به بهانه اقدام قدرشناسانه معاونت صدا
جشن تولدی که پوآرو را خوشحال کرد!
اکبر منانی با هر لقب و عنوانی اعم از پیشکسوت رادیو، صداپیشه قدیمی و... که خوانده شود، برای نسل ما تلویزیونبینهای حرفهای، او فقط و فقط هرکول پوآروست! یعنی هرچقدر که با «زبلخان کافیه فقط دستشو دراز کنه و...» و «من میدونستم» گفتنهای او، تماشای انیمیشنها در دوران کودکی شیرین میشد، سالها بعد حجم عمده تجسم ما از پوآرو، همین صداسازی بینظیر منانی بود. چنان عجیب صدایش روی پوآرو نشست که حتی وقتی عکس دیوید ساچت را هم میبینی، ناخودآگاه صدای منانی توی گوشت طنین میاندازد. یا وقتی چشممان به جمال او در پروژه دیگری روشن میشود، حق بهجانب، انتظار داریم تنها صدای او را از دهان این بازیگر بشنویم!
همانطور که آن سالها، دل به دل خانم مارپل دادن و کنار او سرک کشیدن به منزل مظنونان در نبود فهیمه راستکارِ جنت مکان، جذابیتی نداشت. پیگیری پروندههای جنایی پا به پای کمیسر ناوارو و سورپرایز شدن از ضریب هوشی شرلوک هلمز، بدون صدای بهرام زند فقید، بیلطف بود. گذر از «جاده ابریشم» در نبود روایت گرم پرویز بهرام، محال میکرد. یا دیدن چهره دیتر هالروردن یا همان «دیدی» که بی صدای مرحوم حسین عرفانی، مزه نمیداد. همچنین صداهای جادویی و خیالانگیز امثال عطاا... کاملی، عزتا... مقبلی، ایرج ناظریان، حمید قنبری، احمد رسولزاده، چنگیز جلیلوند، جلال مقامی، شهلا ناظریان و خیلی نامهای بیجایگزین دیگر که امروز کنار ما نیستند. اکبر منانی چنان بهجای پوآرو «مونامی» گفته و طوری پز «سلولهای خاکستری» مغزش را داده که سالهاست باورمان شده دیوید ساچت صاحب این صداست و نه منانی! کپی برابر اصل و چه بسا بهتر از اصل!
از آن طیف دوبلورهای آنگاژه که کار، کار خودشان است. نه کسی میتواند ادایشان را دربیاورد و نه جایشان را بگیرد. منانی در عین منم زدنهای پوآرو و خودنماییهای گاه به گاهش، اما خیلی اهل شوآف، مصاحبه و دیده شدن نیست. گویندگی در استودیوهای خلوت رادیو و صحبت کردن جای شخصیتهای دوستداشتنی و سمپاتیکی مثل همین پوآرو را به حضور مقابل دوربین ترجیح داده و سالهای سال، عاشقانه کارش را پی گرفته. برای همین چهره او هنوز برای بسیاری از دوستداران سینما و تلویزیون و مردم علاقهمند، ناآشنا مانده. شاید اغلب هم در جریان نباشند که او 17 سال از 84 سال عمری که از خدا گرفته را صرف تدوین و نگارش کتاب «سرگذشت دوبله ایران و صداهای ماندگارش» بهعنوان نخستین منبع مدون تاریخ دوبله کشور کرده.دوشنبه هفته گذشته معاونت صدا به همت مهدی شاملو، مدیر ایرانصدا، بهمناسبت تولد ۸۴ سالگی منانی و به بهانه روایتگری کتاب گویای «داستانهای پوآرو»، از این هنرمند بیادعا و باتجربه تقدیر کرد. اقدام بجا و مهربانانهای که حتما میتواند در قبال دیگر هنرمندان خاطرهساز این عرصه تکرار شود.چهرهها یا بهتر بگویم صداهای ماندگاری مثل منوچهر والیزاده، خسرو خسروشاهی، ناصر طماسب، ابوالحسن تهامینژاد، ژاله علو، زهره شکوفنده، ژرژ پطرسی، محمود قنبری، مریم شیرزاد، مینو غزنوی، فریبا شاهینمقدم و کلی عزیز دیگر که دلشان گرم به همین محبتها و ابراز ارادتهاست.
هادی اعتمادیمجد | روزنامهنگاراز آن طیف دوبلورهای آنگاژه که کار، کار خودشان است. نه کسی میتواند ادایشان را دربیاورد و نه جایشان را بگیرد. منانی در عین منم زدنهای پوآرو و خودنماییهای گاه به گاهش، اما خیلی اهل شوآف، مصاحبه و دیده شدن نیست. گویندگی در استودیوهای خلوت رادیو و صحبت کردن جای شخصیتهای دوستداشتنی و سمپاتیکی مثل همین پوآرو را به حضور مقابل دوربین ترجیح داده و سالهای سال، عاشقانه کارش را پی گرفته. برای همین چهره او هنوز برای بسیاری از دوستداران سینما و تلویزیون و مردم علاقهمند، ناآشنا مانده. شاید اغلب هم در جریان نباشند که او 17 سال از 84 سال عمری که از خدا گرفته را صرف تدوین و نگارش کتاب «سرگذشت دوبله ایران و صداهای ماندگارش» بهعنوان نخستین منبع مدون تاریخ دوبله کشور کرده.دوشنبه هفته گذشته معاونت صدا به همت مهدی شاملو، مدیر ایرانصدا، بهمناسبت تولد ۸۴ سالگی منانی و به بهانه روایتگری کتاب گویای «داستانهای پوآرو»، از این هنرمند بیادعا و باتجربه تقدیر کرد. اقدام بجا و مهربانانهای که حتما میتواند در قبال دیگر هنرمندان خاطرهساز این عرصه تکرار شود.چهرهها یا بهتر بگویم صداهای ماندگاری مثل منوچهر والیزاده، خسرو خسروشاهی، ناصر طماسب، ابوالحسن تهامینژاد، ژاله علو، زهره شکوفنده، ژرژ پطرسی، محمود قنبری، مریم شیرزاد، مینو غزنوی، فریبا شاهینمقدم و کلی عزیز دیگر که دلشان گرم به همین محبتها و ابراز ارادتهاست.
تیتر خبرها




