و ماجرا را بررسی كردیم. ماجرایی كه برای هر نویسنده پرمخاطبی در ایران رخ داده و ناشران و نویسندگان چه بلاها كه بر سر او و آثارش نیاورده‌اند!



رمان كوتاه یعنی چه؟
پیرمرد و دریا را رمان كوتاه می‌دانند، چون به فصل‌ها یا قسمت‌های جدا تقسیم نشده‌ و علاوه‌بر این فقط اندكی از یك داستان كوتاه بلندتر است. این اثر اولین بار در شماره اول سپتامبر ۱۹۵۲ مجله لایف منتشر و باعث شد ظرف فقط دو روز بیش از پنج میلیون نسخه از این مجله فروش رفت. نقدهایی كه درباره این داستان نوشته شده همگی بدون استثنا و به طور اغراق‌آمیزی مثبت بودند. هرچند بعدها تعداد كمی نقد مخالف نیز نوشته شد كه نویسندگان‌شان زیاد با پیرمرد و دریا میانه خوبی نداشتند و به آن خرده می‌گرفتند!


ورود كتاب به ایران
همینگوی با كتاب زندگی خوش و كوتاه فرنسیس مكومبر به ترجمه ابراهیم گلستان به ایران ورود می‌كند، اما بعدتر با مترجمان دیگری شناسانده می‌شود. همین كتاب مورد بحثمان پیرمرد و دریا در سال 1332 یعنی یك سال پس از انتشار آن در كوبا توسط م.ح.یحیوی و در نشر امیركبیر منتشر می‌شود. در ادامه پرویز داریوش، رحیم نامور و دیگران آرام آرام سراغ همینگوی می‌روند و ماندگارترین ترجمه پیرمرد و دریا توسط نجف دریابندری كه از سال 63 و توسط نشر خوارزمی روانه بازار كتاب شده، بهترین و محبوب‌ترین این ترجمه‌هاست. تا حدی كه اهالی فن می‌گویند ترجمه خوب دریابندری حجت را تمام كرده و او حق داستان را در ترجمه خود كاملا ادا كرده است. احمد پوری - كه خود در ترجمه‌ شعر شناخته شده است - دریابندری را یكی از بزرگ‌ترین مترجمان ما تا امروز می‌داند و ترجمه‌ او را از پیرمرد و دریا از جمله بهترین ترجمه‌های همینگوی به‌فارسی نام می‌برد.



فهرست بلندبالای مترجمان پیرمرد و دریا
شاید فكر كنید وقتی می‌گوییم سی و چند نفر رفته‌اند سراغ ترجمه كتاب، شوخی می‌كنیم یا طبق برخی تصورات غلط در حال شلوغ‌بازی رسانه‌ای هستیم! پس اسم مترجمان را فارغ از هر گونه تقدم و تاخر و به ترتیب حروف الفبا می‌نویسیم تا ببینید اوضاع از چه قرار است.
پیمان آذرباد، سودابه آشا، مهدی افشار، بهرامی حران، كیومرث پارسای، كامران پروانه، یونس تاسه، افشین تمیمی، نفیسه توكلی، فاطمه جمالی، بهزاد جنت‌سرای نمین، آرا جواهری، فرزام حبیبی‌اصفهانی، مرضیه سادات‌حسینی آذر، حمید خاوری، نجف دریابندری، حمیدرضا رضایی، فاطمه سرباز، مرتضی سعیدی‌تبار، داریوش شاهین، مهناز صادقی، نسرین صالحی، فاطمه عبدی‌زاده، علی‌اكبر عبداللهی، نازی عظیما، محمدتقی فرامرزی، سمانه فلاح، عباس كرمی‌فر، ناصر منظوری، زهرا موسی‌پور نواجردی، بیتا ناصری، حسن نجفی، مهدی نصیری‌دهقان، محمدحسن نعیمی و سعید و محمد هاشمی. همین فهرست بلندبالا كه نوشتن و مرتب كردنش هم كلی زمان برد، نشان می‌دهد اوضاع ترجمه كتاب‌های همینگوی در ایران چگونه است.


بلبشوی ناتمام ترجمه‌ها
حالا اگر فكر كنید با حساب این حرف‌ها ترجمه پیرمرد و دریا به همین كار دریابندری ختم شده و دیگران گفته‌اند، چرا بعد از ترجمه به این خوبی برویم سراغ كتاب، سخت در اشتباهید. بلبشوی ترجمه كه در گزارش قبلی‌مان هم مورد بررسی قرار گرفته بود و نشان می‌داد ما ایرانی‌ها با بی ضابطگی‌های نشرمان چه بر سر آثار اورهان پاموك آورده‌ایم، اینجا هم خیلی جدی دیده می‌شود، هم كتاب قدیمی‌تر است و فرصت بیشتری بوده و هم قلم روان جناب همینگوی كه تجربه روزنامه نگاری هم داشته و همین بر روان‌بودن جمله‌ها و قلمش تاثیر گذاشته، موجب شده خیلی‌ها فكر كنند چه گزینه‌ای بهتر از آثار همینگوی  برای مترجم‌شدن.
طبق آنچه در سایت كتابخانه ملی جست‌و‌جو كردیم، 35 مترجم سراغ ترجمه این رمان كوتاه همینگوی رفته‌اند. طبق گزارش‌های موجود هم فقط سه ترجمه مربوط به سال‌های قبل از پیروزی انقلاب است و 32 ترجمه در سال‌های بعد از پیروزی انقلاب منتشر شده‌اند. هر چند این موضوع نشان از رشد بالای تعداد مترجمان ایرانی طی سه دهه گذشته دارد، اما از طرف دیگر بی‌ضابطگی انتشار كتاب‌های ترجمه در ایران را یادآوری می‌كند.


7 مترجم برای «وداع با اسلحه»
البته ما سراغ «وداع با اسلحه» هم رفتیم، دیگر كتاب شناخته‌شده همینگوی در ایران. این اثر را علاوه بر نجف دریابندری؛ مهدی افشار، مجید امینی، كیومرث پارسای، هانیه چوپانی، هاجر زینی‌وند و ر. مرعشی ترجمه كرده‌اند. اگر سراغ دیگر كتاب‌های همینگوی هم برویم با همین بلبشو روبه‌رو خواهیم شد، این‌كه هر شخصی می‌تواند كتابی را برای ترجمه انتخاب كرده و به‌راحتی آن‌طور كه دلش می‌خواهد در ترجمه با آن برخورد كند، از طرف دیگر هر ناشری هم می‌تواند با خیال راحت كتابی را كه به او ارائه می‌شود منتشر كرده و ابدا دغدغه این را ‌كه مترجم و ناشر دیگری قبل‌تر روی آن كتاب سرمایه‌گذاری كرده نداشته باشد! شما اسمش را جز یك بلبشوی بزرگ كه ایران را در سطح جهان هم بدنام كرده است، چه می‌گذارید؟ و این‌كه می‌شود كمی به جناب همینگوی فكر كرد و گفت چه كردیم با تو همینگوی!؟