نگاهی به سریال پلیس جوان
تعقیب و گریز بر پایه انتقام
پس از تجربههایی چون به سوی افتخار، روزهای زندگی، مسافر و... سال۱۳۸۰ نام سیروس مقدم بار دیگر با سریالی سر زبانها افتاد. سریال پلیس جوان با مجموعهای از بازیگران شناختهشده و پیشکسوت در کنار چهرههایی جدید که البته بعدا به ستارههای سینما تبدیل شدند، ترکیبی تماشایی را ترتیب دادهبود که بسیاری را برای دیدن این سریال از شبکه سه تلویزیون ترغیب میکرد.
کافی است نگاهی به اسامی بازیگران بیندازیم یا بیننده این سریال باشیم. داریوش ارجمند، سعید نیکپور، پروانه معصومی، مریلا زارعی، فرهاد اصلانی، محمدرضا داوودنژاد، زندهیاد لوریک میناسیان، نعیمه نظامدوست، هایده حائری، زندهیاد مهدی صباغی، عنایت بخشی، زهرا سعیدی، مجید صالحی، افشین سنگچاپ و... برخی از چهرههایی هستند که ترکیب برنده این سریال را شکل دادند. البته این میزان از ترغیب پس از پخش به قوت خود باقی نماند و شاید در این زمینه دیالوگها و اجرا بیتاثیر نبود. مقدم فضایی شاعرانه را برای به تصویر کشیدن قصهای پلیسی آمیخته با مضامین اجتماعی و عاشقانه انتخاب کردهبود و همین فضا برای عدهای از مخاطبان چندان مانوس نبود.
قصه از این قرار بود: پلیسی جوان با نام یونس بهگر، پدری داشته که قاضی دادگستری بودهاست و به طرز مشکوکی به قتل میرسد. یونس به انگیزه کشف راز قتل پدر و نیز به توصیه مادرش، بعد از به هم خوردن مراسم عقد با دختر عمویش نیلوفر، با دلی شکسته وارد دانشکده پلیس شده و بعدها بهعنوان ستوان آگاهی مشغول به کار میشود. او در خلال جستوجوهایی که برای کشف راز قتل پدرش انجام میدهد، مواردی عجیب و به هم مرتبط را کشف میکند که سررشته بسیاری از خلافهای رخ داده در شهر است. در این میان پای عشق قدیمی و خانوادهاش هم به قضیه باز میشود و او برای یافتن حقیقت بارها و بارها چالشهایی را تجربه میکند.
همانطور که اشاره شد، در این سریال عنصر احساس بیش از هر چیزی به دیالوگها، فضاسازیها و... رنگ اغراق زدهاست. تا جایی که شاید بر تعامل مخاطب با سریال اثرگذار باشد، بهویژه آنکه در آن زمان که سریال روی آنتن رفت و هنوز ذائقه مخاطبان ایرانی مثل امروز با انواع آثار آشنا نبود، عدهای با این سبک آثار به سختی ارتباط برقرار میکردند. هر چند به حکم نوستالژی و قصه پر پیچ و خم سریال هنوز هم «پلیسجوان» در بازپخشها بیننده دارد. این سریال مدتی است بار دیگر راهی آنتن شبکه آیفیلم شدهاست.
سیروس مقدم به عنوان کارگردان و یکی از نویسندگان اثر به مرور از این سبک سریالسازی فاصله گرفت و با وجود ساخت آثاری موفق از حیث جذب مخاطب، همچون پیامک از دیار باقی و اغما، با روی آنتن فرستادن چاردیواری به مرور فضایی تازه را در سریالهایش به نمایش گذاشت که به رئال نزدیکتر بود. بهواقع کارگردانی پایتخت شمایلی تازه از توانمندی این هنرمند باسابقه نشان داد و او را بهعنوان کارگردانی که در ساخت کمدی اجتماعیوخانوادگی تبحر دارد، به مخاطبان تلویزیون شناساند.
مهدیه رضایی | گروه رسانه
قصه از این قرار بود: پلیسی جوان با نام یونس بهگر، پدری داشته که قاضی دادگستری بودهاست و به طرز مشکوکی به قتل میرسد. یونس به انگیزه کشف راز قتل پدر و نیز به توصیه مادرش، بعد از به هم خوردن مراسم عقد با دختر عمویش نیلوفر، با دلی شکسته وارد دانشکده پلیس شده و بعدها بهعنوان ستوان آگاهی مشغول به کار میشود. او در خلال جستوجوهایی که برای کشف راز قتل پدرش انجام میدهد، مواردی عجیب و به هم مرتبط را کشف میکند که سررشته بسیاری از خلافهای رخ داده در شهر است. در این میان پای عشق قدیمی و خانوادهاش هم به قضیه باز میشود و او برای یافتن حقیقت بارها و بارها چالشهایی را تجربه میکند.
همانطور که اشاره شد، در این سریال عنصر احساس بیش از هر چیزی به دیالوگها، فضاسازیها و... رنگ اغراق زدهاست. تا جایی که شاید بر تعامل مخاطب با سریال اثرگذار باشد، بهویژه آنکه در آن زمان که سریال روی آنتن رفت و هنوز ذائقه مخاطبان ایرانی مثل امروز با انواع آثار آشنا نبود، عدهای با این سبک آثار به سختی ارتباط برقرار میکردند. هر چند به حکم نوستالژی و قصه پر پیچ و خم سریال هنوز هم «پلیسجوان» در بازپخشها بیننده دارد. این سریال مدتی است بار دیگر راهی آنتن شبکه آیفیلم شدهاست.
سیروس مقدم به عنوان کارگردان و یکی از نویسندگان اثر به مرور از این سبک سریالسازی فاصله گرفت و با وجود ساخت آثاری موفق از حیث جذب مخاطب، همچون پیامک از دیار باقی و اغما، با روی آنتن فرستادن چاردیواری به مرور فضایی تازه را در سریالهایش به نمایش گذاشت که به رئال نزدیکتر بود. بهواقع کارگردانی پایتخت شمایلی تازه از توانمندی این هنرمند باسابقه نشان داد و او را بهعنوان کارگردانی که در ساخت کمدی اجتماعیوخانوادگی تبحر دارد، به مخاطبان تلویزیون شناساند.
مهدیه رضایی | گروه رسانه
تیتر خبرها




