امیرحسین شریفی:
نظارتها باید پیش از تولید باشد
به نظر من ورود به تهیه و تولید سریال و فیلم پلیسی علاقه میخواهد. یعنی تهیهکننده، کارگردان و نویسنده باید نسبت به این ژانر علاقهمند و دغدغهمند باشند. البته سختیها و مشکلات بسیاری بر سر راه یک اثر پلیسی هست. بعضی از دوستانی که در نیروی انتظامی هستند، بسیار با گروه سازنده همراهاند و شناخت کافی از این کار دارند تا بتوانند امکانات لازم برای ساخت سریال را در اختیار گروه قرار دهند اما در این میان دوستانی هم هستند که اطلاع زیادی از این ماجراها ندارند و از این نظر نمیتوانند کمک چندانی به گروه کنند.
اصولا نظارت روی چنین کارهایی ضروری است. بههر حال نویسنده، کارگردان و تهیهکننده تسلط کافی روی قوانین نیروی انتظامی ندارند بنابراین نظارتها میتواند مؤثر و درجهت بهبود کار باشد اما من معتقدم نظارت باید روی متن باشد تا نویسنده از همان ابتدای کار بداند که چه تغییراتی قرار است روی فیلمنامه اعمال شود. مثلا در سریال «زاویههفتم» سکانسی وجود داشت که حمیدرضا پگاه در حال ماموریت بود که پلیس راهنمایی و رانندگی بهخاطر سرعت بالا به او فرمان ایست میداد. اما وقتی پگاه خودش را معرفی میکرد، مامور به او ادای احترام کرده و او به ماموریتش ادامه میداد. این سکانس گرفته شد اما به من گفتند که حمیدرضا پگاه با وجود اینکه در ماموریت بود، باید اعمال قانون شود. بنابراین ما ناچار شدیم این سکانس را دوباره بگیریم. البته پلیس در این سریال با ما خیلی همراه شد. چون میدانست من اطلاعات بسیاری در این زمینه دارم. میتوانم بگویم در تمام این سالها من فیلم و سریالی نساختم که تا الان درگیر ممیزی و سانسور شده باشد.
در بحث تولید هم امکانات و شرایطی که برای ساخت چنین کارهایی لازم است، گروه را درگیر مشکلاتی میکند. یعنی هزینهبر است و از طرفی به کار لطمه وارد میکند. از طرفی مسائلی هم در قصه و فیلمنامه وجود دارد. در گذشته اینطور بود که قصه را میخواندند و نظرات و پیشنهاداتشان را بیان میکردند تا نویسنده روی کار اعمال کند. اما یکی از مسائلی که در این میان وجود دارد این است که ناظر هم حین اجرا سلیقهای برخورد کرده و او نیز تغییراتی روی کار ایجاد میکند. درصورتیکه باید همه تغییرات پیش از اجرا و در زمان نگارش فیلمنامه اتفاق بیفتد تا در زمان تولید گروه با مشکلی مواجه نشود. چون این نظرات به تولید لطمه وارد کرده و هزینهها را بالا میبرد. پلیس و نیروی انتظامی باید طوری با تهیهکنندهها، کارگردانها و نویسندهها تعامل و همکاری کند که نظراتش هزینهبر نشود و روی کار تاثیر منفی نگذارد.
به نظر من پروندههای واقعی خیلی میتواند برای مخاطب جذاب باشد. من برای چند کاری که تهیه کردم، پروندههای بسیاری را از نظر گذراندم و خوشم آمد؛ اما گفتند بعضی چیزها را نمیتوان نشان داد. خب، وقتی یک گروه براساس مستندات اثری را میسازد، باید همه چیز طبق واقعیت باشد. بههرحال هر انسانی جایزالخطاست و پلیس هم میتواند خطا کند و فیلمساز باید این خطا را نشان دهد تا پلیس باورپذیر باشد. اتفاقا در جلسهای که با هنرمندان خدمت حضرتآقا رفتیم، این موضوع مطرح و گفته شد که ما نمیتوانیم بعضی پروندهها را تبدیل به سریال کنیم. اتفاقا آقا هم فرمودند دست ما را برای کار باز بگذارند اما بازهم همچنان چنین مشکلاتی مطرح است. من در یک سال هفت تله فیلم برای هفته پلیس ساختم که در فستیوالی در مسکو جایزه بهترین تهیهکنندگی را گرفتم اما جالب است که نیروی انتظامی از ما تقدیر نکرد. این مسائل باعث دلسردی و کمشدن انگیزه برای ادامه کار میشود. نکاتی که بیان کردم، مشکلاتی است که باید رفع شود. من معتقدم سریالهایی که اکشن بیشتری دارد، در تولید هم سختتر است. چون فضاهایی دارد که باید بازسازی شود. مثلا تیراندازی، درگیری، چپکردن ماشین و تعقیبوگریز جزو نکاتی است که باید در چنین سریالهایی باشد و من هم در تلهفیلمهای پلیسی که ساختم، لحاظ کردم. زندهیاد ارشا اقدسی در این زمینه همکاریهایی با ما داشت و بهصورت حرفهای چنین سکانسهایی را درآورد. البته به عقیده من در سریالهای معمایی پلیس باید همکاری و تعامل بیشتری با گروه سازنده داشته باشد تا شاهد خروجی خوبی هم باشیم.
در بحث تولید هم امکانات و شرایطی که برای ساخت چنین کارهایی لازم است، گروه را درگیر مشکلاتی میکند. یعنی هزینهبر است و از طرفی به کار لطمه وارد میکند. از طرفی مسائلی هم در قصه و فیلمنامه وجود دارد. در گذشته اینطور بود که قصه را میخواندند و نظرات و پیشنهاداتشان را بیان میکردند تا نویسنده روی کار اعمال کند. اما یکی از مسائلی که در این میان وجود دارد این است که ناظر هم حین اجرا سلیقهای برخورد کرده و او نیز تغییراتی روی کار ایجاد میکند. درصورتیکه باید همه تغییرات پیش از اجرا و در زمان نگارش فیلمنامه اتفاق بیفتد تا در زمان تولید گروه با مشکلی مواجه نشود. چون این نظرات به تولید لطمه وارد کرده و هزینهها را بالا میبرد. پلیس و نیروی انتظامی باید طوری با تهیهکنندهها، کارگردانها و نویسندهها تعامل و همکاری کند که نظراتش هزینهبر نشود و روی کار تاثیر منفی نگذارد.
به نظر من پروندههای واقعی خیلی میتواند برای مخاطب جذاب باشد. من برای چند کاری که تهیه کردم، پروندههای بسیاری را از نظر گذراندم و خوشم آمد؛ اما گفتند بعضی چیزها را نمیتوان نشان داد. خب، وقتی یک گروه براساس مستندات اثری را میسازد، باید همه چیز طبق واقعیت باشد. بههرحال هر انسانی جایزالخطاست و پلیس هم میتواند خطا کند و فیلمساز باید این خطا را نشان دهد تا پلیس باورپذیر باشد. اتفاقا در جلسهای که با هنرمندان خدمت حضرتآقا رفتیم، این موضوع مطرح و گفته شد که ما نمیتوانیم بعضی پروندهها را تبدیل به سریال کنیم. اتفاقا آقا هم فرمودند دست ما را برای کار باز بگذارند اما بازهم همچنان چنین مشکلاتی مطرح است. من در یک سال هفت تله فیلم برای هفته پلیس ساختم که در فستیوالی در مسکو جایزه بهترین تهیهکنندگی را گرفتم اما جالب است که نیروی انتظامی از ما تقدیر نکرد. این مسائل باعث دلسردی و کمشدن انگیزه برای ادامه کار میشود. نکاتی که بیان کردم، مشکلاتی است که باید رفع شود. من معتقدم سریالهایی که اکشن بیشتری دارد، در تولید هم سختتر است. چون فضاهایی دارد که باید بازسازی شود. مثلا تیراندازی، درگیری، چپکردن ماشین و تعقیبوگریز جزو نکاتی است که باید در چنین سریالهایی باشد و من هم در تلهفیلمهای پلیسی که ساختم، لحاظ کردم. زندهیاد ارشا اقدسی در این زمینه همکاریهایی با ما داشت و بهصورت حرفهای چنین سکانسهایی را درآورد. البته به عقیده من در سریالهای معمایی پلیس باید همکاری و تعامل بیشتری با گروه سازنده داشته باشد تا شاهد خروجی خوبی هم باشیم.




