مرجعیت رسانهای در گرو روایت اول
با گستردگی سپهر رسانهای یکی از اهداف و مسائل چالشی با اهمیت پیش روی رسانهها،مدیریت افکار عمومی در جامعه است،بسیاری از کارشناسان و استادان حوزه علوم ارتباطات و رسانههای جمعی بر این باورند که فضای مجازی توانسته جای رسانههای سنتی مثل رادیو و تلویزیون را بگیرد و اثرگذاری آنان را به حداقل ممکن برساند.
نقطه تقابل سنتیها و مجازیها
دود دلیل عمدهای که برای برتری رسانههای مجازی نسبت به رقبای سنتی خود مطرح میشود، سطح و سهولت دسترسی مخاطبان و کاربران به فضای مجازی است که مدیریت و اثرگذاری بر افکار عمومیآنان را به مراتب راحتتر از رسانههای سنتی قابل انجام میکند،چراکه اساسا در این نوع رسانهها مخاطبان (Audience) یا کاربران (Users) دنبال صحتسنجی مطالب نیستند و بنابراین راحتتر مورد هدف اقناعی در پیام قرار میگیرند. در نقطه مقابل، رسانههای سنتی از این ویژگی برخوردار نیستند و شیوه مواجهه آنها با افکار عمومی و اثرگذاری بر آن نسبت به رسانههای مجازی کمی دشوارتر است اما در این میان حتی با پیش فرض گفته شده، رسانههای سنتی از مزیتهایی مانند «اعتبار» و البته «دسترسی به منابع خاص خبری» برخوردار هستند که در رقابت با رسانههای مجازی به کمک آنها میآید و در کوران یک رقابت شدید، گوی سبقت را از آن میرباید.
خلع سلاح بنزینی اینترنشنال و بیبی سی فارسی
پس از ایجاد اختلال در سیستم سوخترسانی کشور در روزهای اولیه آبان سال جاری ورود بهموقع و کنشگری به جای خبر سازمان صدا و سیما مورد توجه بسیاری از اهالی رسانه و بهدنبال آن مردم قرار گرفت. یکی از دلایل مهم و شاید عمده این استقبال، تغییر رویکرد معاونت سیاسی سازمان و بیتوجه نبودن آن به رخدادهای جامعه و از سوی دیگر از دست ندادن زمان بود. شاید بتوان گفت در رویدادی اینچنینی برای اولین بار بود که شبکهای مانندتلویزیون سعودی ایران اینترنشنال در پوشش اصطلاحا ویژه خود نتوانست بر خبر صدا و سیما پیشی بگیرد، چراکه بیشتر تصاویری که اقدام به پخش آن میکرد همان تصاویری بود که در خبر ما پخش شده بود و آسمان ریسمان بافتنها و مصاحبههایش با کارشناسان فرضی هم خیلی مورد توجه مخاطب قرار نمیگرفت و عملا این شبکه خلع سلاح شد. البته نمیشود از روایتهای کهنه شده شبکه بیبی سی فارسی هم نگفت؛ این شبکه هم در کوران اخبار و تصاویری که بهسرعت در شبکههای اجتماعی گسترده میشد، نتوانست آن طور که در رویدادهای مشابه قبل ماهیگیری میکرد، کار خود را پیش ببرد و صرفا اخبار شبکههای اجتماعی را توسط یک گوینده بازگو میکرد.
مرجعیت رسانهای که هنوز وجود دارد
در این فضا نکته جالب توجه آن بود که صدا و سیما توانست از پدید آمدن یک بحران سیاسی که ظرفیت بالایی برای ایجاد تنش در جامعه تا هفتهها شاید ماهها را داشت آن هم در شرایط فعلی، یکتنه جلوگیری کند.
در فرا متن این رویداد میتوان گفت این تجربه اثبات کرد برخلاف گستردگی رسانههای جمعی به بازیگری اصلی فضای مجازی در ایران هنوز رسانه ملی اثرگذاری خود را دارد و میتواند هنوز افکار عمومی را به بهترین شکل مدیریت کند و این یعنی مرجعیت رسانهای صدا و سیما در جامعه ایران هنوز وجود دارد به شرطی که مانند این موضوع بهموقع ورود کرده و روایت اول را دست بگیرد. برای استمرار این فضای تازه باید دقت کرد دو چارچوب عمده «مسالهمندی و رویدادمحوری در خبر» در کنار رسالت اطلاعرسانی، مورد توجه مدیران خبر در سازمان قرار گیرد و از آن غفلت نشود. اتخاذ این دو چارچوب در دراز مدت علاوه بر اینکه موجب بازگشت مجدد مخاطبانی خواهد شد که مدتی بود با رسانه ملی قهر کرده بودند، ارتقای سرمایه اجتماعی نظام را به دنبال خواهد داشت.




